داستان فیلم مادر قلب اتمی با یک نقد تند و روانکاوانه

مادر قلب اتمی
فیلمی به کارگردانی علی احمد زاده
نویسندگی علی احمد زاده و مانی باغبانی
و تهیه‌ کنندگی سید امیر سید زاده
محصول سال ۱۳۹۳

داستان فیلم مادر قلب اتمی با یک نقد تند و روانکاوانه

این فیلم در بخش جانبی فروم جشنواره فیلم برلین، فستیوال آستین تگزاس و فستیوال فیلم‌ های آسیایی سن دیگو به نمایش در آمده است
داستان فیلم مادر قلب اتمی با مهمونی کامی آغاز می‌شود که قصد دارد ایران را برای همیشه به مقصد تونس ترک کند.
داستان فیلم مادر قلب اتمی در شب توزیع یارانه‌ ها رخ می‌ دهد و اتفاقاتی که به واسطه عدم امکان برداشت از کارت روی می‌ دهد.

ماجرای اکران در ایران

فیلم مادر قلب اتمی سرنوشت نامعلومی داشت و علی رغم چندین بار اصلاحیه موفق به دریافت پروانه نمایش نشد.
شورای پروانه نمایش مذاکراتی با سازندگان فیلم داشت و آنها بر سر اصلاح ۸ دقیقه از فیلم به توافق رسیدند و قرار شد بخش‌ هایی از فیلم اصلاح شود و در بخش‌ هایی با صدای بازیگران نریشن‌ هایی به فیلم اضافه شود.
دست اندرکاران فیلم اصلاحیه اولیه را اعمال کردند و در حالیکه پیش بینی می‌ شد این بار پروانه نمایش فیلم بدون مشکل صادر شود باز هم سازمان سینمایی از صدور پروانه نمایش برای فیلم مادر قلب اتمی خودداری کرد.
در آن زمان گفته شد شورای پروانه نمایش با نسخه اصلاح شده مشکلی ندارد اما اداره نظارت و ارزشیابی تصمیم گرفته فعلاً فیلم مادر قلب اتمی اکران نشود.
سرانجام پس از ۴ سال ، فیلم مادر قلب اتمی در تاریخ ۱۰ خرداد ۹۶ ، اکران شد.

خلاصه داستان فیلم مادر قلب اتمی

دو دوست آرینه (ترانه علیدوستی) و نوبهار (پگاه آهنگرانی) از یک پارتی شبانه قصد بازگشت به خانه با ماشین خود را دارند.
در مسیر راه با افراد و حوادثی روبرو می‌شوند که در فیلم در دو بخش “واقعی” و “فراواقعی” به نمایش گذاشته می‌شوند.
دختران در راه به “کامی” (مهرداد صدیقیان) یکی از دوستان خود برمی‌خورند و او را سوار می‌کنند.
چندی نمی‌ گذارد که تصادفی رخ می‌دهد و از اینجا روند واقعی فیلم با ورود چهره‌‌ مرموزی وارد فاز “سورئال” می‌شود.
پس از تصادف، مرد مرموزی (محمدرضا گلزار) هم‌ چون “توفان” وارد ماجرا می‌شود و پس از پرداخت هزینه راننده آسیب‌ دیده تا آخر فیلم، تنش و ترس ایجاد می‌کند.
توضیحی “منطقی” برای آمدن و رفتن وی نیست.
یک دفعه سر و کله‌ اش پیدا می‌شود
گویی نیروی شیطانی است که به ازای کمک به انسان‌ ها در شرایط نیاز، حال سهم زیادی از آنان طلب می‌کند.
رفع نیازی مادی و عاجل در ازای تسخیر روح.
این مرد مرموز علناً از دیکتاتورهای جهان، نظیر صدام، چاوز، بشار اسد و هیتلر طرفداری می‌کند.
در جایی حتی فردی به نام “مجید التکریتی” سوار ماشین می‌شود که مرد مرموز می‌گوید، همان صدام است.
پخش صدای هیتلر و لذت‌ بری مرد از نطق وی، بیانگر نزدیکی مرد با چهره‌های “سیاه” تاریخ است.
موضوعی که وی را نیز در کنار آنان قرار می‌دهد.
بررسی شخصیت این مرد مرموز در داستان فیلم مادر قلب اتمی، شاه کلید ورود به فیلم و رمزگشایی از آن است.
چهره‌‌ای اهریمنی که جنگ، تنش، وعده‌های تو خالی و حتی مرگ را نمایندگی می‌ کند.
در داستان فیلم مادر قلب اتمی با پس زمینه مسیحی حتی می‌ توان آن را “دجال” (مسیح دورغین، ضدمسیح) نامید.
گر چه در فیلم مادر قلب اتمی، آرینه متعلق به اقلیت مسیحی در ایران است و گمانه‌ زنی در این‌باره را موجه می‌ کند.
این شخصیت مرد مرموز فیلم را می‌ توان حتی نمادی از “ساختارهای” اجتماعی هم‌ چون دین، ایدئولوژی، دولت یا روزمرگی و عادت” قلمداد کرد.
او همه جا حضور دارد، بی‌ آنکه از او کسی طالب کمک یا مداخله‌ ای باشد.
قدرتی به ظاهر فرا انسانی دارد.
زرنگ، باهوش و همزمان سنگدل است.
مرد مرموز در فیلم به زبان‌ های عربی و انگلیسی تکلم می‌کند، با مهارت پیانو می‌ نوازد و ارتباطات عجیب و غریبی با افرادی ناشناس دارد.
زنگ موبایلش، گرفته شده از ملودی فیلم‌ های علمی- تخیلی است.
برای کسانی که با سریال معروف “پیشتازان فضا، نسل بعدی” آشنا هستند، سریعاً به هم‌ خوانی این مرد مرموز و موجودی فرا انسانی در این سریال به نام “کیو” پی می‌برند.
او مدعی است که از جهانی موازی با جهان واقعی آمده است.
نخست می‌ خواهد نوبهار را که مبتلا به بیماری “ام اس” است با خود به جهانی دیگر برد؛ جهانی بهتر از جهان واقعی.
سرانجام از عشق خود به ارینه پرده بر می‌دارد.
پایان فیلم بیش از آنکه هیجان‌ انگیز باشد، دلهره‌ آور است و بدل به بازی مرگ و زندگی می‌ شود.
نقد فیلم مادر قلب اتمی ( روزنامه شرق )
روزنامه شرق در شماره امروز خود (۲۷ خرداد ۹۶) در یادداشتی به قلم علی فرهمند به نقد فیلم سینمایی «مادر قلب اتمی» پرداخت.
در این نقد که با عنوان «بانویی با گل‌های کاملیا» منتشر شده؛ آمده است:

نقد روزنامه شرق بر فیلم مادر قلب اتمی

این دیگر چیست؟
فیلم است یا تعدد راش‌های متعدد؟
هنر است یا تردد ناشی از آش‌های متجدد؟
تصویرِ مشوش است یا تشویشِ مصور؟
پرتره مرد هنرمند است در جوانی به‌ مثابه خود‌گویی و خود‌خندی؟
سرخوشی‌ اش معلول شادیِ پس از گل است [در فوتبال] یا گل‌ های پیش از سرخوشی؟
از ناخودآگاه به خودآگاهیِ سرکار گذاشتن مردم رسیده است یا روشنفکری این روزها چنین می‌طلبد؟
فیلم مادر قلب اتمی اصلا فیلم نیست.
تصاویر مغشوشی است که نه در متن درام می‌دهد و نه در تصویر، سینما.
کابوس هذیان‌ وار داستان، قرابت حواس و درونیات و تمایلات ذهنی یک نفر (راوی) در قالب آدم‌ هایی متعدد است.
پیوند سیستماتیک ذهن هشیار، نیمه‌ هشیار و ناهشیار در یک سلسله رخدادهایی بی‌ دلیل که فقط بارِ ابهام فلسفی‌ اش را به دوش می‌کشد.
پیشه «ترانه علیدوستی» به عنوان دکتر و رفتارهای بالغانه‌ اش – حداقل نسبت به باقی کاراکترها – نشان از شباهتش با آنچه از ذهن هشیار می‌دانیم دارد.
همچنین لباس و موهای سُرخش به امیال انسانی پهلو می‌ زند و سردی و بی‌ تفاوتی‌ کاراکتر، القاکننده سرخوردگی جنسی است که تمام این مؤلفه‌ ها با ذهن هشیار در ارتباط است.

داستان فیلم مادر قلب اتمی با یک نقد تند و روانکاوانه

داستان فیلم مادر قلب اتمی با یک نقد تند و روانکاوانه
داستان فیلم مادر قلب اتمی با یک نقد تند و روانکاوانه

در مقابل؛ ذهن نیمه‌ هشیار، نقش «پگاه آهنگرانی» است که همچون کودک می‌ نماید و مثل کودک نیز، هر چه به خوردش می‌دهند یاد می‌گیرد.
او در کسوتی زرد رنگ درآمده که طبق روان‌ شناسی رنگ‌ ها، رنگ زرد بر اعصاب آدمی تکیه دارد و بی‌روحی‌ اش او را به عنوان یک بیمار افسرده معرفی می‌کند.
در نتیجه هر دو کاراکتر از درون مریض هستند؛ این ناهنجاری را نیز در دو پلان نخست فیلم؛ یعنی وَررفتن بیمارگونه با آسانسور و شیر آب نیز می‌ بینیم.
تمام آنچه از این چیدمان پیداست این است که راوی، آدم نامتعادلی است و دو بخش اصلی ذهنی‌ اش، بیمار است.
یکی قصد فرار دارد و دیگری، تکرر ادرار به‌ مثابه یک بیماری و کنایه‌ ای هجوآمیز به جهانِ فیلم.
احتمالا فیلم قصد بسط‌ دادن درونیات راوی، به جوانانِ نسل امروز را دارد وگرنه حرف مهم دیگری نمی‌ توان از «مادر قلب‌اتمی» بیرون کشید که ارزش حتی یک‌ بار دیدن فیلم را تا انتها داشته باشد؛ اما از چه طریق این بسط صورت می‌پذیرد؟
از طریق چیدمان نقش‌ ها بر اساس شنیده‌ ها و خوانده‌ هایی از «فروید» و «یونگ» یا از طریق اجرای سینمایی؟
فیلم مادر قلب‌ اتمی شباهت زیادی با سوژه انیمیشن «پشت و رو» (درون/برون) اثر «پیت داکتر» دارد که آنجا هم قرابت پنج حس اصلی انسان قصه‌ ای را شکل می‌دهد؛ اما این فقط شباهتی در سوژه است وگرنه کیفیت فوق‌ العاده در پرداخت دراماتیک آن یکی کجا و این اثر نازل کجا.
سومین کاراکتر که مثلث ذهنی فرد را تشکیل می‌دهد، «محمدرضا گلزار» است که رفتارهای ابهام‌ زای او، یادآور تخیلات آدمی است و در قالب کاراکتری شرور درآمده است و مقابل دو بخش دیگر ذهن (علیدوستی و آهنگرانی) عرض‌ اندام می‌کند
بنابراین نقش او شبیه است به آنچه از ذهن ناهشیار خوانده‌ ایم.
فیلم مادر قلب‌ اتمی قصه تقابل بخش ناهشیار ذهن و آن دو دیگری است و فیلم‌ ساز از طریق این تقابل می‌خواسته به درون مغز نسل جوان رسوخ کند و این پژوهش فانتزی را رو به جامعه‌ اش به تصویر بکشد.

داستان فیلم مادر قلب اتمی با یک نقد تند و روانکاوانه

فیلم مادر قلب اتمی
فیلم مادر قلب اتمی

ایده بلندپروازانه‌ ای که بدون داشتن ظرفِ هم‌ اندازه با مفهوم، نمی‌ توان آن را به معرض نمایش گذاشت.
فیلم مادر قلب‌ اتمی قصد واکاوی درون جوانان امروز ایران را دارد و با نشان‌ دادن و نزدیکی امیال، حواس و سه بخش ذهنی آدمی، شاید قصد آسیب‌ شناسی هم داشته؛ اما اینها حرف است نه عمل.
فیلم مادر قلب‌ اتمی به‌ هیچ‌ وجه سینمایی نیست و حتی نمی‌ توان درباره مقوله کارگردانی نیز حرفی به میان آورد. کدام کارگردانی؟
دوربین کاشتن برای ضبط صرف دیالوگ‌ ها نامش کارگردانی است؟
همه چیز در فیلم مادر قلب‌ اتمی عریان است و بدون اجرای دراماتیک. حتی حادثه محرک داستان (تقابل گلزار با دو دختر) آن‌ قدر شعاری است که مخاطب را پس می‌زند:
صحنه‌ ای که دو دختر به علت رانندگی در محدوده ورود ممنوع، تصادف می‌کنند.
ورود ممنوع رفتن و ساز مخالف زدن جوانان با جامعه‌ ای قانونمند که خود مسبب این بی‌ قانونی‌هاست را می‌توان در محتوای «نفس عمیق» (پرویز شهبازی) هم جست‌ و جو کرد؛ اما این یکی فقط شعار می‌دهد، زیرا فیلم‌ ساز در بیان حرفش از طریق روابط علت و معلولی در بطن درام، ناتوان است.
دیگر کاراکترهای فیلم از قبیل مرد اخاذ، پلیس، «صدام» و «کامی»، تمایلات مثبت و منفی درون راوی هستند که طبیعتا تمایلات بد با ناخودآگاه شرور (گلزار) مراوده دارند؛
اما «کامی» که بخش آرام، شاعرانه و بی‌ سواد راوی را تشکیل می‌دهد، در کنار نیمه‌ بد‌نهادِ ذهن قرار نمی‌گیرد و دیالوگ‌ های زیادی هم با هم برقرار نمی‌کنند.
هرچند که همین بخش شرور ذهن می‌ تواند در حجاب یک نوازنده موسیقی کلیسایی درآید و خلوص خود را از طریق کلیدهای پیانو به مخاطب ارائه دهد.
احتمالا فیلم مادر قلب‌ اتمی قصد بیان مشکلات و شرارت‌ های جوانان را دارد، اما در نهایت هم آنها را تبرئه می‌کند؛ زیرا مسبب اصلی شرارت‌ ها را موقعیتی می‌ بیند که به وجود آورنده قلب‌ های اتمی است.
اینها همه شعارهایی است که با لحن کمیک و فضای ابزورد در هم آمیخته و به یک نمایش رادیویی تبدیل شده است.
حال باید گفت که سعی کنید یک بار دیگر – میهمان من- «مادر قلب‌اتمی» را با چشمان بسته ببینید تا متوجه شوید که همه چیز را خواهید فهمید و هیچ ‌چیز از قلم نخواهد افتاد
زیرا این بیهوده‌ گویی‌ ها، اشتباهی سر از سینما درآورده و در اصل یک نمایش گفتاری است و مدیومش رادیو است و شبکه‌ اش، «رادیو نمایش».
تصویر در این فیلم، هیچ نقشی ندارد و حتی فرع بر گفتار هم نیست. می‌توان به راحتی پرده را خاموش کرد و آب از آب هم تکان نخورد.
فیلم مادر قلب‌ اتمی، تلاشی است ناموفق در بیان حرف‌ هایی بزرگ و بزرگ‌ تر از اندوخته‌ های سینمایی، اگر اصلا اندوخته‌ ای وجود داشته باشد.
فقط نمی‌دانم چرا این فیلم توقیف شده بود!
مگر بی‌ خطرتر از این شبهِ‌ فیلم هم در سینما وجود دارد؟
منبع : ویکی پدیا – روزنامه شرق

داستان فیلم مادر قلب اتمی با یک نقد تند و روانکاوانه

: نی نای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *