داستان ازدواج مهرداد پهلبد و شمس پهلوی

مهرداد پهلبد در ۱۸ مرداد ۱۳۹۷ در سن ۱۰۱ سالگی درگذشت. آناهیتا پهلبد دختر مهرداد پهلبد همینک یکی از مدل ها در کالیفرنیا می باشد.

داستان ازدواج مهرداد پهلبد (پهبد ) و شمس پهلوی

در مهر ۱۳۲۳ شمس از جم جدا و مقدمات ازدواج پهلبد و شمس فراهم شد، ولی مشکلاتی از قبیل مخالفت محمدرضا پهلوی باقی بود که به این ازدواج راضی نمی‌شد. بدین لحاظ پهلبد به کمک تاج‌الملوک و به عنوان تحصیل،‌ راهی مصر شد، ولی مشکل دیگری در پیش بود.

شمس اولین دختر رضاشاه از همسر دومش، تاج‌الملوک است. رضاخان با آنکه آدمی سختگیر بود، در مقابل شمس رئوف به‌نظر می‌آمد.

بعدها همین مسئله در زندگی شمس مشکلاتی پیش آورد که به آن می‌ پردازیم.

این امر چنان بود که اشرف را نیز آزرده و باعث شده بود او در خاطرات خود از این دوران به تلخی یاد کند.

پس از گذر اشرف و شمس از دوران نوجوانی، رضاشاه خود در تدارک ازدواج این دو برآمد.

داستان ازدواج مهرداد پهلبد و شمس پهلوی

داستان ازدواج مهرداد پهلبد و شمس پهلوی
داستان ازدواج مهرداد پهلبد و شمس پهلوی

وی بدون توجه به علاقه فرزندانش، کسانی را در نظر گرفت که با توجه به روابط پدران آنها با خارجیان، در تحکیم موقعیتش مثمر باشند.

این دو، علی و فریدون فرزندان دو خاندان قدرتمند قوام و جم بودند.

در ابتدا قوام برای شمس درنظر گرفته شد و فریدون برای اشرف، ولی شمس، که با ناراحتی تن به این ازدواج اجباری داده بود، از نزدیکی خود نزد پدر استفاده کرد و فریدون جم را که زیباتر بود، برای خود انتخاب نمود که مورد موافقت پدر قرار گرفت.

مسلما این ازدواج اجباری توفیق چندانی نمی‌توانست داشته باشد؛ البته با حضور شاه جدایی ناممکن به‌نظر می‌رسید، ولی تنها شانسی که این دو آوردند کشیده شدن شعله‌های جنگ جهانی دوم به ایران بود.

متفقین که برای تقویت جبهه روسیه به راه مهم ایران احتیاج داشتند درصدد استفاده از آن برآمدند.

در این راه رضاشاه نمی‌توانست چندان مثمر واقع شود.

درواقع او روابط خوبی با آلمانها داشت و نمی‌توانست طرف اعتماد متفقین قرار گیرد؛ بدین لحاظ در ۳ شهریور ۱۳۲۰ کشور اشغال شد و رضاخان از سلطنت عزل گردید و در کش و قوسهای فراوانی که اتفاق افتاد فرزندش با کمترین قدرت بر تخت سلطنت نشست. رضاخان با تعدادی از اعضای خانواده به موریس تبعید گردید.

شمس و همسرش جم نیز با پدر همراه شدند.

از مدتی پیش از اشغال ایران علائم کدورت این دو زوج جوان آشکار شده بود.

شمس در این میان با فردی به نام عزت‌ الله مین‌ باشیان آشنا شد.

از این آشنایی همه خبر داشتند.

عزت‌ الله، فرزند سرتیپ نصرالله مین‌باشیان، رئیس اداره موزیک ایران بود.

وی متولد ۱۲۹۶ش و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی راه بود.

عزت‌الله با آلات موسیقی و خصوصاً ویولون آشنایی داشت و به عنوان معلم موسیقی در دربار حضور می‌ یافت.

همین مسئله موجب آشنایی اولیه وی و شمس گردید.

با مرگ رضاخان در ۱۳۲۳، روابط این دو و اختلاف شمس و جم کاملاً عیان شد.

اشرف و همسر جدید مصری‌ اش، یعنی احمد شفیق، کمک حال مهرداد پهلبد بودند، ولی جم که این را فهمیده بود، با نامه‌ نگاری به محمدرضا پهلوی پرده از این حمایتهای خواهرانه و ملکه مادر برداشت و از آنان شکایت کرد.

شمس، که از نام و نام خانوادگی مین‌ باشیان چندان خوشش نمی‌آمد، وی را مجبور کرد که نام «مهرداد پهلبد» را برای خود انتخاب کند.

مین‌ باشیان با کراهت این مسئله را پذیرفت.

داستان ازدواج مهرداد پهلبد و شمس پهلوی

داستان ازدواج مهرداد پهلبد و شمس پهلوی
داستان ازدواج مهرداد پهلبد و شمس پهلوی

در مهر ۱۳۲۳ شمس از جم جدا و مقدمات ازدواج پهلبد و شمس فراهم شد، ولی مشکلاتی از قبیل مخالفت محمدرضا پهلوی باقی بود که به این ازدواج راضی نمی‌شد.

بدین لحاظ مهرداد پهلبد به کمک مادر شمس (تاج‌الملوک) و به عنوان تحصیل،‌ راهی مصر شد، ولی مشکل دیگری در پیش بود.

پدر فریدون جم، یعنی محمود جم، سفیر ایران در مصر بود.

وی که هنوز از جفای شمس نسبت به پسرش دلگیر بود و عامل آن را مهرداد پهلبد می‌ دانست، با فهمیدن این امر درصدد آزار وی برآمد.

اشرف و همسر جدید مصری‌ اش، یعنی احمد شفیق، کمک حال پهلبد بودند، ولی جم که این را فهمیده بود، با نامه‌نگاری به محمدرضا پهلوی پرده از این حمایتهای خواهرانه و ملکه مادر برداشت و از آنان شکایت کرد.

به دستور محمدرضا پهلوی، مهرداد پهلبد به تهران بازگردید.

با همه این احوال در سال بعد (۱۳۲۴) این ازدواج انجام شد.

مهرداد پهلبد تا سالها مغضوب محمدرضا پهلوی بود که نشان از ناراحتی شاه از این ازدواج داشت، ولی با گذشت چند سال از این ازدواج و با وساطت ملکه مادر و شمس، پهلبد مدارج ترقی را سریع طی کرد و سالها در منصب وزارت فرهنگ و هنر جا خوش نمود (۱۳۴۳-۱۳۵۷)؛ یعنی تقریبا پانزده سال. هیچ دامادی چنین خوش‌شانس نبود و هیچ وزیری تا این حد در وزارت باقی نماند.

منبع : سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

: نی نای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *