خانه / آموزش / انشا / انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه

انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه

انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه – انشا با موضوع باران – انشا توصیف باران به زیان ادبی – انشا در مورد باران

انشا در لغت از یک کلمه عربی گرفته شده است به معنی نشو یا نشی و به معنی نشو و نما یا روییدن هست و در اصطلاح به معنی نوشتن

انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه

به هر صورت مهمترین ویژگی یک انشا می دانید در چیست ؟

اگر د ذهنتان گفتید خلاقیت ، درست گفتید

خلاقیت مهترین رکن نوشتن انشا هست نه خود نوشتن

یعنی انشا فقط مانند املا یا نوشتن های دیگر ، نمیخواهد نوشتن را به شما یاد دهد بلکه میخواهد قدرت تحیل شما را در نوشتن تقویت کند

به عبارتی خلاقیت و آفرینش یک اثر ادبی را به شما آموزش دهد

پس همیشه خود را در گیر و دار نمره و نوشتن متن انشا نباشید بلکه فکر آفرینش یک چیز جدید باشید

کتاب زیاد بخوانید و تا میتوانید بنویسید و بنویسید از خودتان و هر چیزی

انشا زیر یک نمونه انشا در مورد باران به صورت عینی و ادبی می باشد

عینی بودن انشا یعنی قابل لمس و دیدنی کردن آن هست

یعنی یک چیز یا موضوع را طوری توصیف کرد که وقتی شخص دیگری آن میخواند بتواند تصورش کند

انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه

انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه
انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه

انشا درباره باران با موضوع :

باران صدای قلب طبیعت

همیشه دوست داشتم درباره باران انشا بنویسم

باران صدای همیشگی تپنده قلب طبیعت است

آری وقتی که باران می بارد من می نشینم در کنار پنجره و یا می روم در حیاط خانه و آن را تماشا می کنم

و صدایش را می شنوم

صدایی که همه موجودات را آرام می کند و می خواباند

صدای باران صدای قلب انسان هاست که پر از مهر است و محبت

وقتی قطرات باران با آن سرعت زیاد از آسمان سیاه به سوی زمین می آید شکلی پیدا می کند شبیه قلب انسان

وقتی این قطرات می شوند هزاز هزار

و وقتی همه با هم و پشت هم می ریزند روی زمین

تبدیل به رشته های آبی می شوند که زمین را به آسمان و آسما را به زمین متصل می کند

زمانی که تنها زمان اتصال زمین و آسمان است

وقتی که خوب گوش می دهی به نوازندگی باران

خواهی دید که چگونه موسیقی زیبایی نواخته می شود

موسیقی که جان می دهد به طبیعت

اگر درست بنگریم باران قطره هایی است کوچک

آن قدر که شاید گفت اندازه قطره های اشک کودکان باشد

اما آنقدر زیاد است که نمیتوان به هیچ گونه وسیله ای آن را شمرد

آنقدر زیاد است این باران که می تواند سیل شود و کوهی را دشت کند و دشتی را دره کند و دره ای را پر کند

این باران است

مهربان و بزرگ و بخشنده

و گاهی غمگین و ناراحت و ویران کننده

باران دوستت دارم

اما وقتی یاد سرزیمنم ایران می افتم به خود می گویم چرا دیگر باران ما را دوست ندارد

بزرگ ترهای ما می گویند سال هاست که باران خوبی نباریده است

سال هاست که از وقتی حکومت ایران شد جمهوری اسلامی، باران هم از ما نا امید شده است

در میان این هم درد اگر باران نبارد چگونه می توانیم درمان را پیدا کنیم

ولی باران قصه زیبایی است که فقط برای مردم زیبا می آید و ایران زیبا می بارد

انشا عینی درباره باران به زبان ادبی و با مقدمه و نتیجه

تهیه : نی نای

15
13

12 دیدگاه

  1. خوب بود ولی مقدمش ازاون بهترهم شاید میشد

    0

    1
  2. عالی🤗🤗🤗

    0

    2
  3. خوب بود🤔🤔🤔🤔

    1

    1
  4. خوب بود اما نتیجش بده

    0

    2
  5. افتضاااااااااااح مخصوصا نتیجش

    2

    0
  6. خوب بود ولی مقدمه خوبی نداشت.👊👊👊

    1

    0
  7. بدددددددد

    2

    1
  8. عااااااالی مرسی

    3

    0
  9. عالی بود خیلی زیباست

    2

    0
  10. بدک نبود🤔🙄🤔🤔💋💋💋💋💋

    3

    0
  11. خوب بود 🙂 🙂 B-)

    8

    4

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.