جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

حمایت پس از درگیری های 88

سنگین ترین اعتراضات و درگیری های انتخابات سال ۸۸ مربوط به محرم آن سال در دی ماه و ۳۰ خرداد ماه بوده است که در زیر ابتدا به درگیری های محرم ۸۸ پرداخته شده است و در گیری های دیگر در طول سال ۸۸ نیز وجود داشته است که به آنها نیز پرداخته شده است که بر اساس برخی گفته های آقای احمدی مقدم و نامه مخالفین نظام جمهوری اسلامی به آمریکا می باشد.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

به عبارتی در زیر شما با سه دیدگاه نسبت به این درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ برخورد می کنید : ۱ – بی طرفانه از طریق ویکی پدیا ۲ – طرف دولت و نظام از طریق آقای احمدی مقدم ۳ – طرف مخالفین نظام از طریق نامه

مصاحبه با سردار احمدی مقدم در رابطه با آن روز ها نیز در زیر آورده شده است که می تواند جالب باشد. و وضع آن زمان را از دید طرف دیگر درگیری های سال ۸۸ نشان می دهد.

با نزدیک شدن ماه محرم که ده شب اول آن به مناسبت کشته شدن امام سوم شیعیان شب‌های عزاداری است بسیاری از معترضان در سطح وبلاگ ها و شبکه‌ های اجتماعی از مردم خواستند تا از این موقعیت برای اعتراض استفاده کنند.

تظاهرات به مناسبت محرم و درگذشت حسینعلی منتظری در درگیری های سال ۸۸

ایام محرم در ایران که با ایام درگذشت آیت‌ الله حسینعلی منتظری همزمان شده بود، شاهد تظاهرات‌ های مختلف اعتراضی بود.

در پی درگذشت حسینعلی منتظری در روز سوم محرم میر حسین موسوی و مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز در بیانیه‌ ای مشترک روز ۳۰ آذر را عزای عمومی اعلام کردند و از مردم خواستند که در مراسم تشییع شرکت کنند.

برآوردهای اولیه از مراسم تشییع پیکر حکایت از حضور صدها هزار نفر از مردم در این آیین داشت، که برخی منابع نیز حضور مردم را میلیونی اعلام کردند.

پس از آن نیز تجمعات و تظاهرات‌ های مختلفی به مناسبت محرم و این رویداد، در شهرهای مختلف برگزار شد.

تظاهرات روز تاسوعا در درگیری های انتخابات سال ۸۸

در درگیری‌ های روز تاسوعا پلیس از باتوم و گاز اشک‌ آور برای متفرق کردن معترضان استفاده کرد.

تظاهرات شب عاشورا در درگیری های انتخابات سال ۸۸

دارالزهرای تهران در درگیری های سال ۸۸

مراسم شب عاشورا در مؤسسه فرهنگی دارالزهرا با محاصره این محل توسط بیش از دوهزار نیروی لباس شخصی که با اتوبوس به محل آورده شده بودند، برگزار شد.

این عده که به قصد درگیری آمده بودند برای متفرق کردن زنانی که مشغول خواندن زیارت عاشورا بودند، گاز اشک آور پرتاب کردند.

لباس شخصی‌ های مهاجم که تعدادی از آنها در بوستان نزدیک محل و نیز دانشگاه شهید بهشتی مستقر شده بودند، تا ساعت ده شب به محاصره محل و جلوگیری از ورود مردم به دارالزهرا ادامه دادند و پس از آن بطور سازمان یافته محل را ترک کردند.

حسینیهٔ جماران در درگیری های انتخابات سال ۸۸

به گفته خبرگزاری های مخالف دولت در پنجم دی‌ ماه، بیش از پنجاه نفر از اعضای گروهک فشار به عزاداران حسینی که در جماران و در جوار بیت روح‌ الله خمینی مشغول به عزاداری بودند حمله کردند که این حمله به ناتمام ماندن سخنرانی سید محمد خاتمی در حسینیه جماران انجامید.

در جریان این هجوم، به سید یاسر خمینی نوه سید روح‌ الله خمینی حمله شد.

مراسم با اقامه نماز جماعت به امامت سید یاسر خمینی نوه روح‌الله خمینی آغاز شد و با قرائت زیارت عاشورا و شعرخوانی و مرثیه‌ سرایی ادامه یافت و در ادامه سید محمد خاتمی سخنانش را آغاز کرد.

حامیان خاتمی حاضر در حسینیه، با شعارهای «صل علی محمد، یار خمینی آمد» از وی استقبال کردند.

با این حال در میانه سخنرانی خاتمی شماری از نیروهای لباس شخصی مجهز به چوب و چماق که تعداد آنان به حدود ۵۰ تن می‌ رسید، با سردادن شعارهایی به مراسم عزاداری حسین بن علی حمله کرده و آن را برهم زدند و باعث ایجاد رعب و وحشت به ویژه در میان زنان و کودکان شدند

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

درگیری های سال 88
۱- میرحسین موسوی در جمع هواداران

آخرین جمله خاتمی پیش از قطع سخنرانی این بود که «قیام امام حسین (ع) به این خاطر بود که جانش را در راه آزادی بدهد و با کسانی مقابله کرد که می‌خواستند به اسم دین بر جامعه حکومت کنند و آزادی مردم را بگیرند.»

نیروهای حکومتی با استفاده از گاز اشک‌آور، باتوم، شوک الکتریکی و زنجیر به حاضران در محل حسینیه جماران حمله‌ ور شدند و به ضرب و شتم حاضران پرداختند و پس از آن پلیس برای متفرق کردن مردم متوسل به گاز اشک‌آور شد.

این افراد بخش اعظم شیشه‌ های حسینیه را شکستند.

محافظان خاتمی نیز وی را به خارج از محل منتقل کردند و اکثر حاضران دیگر نیز متأثر از فضای به وجود آمده جماران را ترک کردند.

تظاهرات در خیابان نیاوران و یاسر در درگیری های سال ۸۸

پس از این درگیری ها و اعتراضات حسینیهٔ جماران، شماری از مردم که نتوانسته بودند داخل حسینیه شوند و جمعیت آنها به هزاران تن می‌ رسید، از جماران به سمت خیابان شهید باهنر (نیاوران) حرکت کرده و شعارهایی سردادند که برخی از آنها تند بود.

با نزدیک شدن معترضین به خیابان یاسر، پلیس ضدشورش وارد عمل شد و با شلیک گاز اشک‌آور جمعیت را متفرق کرد.

با قطع سخنرانی خاتمی، درگیری در خیابان‌های اطراف حسینیه جماران از جمله خیابان‌ های باهنر (نیاوران)، یاسر و جماران گسترده‌تر شد و به گفته شاهدان عینی، پلیس و نیروهای نظامی برای متفرق کردن معترضان از گاز اشک آور و باتوم استفاده کرده‌اند. معترضان نیز با سر دادن شعار و زدن بوق‌ های ممتد، اعتراض خود را نشان دادند.

اصفهان در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

گزارش‌ های رسیده از اصفهان بازداشت حداقل بیست نفر در درگیری‌ های روز تاسوعای اصفهان خبر دارد.

مأموران امنیتی مسیرهای ورودی به محله حسین‌ آباد اصفهان را مسدود کردند و از تردد برخی هیئت‌ های مذهبی در این محله جلوگیری کردند

تظاهرات روز عاشورا در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸  روز عاشورا، روزی که دارای معنایی نمادین از دادخواهی است، با حضور «صدها هزار نفری مردم» در شهر تهران و سایر شهرهای ایران صورت گرفت.

درگیری‌ های روز عاشورا، خونین‌ ترین مواجهه بین مردم و نیروهای امنیتی ایران از زمان آغاز اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خوانده شد.

همچنین روز عاشورا با هفتمین روز درگذشت حسینعلی منتظری، پدر معنوی جنبش سبز مصادف شده بود

جانباختگان در درگیری های سال ۸۸

مطابق خبر بولتن ویژه خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) تعداد کشته‌ شدگان روز عاشورا در شهرهای مختلف ایران سی و هفت (۳۷) نفر بوده‌ است.

در جریان تظاهرات روز عاشورا در تهران دست کم پانزده تن از تظاهرکنندگان از جمله سید علی حبیبی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی، به ضرب گلوله نیروهای دولتی کشته شدند.

همچنین در جریان تظاهرات روز عاشورا در تبریز نیز دست‌ کم چهار تن از تظاهرکنندگان در درگیری با پلیس ضدشورش کشته شدند.

زیر گرفتن مردم حاضر در میدان ولیعصر توسط خودروهای نیروی انتظامی

به دنبال مصاحبه احمدرضا رادان و اعلام کشته شدن دو نفر در اثر تصادف با خودروهایی ناشناس، فیلمی ضبط شده با دوربین تلفن همراه، توسط معترضان در وب سایت یوتیوب بارگذاری شده و در اینترنت منتشر شد که صحنه زیر گرفتن مردم (از جمله یک زن) حاضر در میدان ولیعصر توسط دو خودروی متعلق به نیروی انتظامی را در روز عاشورا نشان می‌داد.

به دنبال انتشار این فیلم اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در مصاحبه مطبوعاتی مدعی شد در روز عاشورا آشوبگران با استفاده از یک خودروی سرقتی ۲ نفر را زیر گرفته و کشتند.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

زیر گرفتن مردم در درگیری های سال 88
زیر گرفتن مردم در درگیری های سال ۸۸

وی در واکنش به اظهارات خبرنگاری مبنی بر انتشار تصویر ویدیویی منتشر شده در اینترنت، آنرا حرفی بی ربط خواند و تأکید کرد «هیچ تصویری در خصوص زیر گرفتن مردم توسط خودرو پلیس وجود ندارد».

گفتنی است که فیلم مذکور در سایت های مختلف خبری در جهان از جمله در سی‌ ان‌ ان نشان داده شده‌ است.

ماه‌ ها بعد سایت «رای من کجاست» نوشت بانویی که زیر گرفته شده شبنم سهرابی ۳۴ ساله و دارای یکی فرزند است که برای گرفتن نذری از خانه خود در خیابان شادمان خارج شده بود.

به گفته مادر وی، جسدش ۲۰ روز بعد تحویل شد و برای عدم مصاحبه با رسانه‌ ها تحت فشار قرار داشتند.

کشته شدن خواهرزاده میرحسین موسوی در درگیری های سال ۸۸

خواهر زاده میر حسین موسوی، سید علی موسوی نیز در جریان درگیری‌های روز عاشورا بر اثر شلیک گلوله کشته شد.وی ظهر عاشورا، در میدان انقلاب از ناحیه قلب هدف گلوله قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه جان باخت.

جسد سید علی موسوی که در بیمارستان ابن‌ سینا نگهداری می‌ شد از بیمارستان به مکان نامشخصی انتقال یافت.

صبح روز چهارشنبه ۸ دی مسئولان با خانواده علی موسوی تماس گرفته و به آنها گفتند که اجازه دفن در بهشت زهرا داده شده‌ است.

بعد از این تماس پیکر علی حبیبی موسوی در بهشت زهرای تهران با تدابیر شدید امنیتی و با حضور خانواده موسوی به خاک سپرده شد.

فهرست اسامی برخی جانباختگان در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

فرماندهی انتظامی تهران بزرگ در اطلاعیه خود اسامی جان‌باختگان را به شرح زیر اعلام کرد:

مهدی فرهادی راد، ۳۴ ساله بر اثر اصابت دو گلوله به سر و سینه کشته شد.

محمد علی راسخی نیا، ۴۰ ساله، علت مرگ اصابت ساچمه شکاری

امیر ارشدی، ۳۰ ساله، علت مرگ نامشخص

شهرام فرج‌زاده، ۳۰ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی

سید علی موسوی حبیبی، ۴۲ ساله، علت مرگ اصابت گلوله

جهانبخت پازوکی، ۵۰ ساله، علت مرگ نامشخص

شاهرخ رحمانی، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.

مصطفی کریم بیگی،

مرد ناشناس، ۳۱ساله، علت مرگ اصابت چاقو

زن ناشناس ۴۳ ساله، علت مرگ احتمالاً سقوط یا تصادف

شبنم سهرابی، توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد.

امیر ارشد تاجمیر، ۲۵ ساله، علت مرگ: زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی

هر چند با توجه به گفته های مردم و مشاهدات کشته ها و زخمی ها بسیار فراتر از آنچه می باشد که توسط سازمان های رسمی و دولت اعلام شده بود.

آسیب‌ دیدگان و مجروحان در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

مشاور وزیر بهداشت از ارجاع حدود ۶۰ نفر از شهروندان تهرانی که در حوادث روز عاشورا دچار مصدومیت شده بودند به بیمارستان‌ های دولتی خبر داد.

عباس زارع نژاد، مدیرکل روابط عمومی وزارت بهداشت با بیان این که اکثر این افراد تا روز دوشنبه ۷ دی از بیمارستان‌ها ترخیص شدند گفت اغلب مصدومان روز عاشورا به صورت سرپایی مداوا شدند.

محمد یگانه تبریزی نیز از جمله مجروحین تظاهرات جنبش سبز در روز عاشوراست که از ناحیه سر و بدن، مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

همچنین به گفته رادان، سرتیپ دوم پاسدار رجب‌ زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ نیز در محل تظاهرات حاضر و با پرتاب اشیایی مجروح شد.

دستگیر شدگان و خشونت بسیجیان نسبت به آنها

به گفتهٔ احمدرضا رادان معاون نیروی انتظامی تهران، در تهران سیصد تن از تظاهرکنندگان در جریان تظاهرات روز عاشورا دستگیر شدند.

برخی از افرادی که در تهران در جریان اعتراض‌های عاشورا توسط شبه‌نظامیان بسیجی بازداشت و به پایگاه مقداد منتقل شده بودند از خشونت بی رحمانه بسیجیان با بازداشت‌شدگان خبر دادند.

یکی از افرادی که ظهر عاشورا توسط بسیجیان به پایگاه مقداد منتقل شده بود به «جرس» گفت که مأموران علاوه بر ضرب‌ و شتم شدید او و ده‌ها نفر دیگر، آنها را وادار کردند برای ساعات طولانی با چشمان بسته کلاغ پر بروند و روی زمین غلت بزنند.

به گفته وی بسیجیان با بکاربردن الفاظ رکیک بازداشت شدگان را تهدید به تجاوز می‌کردند.

وی همچنین گفت که مأموران، کفش‌های بازداشت شدگان را ضبط کرده و پس از غروب آفتاب گروهی از آنان را با پای برهنه به بیرون از پایگاه هدایت کردند.

مهدی عربشاهی دبیر دفتر تحکیم وحدت و دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی بازداشت شد.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

دستگیرشدگان و خشونت بسیجیان در درگیری های سال 88
دستگیرشدگان و خشونت بسیجیان در درگیری های سال ۸۸

مصطفی حسین‌ زاده، امیر رمضانی، موسی جلالی خواه، امید منتظری و حسین کیاروستا از فعالان دانشجویی نیز در روز عاشورا در میدان امام حسین و انقلاب تهران با ضرب‌ و شتم دستگیر شدند.

همچنین محمد معین، فرزند مصطفی معین کاندیدای دوره پیش ریاست جمهوری و وزیرعلوم سید محمد خاتمی در تظاهرات روز عاشورا پس از ضرب‌ و شتم شدید بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.

محمد جواد صابری، روزنامه‌نگار مقارن ظهر عاشورا و نزدیکی دانشگاه تهران توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد.

همچنین مهدی قلی‌زاده از اعضای نهضت آزادی ایران در جریان درگیریهای روز عاشورا بازداشت شد.

در اصفهان بر اساس گزارش‌ها حداقل بیست نفر در درگیری‌های شب عاشورا دستگیر شدند.

همچنین در روز عاشورا طی درگیری‌هایی که در خیابان‌های حسین‌آباد اصفهان رخ داد، ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر دستگیر شدند و به زندان اصفهان منتقل شدند.

در میان دستگیر شدگان، حبیب نوری، برادر و دو نفر از برادر زاده‌های عبدالله نوری نیز وجود دارند.

در رشت مازیار شکوری از فعالان سیاسی استان گیلان و از اعضای نهضت آزادی، و آتیه یوسفی از اعضای کمپین یک میلیون امضا و از فعالان ملی – مذهبی در تظاهرات روز عاشورا دستگیر شدند.

در مشهد در مراسم عزاداری ظهر عاشورا و مراسم‌ های بزرگداشت درگذشت حسینعلی منتظری بیش از ۲۵ دانشجو بازداشت شدند.

دیگر بازداشت‌شدگان در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

کیارش کامرانی سینا گلچین، محسن عبدی، ارسلان ابدی، آرش صادقی، مهدی تاجیک، مازیار اعتمادی، محمد جواد رشاد، محسن و رامین قلی‌زاده، آرش موسی‌زاده، حسین واحد، بهروز بهرامی، داود بهرامی، امیر حسین عطار زاده، حسین دل پیشه، مهران صفوی، آرش نوری، پویا قربانی، عباس خلیلی، سعید یگانه پور

محدودیت‌ های ایجادشده مرتبط با تظاهرات در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

۱ – محدودیت پوشش اخبار برای رسانه‌ ها

خبرنگاران خارجی از حضور و پوشش مراسم و درگیری‌ ها میان مردم و نیروهای نظامی منع شده‌ بودند و اجازهٔ فعالیت خبری نداشتند.[

خبرگزاری‌ های بین‌ المللی وقایع روز تاسوعا را نیز به نقل از وب‌ سایت‌ های نزدیک به اصلاح‌ طلبان گزارش کردند و توضیح دادند که به دلیل ممنوعیت این خبرگزاری‌ها از پوشش تحرکات معترضان، نتوانسته‌ بودند به صورت مستقل این گزارش‌ ها را تأیید کنند.

۲ – پارازیت ماهواره

عدم پوشش خبرگزاری‌ های داخلی و تذکر به نشریات در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

بنابر گزارش بی‌ بی‌ سی فارسی، خبرگزاری‌ های داخلی ایران درباره این تظاهرات سکوت کرده و فقط دو خبرگزاری نزدیک به دولت عصر روز یکشنبه ششم دی چند خبر کوتاه در این زمینه منتشر کردند.

نخستین خبر خبرگزاری فارس در مورد این تظاهرات نزدیک ساعت ۲ بعد از ظهر، و اولین خبر خبرگزاری ایرنا نزدیک ساعت ۳ بعداز ظهر منتشر شد.

پس از تظاهرات وزارت ارشاد به دو روزنامه اعتماد و آفتاب یزد از روزنامه‌های نزدیک به اصلاح طلبان تذکر داد.

۳ – اختلال در خدمات مخابراتی

از شب عاشورا سامانه پیام کوتاه تلفن‌های همراه در تهران قطع شد.

همچنین دولت ارتباطات تلفنی را نیز در ایران مختل کرد.

۴ – اختلال در اینترنت در درگیری های سال ۸۸

از عصر روز عاشورا دسترسی به اینترنت در نقاط مختلف ایران به شدت محدود شد و دسترسی به سرویس‌ های ایمیل و مسنجر قطع شد.

همزمان با حوادث روز عاشورا در تهران از ساعت ۱۹ عصر یکشنبه دسترسی به اینترنت به شدت محدود و حتی شبکه اینترنت موبایل نیز مختل شد.

سرعت اینترنت در شبکه ADSL و وایرلس به پایین‌ ترین حد ممکن رسید و دسترسی به سرویس ایمیل یاهو و جیمیل کاملاً قطع شد و امکان برقراری ارتباط با یاهو مسنجر و گوگل تاک فراهم نبود.

از سوی دیگر برخی سایت‌ های اینترنتی نیز از صبح هفتم دی قابل مشاهده نبودند و گفته می‌ شد مسیر DNS اینترنتی آنها تغییر داده شده بود.

همچنین بنا بر خبرهای ارسالی گزارشگران جرس در ایران سرعت اینترنت به پائین‌ ترین حد خود در طی ۷ ماه پیش‌ ترش رسید.

ادامهٔ درگیری‌ ها و اعتراصات در تهران، ۷ دی

در این روز یگان‌ های ویژه نیروی انتظامی و تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی از عصر این روز در میادین مرکزی شهر تهران مستقر شدند.

گزارش‌ ها حاکی از تشدید حضور نیروهای گارد ضد شورش در مناطق مرکزی تهران بود.

نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی‌ ها در میدان انقلاب، میدان هفت تیر، میدان ولی عصر و میدان فردوسی استقرار پیدا کرده‌ بودند.

همچنین درگیری‌ های پراکنده‌ ای در سطح شهر تهران، به ویژه در میدان هفت تیر صورت گرفت.

در جریان این درگیری پلیس با استفاده از باتوم سعی در متفرق کردن مردم معترض داشت. صدها نیروی یگان ویزه با خودروهای خود در این میدان و برخی خیابان‌ های تهران مستقر شده بودند.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

درگیری‌ های 88 در تهران
درگیری‌ های ۸۸ در تهران

این در حالی بود که بسیاری از خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری حکومتی از آرامش اوضاع در تهران خبر می‌ دادند.

به دنبال این اعتراضات ایستگاه‌های مترو بهشتی، مطهری و هفت تیر بسته شدند و به دستور پلیس رفت‌ و آمد مردم در این منطقه محدود شد.

خبرگزاری رویترز هم نوشت در برابر بیمارستان ابن سینا در تهران پلیس برای متفرق کردن تظاهرکنندگان گاز اشک آور شلیک کرد.

بر پایه این گزارش تظاهرکنندگان برای اعتراض به کشته شدن علی حبیبی موسوی خامنه، خواهرزاده میرحسین موسوی، و ابراز همدردی با خانواده وی، در برابر این بیمارستان جمع شده بودند.

همچنین سایت‌ های مخالفان دولت، از بروز درگیری میان مردم و یگان ویژه در خیابان کریم خان در این روز خبر دادند.

بر پایه این گزارش این درگیری‌ ها با پرتاب گاز اشک آور و کوکتل مولوتف همراه بود.

ناآرامی دانشگاه‌ ها و حمله به دفاتر مراجع، ۸ دی

دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات شاهد تجمع صدها دانشجو معترض بود.

این تجمع با درگیری شدید بین دانشجویان و نیروهای بسیج مستقر در دانشگاه همراه شد.

همچنین دانشجویان هوادار جنبش سبز دانشگاه علم و صنعت تجمعی اعتراضی برگزار کردند.

دانشجویان از ساعت ۱۱:۳۰ و از درب دانشکده مهندسی شیمی حرکت خود را آغاز کردند و شعارهایی چون :

«یاحسین، میرحسین»

«الله اکبر»

«مرگ بر دیکتاتور»

«در راه وطن ریخته شد خون کیانوش/عزیزم کیانوش، شهیدم کیانوش» سر می‌دادند.

هنگامی که دانشجویان معترض به نزدیکی درب اصلی رسیدند، جمعیت به گونه بی‌ سابقه‌ای زیاد بود به طوری که از ابتدای ساختمان ۱۵ خرداد تا نزدیکی کتابخانه مرکزی مملو از دانشجویان بود (جمعیتی بالغ بر ۱۵۰۰ نفر)،

اما در این هنگام جمعیتی نزدیک به ۱۰۰ نفر بسیجی به همراه چند روحانی از مسجد خارج شده و جلوی دانشجویان را گرفتند و شعار مرگ بر منافق سر دادند،

که دانشجویان نیز با شعارهایی همچون «دانشجوی دروغگو کارت دانشجوییت کو»، «مرگ بر جیره خوار» و غیره پاسخ آن‌ ها را دادند.

دانشجویان سپس با حرکت به سمت ضلع شمال غربی دانشگاه، تجمع خود را در آنجا ادامه دادند که عده‌ای از مردم منطقه هم به آنها پیوستند، اما همزمان نیروهای لباس شخصی به مردم حمله کردند.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

درگیری های سال 88
درگیری های سال ۸۸

نیروهای لباس شخصی با باتوم و کابل به مردمی که در بیرون از دانشگاه برای حمایت از دانشجویان جمع شده بودند حمله کردند.

با شروع درگیری‌ها، نیروهای لباس شخصی وارد دانشگاه شده و شروع به ضرب‌وشتم شدید دانشجویان کردند. دانشجویان سپس اقدام به تجمع سکوت کرده و به سمت ساختمان ریاست حرکت کردند، اما لباس شخصی‌ها به صورت سازماندهی شده تجمع را تعقیب کرده و دانشجویان را مضروب می‌کردند.

در این حمله حدود ده دانشجو به شدت زخمی شدند و برخی به بیمارستان منتقل شدند. بین ده تا پانزده دانشجو نیز توسط لباس‌شخصی‌ها ربوده شدند.

در پی پیام آیت‌الله دستغیب و هشدار نسبت به رفتارهای غیرقانونی و سرکوب و کشتار مردم، در این روز تعداد زیادی نیروهای لباس شخصی و بسیجی، مسجد قبا را که محل برنامه‌های آیت‌الله علی‌محمد دستغیب بود به محاصره خود درآوردند و به آن حمله کردند.

در پی حمله لباس شخصی‌ها به مسجد قبا و بیت آیت‌الله دستغیب، درگیری‌های پراکنده‌ای در اطراف این محل گزارش شد.

درگیری‌ ها بین نیروهای نظامی، لباس شخصی‌ها و مردم در خیابانِ قدوسی غربی و خیابانِ شهید محلاتی در شیراز بود.

لباس‌شخصی‌ها سپس به پرتاب سنگ و آجر به سمت دیواره‌ها و شیشه‌های مسجد پرداختند.

شاگردان این مرجع بلندپایه، با استقرار در مسجد مانع از هجوم این عده به درون مسجد شدند.

شاهدانِ عینی از شکسته شدنِ دست و سر تعدادی از مردم و حضور آمبولانس‌ها در محل خبر دادند.

همچنین دفاتر آیت‌الله یوسف صانعی در شهرهای تهران، مشهد، کرمان، ساری، گرگان و شیراز مورد هجوم و تخریب افراد لباس شخصی قرار گرفت.

همچنین دفتر و ورودی‌های کوچه بیت آیت‌الله منتظری مسدود و گاه اقدام به پرتاب سنگ به سوی آن شد.

تظاهرات حامیان دولت، ۹ دی در درگیری های سال ۸۸

حامیان دولت در واکنش به تظاهرات روز عاشورا که آن‌ها آن را «هتک حرمت» خطاب می‌کنند، ابتدا مقرر بود که روز سه شنبه ۸ دی دست به برگزاری راهپیمایی بزنند.

به این منظور خبر در پیش بودن این راهپیمایی از آخرین ساعات روز دوشنبه توسط خبرگزاری‌های ایران مخابره شد؛ ولی این خبر در ساعات ابتدایی روز سه شنبه؛ به فراخوان برای راهپیمایی در روز چهارشنبه تغییر کرد. در نهایت در روز چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ حامیان دولت در خیابان انقلاب دست به راهپیمایی زدند.

سخنرانی در این راهپیمایی را سید احمد علم الهدی برعهده داشت و گزارش این راهپیمایی مستقیماً از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌ شد.

علی‌رغم آنکه خبرنگاران خارجی از تهیه گزارش از اعتراضات مردمی و وقایع اخیر ایران منع شده بودند، در این راهپیمایی اجازه پوشش خبری برای خبرنگاران رسانه‌های خارجی صادر شده بود.

برخی خبرگزاری‌ های حامی دولت این راهپیمایی را میلیونی اعلام کردند.

این درحالی است که خبرگزاری‌ های غیر ایرانی و حاضر در این مراسم، آن را دولتی و صدها هزار نفری در کل کشور خواندند.

ابراهیم نبوی نیز با محاسبه حاضران در تهران، این تجمع را ۵۰ هزار نفری اعلام کرد

این راهپیمایی در حالی برگزار شد که بخشنامه‌ های متعددی به شرکت‌ های مختلف دولتی و غیردولتی صادر گردیده بود تا با کارمندان خود در این راهپیمایی شرکت کنند.

مدیر عامل شرکت سایپا به همین منظور با تدارک دیدن اتوبوس، کارمندان خود را به محل راهپیمایی منتقل کرد.

جاناتان مارکوس از خبرگزاری بی‌ بی‌ سی در همین راستا می‌گوید ارزیابی ابعاد این راهپیمایی دشوار است، اما روشن است که دولت شرکت کنندگان را سازماندهی و هماهنگ کرده بوده‌ است، حتی برخی از کارخانه‌ ها تعطیل شده بودند تا کارمندان خود را به محل راهپیمایی منتقل کنند.

روزنامه تایمز در گزارشی اعلام کرد که تلویزیون دولتی تصویر ده‌ها هزار تن از تظاهرکنندگان را در شهرهای مختلف نشان داد اما برخلاف تظاهرات معترضان، در خلال این راهپیمایی‌ ها کسی هدف گلوله، ضربات باتوم و پرتاب گاز اشک آور از سوی پلیس ضد شورش قرار نگرفت.

سید احمد علم الهدی عضو مجلس خبرگان رهبری از شهر مشهد و امام جمعه آن شهر طی یک سخنرانی در این مراسم مخالفان را «یک مشت بزغاله و گوساله» خواند.

همچنین ایرنا با عنوان «ای سبز من، تندیس من، وا می‌کنم روزی تو را از دست بی‌ ناموس‌ ها» به شرح اتفاقات این راهپیمایی پرداخت.

درگیری‌ها و اعتراضات پراکنده، ۱۰ دی

گزارش ها حاکی است که پلیس ایران در روز پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۸ به تجمع‌های معترضان در نقاط مختلف تهران حمله کرده و نیروهای نظامی خود را برای مقابله با آنان گسیل داشته‌است.

سایت جنبش راه سبز (جرس) گزارش داد که به رغم حضور چشمگیر نیروهای نظامی در میادین مرکزی شهر تهران، درگیری‌ هایی در میادین ولی عصر، هفت تیر و نیز بهشت زهرا روی داد و ده‌ها تن بازداشت شدند.

طبق این گزارش، نیروهای گارد ویژه و نظامی روز پنجشنبه با آرایشی متفاوت در تهران ظاهر شدند و «در دست بسیاری از این نیروها سلاح‌های جنگی دیده می‌شود و خودروهای زرهی ویژه سرکوب شهروندان نیز صبح امروز از کرج به تهران منتقل شدند.»

همچنین به گفته یک شاهد عینی: «میدان هفت تیر، به ویژه ضلع جنوبی آن پر از نیروهای سپاه پاسداران، موتور و وانت‌ های سیاه رنگ نیروی انتظامی است.»

بیانیهٔ میرحسین موسوی به مناسبت عاشورا، ۱۱ دی سال ۸۸

میرحسین موسوی، رهبر اپوزیسیون ایران در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۸ بیانهٔ هفدهم خود را به مناسبت وقایع عاشورا منتشر کرد.

او در این بیانیه به قاطع بودن مردم برای رسیدن به حقوقشان اشاره می‌ کند و می‌افزاید:

«بنده ابایی ندارم یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند

مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می‌ بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می‌ کنند بدان ها آسیبی نرسد.»

موسوی دستگیری‌ ها، خشونت‌ ها، تهدیدها و محدود کردن رسانه‌ ها را عملی بیهوده بیان می‌ کند و می‌گوید:

«تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می‌ کنید؟

تخریب مشروعیت را چگونه جبران می‌نمایید؟

نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می‌دهید؟»

در نهایت میرحسین موسوی برای خروج از بحران یک طرح ۵ ماده‌ای را مطرح می‌ کند.

بیانهٔ میرحسین موسوی بازتاب‌ های بسیار تندی را از سوی حامیان دولت به دنبال داشته‌ است.

شکنجه و محاکمه دستگیر شدگان در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

وزارت اطلاعات در ادامه رویه سال های قبل خود مبنی بر متهم ساختن برخی از فعالان دانشجویی و حقوق بشری ایرانی به سازمان مجاهدین، این بار نیز تعدادی از دستگیر شدگان را به عضویت دراین سازمان متهم ساخته و به اعدام محکوم کرد.

برخی دیگر نیز شکنجه و وادار به اعترافات اجباری در مقابل دوربین شدند.

زهرا بهرامی در جریان تظاهرات روز عاشورای ۱۳۸۸ دستگیر و در دادگاه انقلاب اسلامی به قضاوت قاضی صلواتی محکوم و اعدام شد.

عبدالرضا قنبری نیز در جریان تظاهرات روز عاشورای ۱۳۸۸ بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد.

صدور حکم بر اساس بخشنامه در درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

به نوشته رسانه‌ های نزدیک به جنبش سبز قضات دادگاه انقلاب بر اساس بخشنامه موظف شده‌اند همه دستگیر شدگان در روز عاشورا را دست کم به یک سال زندان محکوم کنند و از تبرئه دستگیر شدگانی که در درگیریها نبوده‌اند هم منع شده‌اند

منبع : ویکی پدیا

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت

پس از درگیری ها و همیچنین در هنگام درگیری ها امریکا به ایران چراغ سبز میداد و به مخالفان می گفت چه کمکی از ما بر می آید و در برابر این سوال مخالفان نامه ای نوشته اند که در زیر نامه آنها را می بینید :

نامه مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران به آمریکا در جهت حمایت پس از درگیری ها و اعتراضات ۸۸

نسخه نهایی یادداشت به تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹

ما خواستار هوشیاری و توجه شما به پیش زمینه خلاصه تاریخی و ارزیابی شرایط کنونی هستیم تا به شما کمک کند چارچوب شرایط موجود را درک کنید،

این مطالب توسط افرادی نوشته شده است که یا در اداره کشور نقش داشته‌اند و یا در مسایل اطلاعاتی هر روز این کشور فعال بوده‌اند.

ایران زمانی یک امپراطوری بزرگ با فرهنگ و مذهب خاص خود بود.

پس از حمله اعراب این ملت تبدیل به یک خلافت اسلامی شد.

پس از قرون متمادی حاکمیت ایران با یک رویداد بسیار قابل توجه به این کشور بازگشت:

صفویان، گروهی با اصلیت آذری اهل محلی که اکنون استان آذربایجان ایران است به شیعه گرویدند و یک جنبش نظامی تشکیل دادند و ایران نوین را در قرن شانزدهم میلادی پایه گذاری کردند.

صفویان سلسه‌ ای مذهبی را پایه گذاری کردند و شیعه تبدیل به مذهب رسمی ایران شد که تنها کشور شیعی بر روی زمین است.

تمایل شدید برای استقلال موجب شد این کشور حتی در دوره استعمار قدرت های خارجی مستقل باقی بماند.

سه قرن بعد دو موضوع جدید سیاسی در کنار استقلال ایران قرار گرفت:

آزادی و مشروطیت.

انقلاب مشروطیت ۱۹۰۶ ایران نخستین انقلاب مهم در آسیا بود.

این انقلاب تحت تاثیر روشنفکری اروپا، ظهور دموکراسی های پارلمانی در غرب و مدرنیته فناوری و علوم بود.

هدف از این انقلاب انتقال نظام از پادشاهی مطلقه به یک پادشاهی مشروطه بود.

این انقلاب توسط مزدوران روس سرکوب شد و آنها پارلمان را ویران کردند

با این حال برای دومین بار در تاریخ ایران، مردم آذربایجان به رهبری ستارخان به مبارزه برای آزادی پیوستند.

آنها پیروز شدند و پس از آن آزادی تبدیل به عبارت کلیدی تحولات سیاسی شد.

مردم شاه را مجبور کردند به سفارت روسیه در تهران پناه ببرد.

پادشاه بعدا به روسیه تبعید شد و در آنجا مرد.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

حمایت پس از درگیری های 88
حمایت پس از درگیری های ۸۸

در این جا یک پی نوشت آمریکایی وجود دارد:

در مبارزه برای دموکراسی یک معلم سی و یک ساله آمریکایی در شهر تبریز به نام ام اچ بسکرویل به رغم دستورهای مخالف دولت کشورش به مبارزان آزادی پیوست.

وی زندگی خود را برای آزادی در ایران از دست داد.

وی همچنان از نظر مردم ایران به خاطر مبارزه برای آزادی یک قهرمان بزرگ به شمار می رود.

پس از جنگ دوم جهانی، تشکیل احزاب سیاسی و احترام به قوانین دموکراتیک منجر به نخستین آزمون آزادی و استقلال در ایران شد.

متاسفانه، این دوره کوتاه دموکراتیک توسط کودتایی که برضد دولت مصدق صورت گرفت پایان یافت.

از دیدگاه بسیاری نه فقط مارکسیست ها بلکه لیبرال ها نیز شکست خوردند.

آنها نتوانستند از دموکراسی و استقلال و حاکمیت ایران حفاظت کنند.

این تحولات ظهور هم چپ تندرو و هم گروههای مذهبی بنیادگرا را توضیح می دهد.

متنی مهم توسط آیت الله خمینی در اواخر ۱۹۶۰ میلادی نوشته می‌ شود.

ولایت فقیه به عنوان تنها شکل مشروع دولت معرفی می‌ شود.

سید قطب (مصر ۱۹۰۶-۱۹۶۶) در جهان اهل سنت به طور فعال در حال اشاعه این نسخه از اسلام بنیادگرا بود.

چرا اسلام سیاسی دوباره ظهور کرد؟

به دو علت:‌

ایدئولوژی های مارکسیسم و لیبرالیسم از غرب به عاریت گرفته شده بود و قادر نبود که کشورهای اسلامی را تبدیل به جوامع آزاد کند و جنبش‌ های پان‌ عرب و پان‌ ایرانی نیز شکست خوردند.

اسلامیست‌ ها برای همه مسایل سیاسی و اجتماعی پاسخ داشتند.

همانطور که خمینی می‌گوید:

اختلاف اساسی میان دولت اسلامی از یک سو و پادشاهی‌ های مشروطه و جمهوری از طرف دیگر این است که در حالی که نمایندگان مردم یا پادشاه در این گونه رژیم‌ها براساس قانون اقدام می‌کند در اسلام قدرت قانون گذاری و اختیار وضع قانون به طور انحصاری متعلق به خداوند است.

این مسئله این گونه مطرح می‌ شود که گویا حق حکومت آسمانی پادشاهان دوباره مستقر شده است.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

حمایت آمریکا از ایران پس از درگیری های 88
حمایت آمریکا از ایران پس از درگیری های ۸۸

قانون اساسی ایران براساس ایده‌های آیت الله خمینی پایه گذاری شد:

قانون توسط خداوند گذاشته شده است

پیامبران آن را توضیح داده‌اند.

امامان شیعه آن را تفسیر کرده اند

و تا بازگشت امام دوازدهم، قانون توسط فقیه تفسیر و اجرا می شود.

در حالی که شعار آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی در انقلاب اسلامی استفاده شد تنها واژه اسلام باقی مانده است.

برای همه متعصبان شیعی از جمله [آیت‌الله] علی خامنه‌ ای و احمدی‌ نژاد، دو امام – علی (ع) و حسین (ع) – حتی از پیامبر(ص) نیز مهم‌تر هستند.

علی(ع) خلیفه چهارم (که شیعیان ادعا می کنند و بر این باورند که نخستین خلیفه است) نماینده حاکمیت واقعی اسلام فاتح و امام حسین (ع) نماینده تمایل برای شهادت است.

وی به طور آشکار مرگ را به هر گونه گفتگو یا صلح ترجیح داد.

این ترکیب افتخار پیروزی، آرمان شهادت و دیدگاه آخرالزمانی امام دوازدهم موجی ایجاد شرایط جنبش و رژیم سیاسی شهادت طلبانه است.

رهبری امروز ایران از جمله رییس جمهور و اطرافیان وی به دیدگاه آخر زمانی ظهور «مسیح شیعی» اعتقاد دارند.

آنها بر این باورند که دوره آخرالزمان به زودی آغاز می‌شود و همچنین بر این باورند که غرب و حکومت یهودی باید برای ایجاد امپراطوی شیعی موسوم به هلال شیعی نابود شود.

به منظور تحقق این هدف، درگیری‌ های داخلی مسلمانان کم اهمیت جلوه داه می‌ شود.

تهران با همه ابزارها با قدرت هم از گروه‌های شیعی و هم گروه‌های سنی در سراسر جهان با سلاح، پول نقد آموزش و مهم تر از همه ابزارهای تبلیغاتی حمایت می‌ کند.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

حمایت آمریکا از ایران پس از درگیری های 88
حمایت آمریکا از ایران پس از درگیری های ۸۸

شباهت‌ های ایدئولوژیک میان گروه‌های تندروی سنی و شیعی وجود دارد که شامل حذف نفوذ و ارزش‌های غرب و اسراییل، اجرای شریعت به عنوان منبع قانون، استفاده از زور و در صورت لزوم با استفاده از تروریسم، وادار کردن دشمن به تسلیم است.

همانطور که می‌دانید رژیم ایران مدت‌ هاست از گروه‌های تروریست سنی نظیر القاعده و طالبان حمایت کرده است این درحالی است که این توافق‌ های ایدئولوژیک نتوانسته است به طور کامل از درگیری‌ های فرقه‌ ای در عراق و کشورهای مختلف اسلامی جلوگیری کند.

رژیم ایران اسلامی کاملا ایدئولوژیک است.

ایران یک ارتش کامل (سپاه پاسداران) دارد که مأموریت آن دفاع و گسترش انقلاب اسلامی است.

حتی اکثریت روحانیان از جمله خود بلندپایه‌ ترین آیت‌الله ایرانی از این رژیم آسیب دیده‌اند.

ایران تنها کشوری روی زمین است که دادگاهی ویژه برای روحانیت دارد.

بنابراین تعجب‌ آور نیست که مردم ایران طی سال‌ ها و ماه‌های اخیر خواستار آزادی، استقلال و یک جمهوری واقعی شده است که مذهب طی آن یک مسئله خصوصی است.

این یک شکاف بزرگ در ایدئولوژی رژیم است.

جنبش سبز در واقع تکمیل انقلاب ۱۹۰۶ است.

ایران مانند دوره صفویان با برهه ای تاریخی روبرو است.

در سال ۱۹۰۶، مذهب برای ایجاد وحدت سیاسی استفاده شد.

اکنون مذهب به اراده مردم امروز ایران باید از حکومت جدا شود تا وحدت ایران تضمین شود.

این واقعا تقارنی جالب است که اکنون مردی از آذربایجان خواستار ایجاد تغییرات اساسی و آوردن دموکراسی به کشور است.

میرحسین موسوی نخست وزیر سابق ایران یک فرد آذری است.

رژیم جمهوری اسلامی

(آیت الله) آقای علی خامنه‌ ای، رهبر عالی‌ رتبه ایران که هم اکنون ۷۰ سال دارد در یک خانواده فقیر مذهبی متولد شده است.

وی … [حاوی اهانت] و نارسائی فیزیکی در یکی از دستان خود دارد.

افکار … [حاوی اهانت] وی ناشی می‌ شود.

او همواره با چنین احساسی از سوی (آیت الله) خمینی تربیت شد و به تلافی این پندار، … [حاوی اهانت].

یکی از دیگر دلایل …[حاوی اهانت] این واقعیت است که (آیت الله) خامنه‌ای با وجود …[حاوی اهانت] همواره فکر می‌کند …[حاوی اهانت]؛ تفکری که همواره از سوی روحانیون عالی رتبه ایرانی مورد انتقاد قرار گرفته است.

یک واقعیت دیگر این است که (آیت الله) خامنه‌ای …[حاوی اهانت] است.

وی به کشورهای مختلف جهان و پایتخت های گوناگون سفر نکرده است.

وی از لحاظ فرهنگی و جغرافیایی نیز آموزش‌ های لازم را ندیده است.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

انتصاب (آیت الله) خامنه‌ای (به عنوان رهبر) …[حاوی اهانت]. وی تا پیش از انتخابش …[حاوی اهانت] داشته و از …[حاوی اهانت].

از نخستین روزهای انقلاب ایران، در سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹، رژیم ایران با بحران‌ ها و منازعات متعددی مواجه بود.

چالش‌هایی نظیر اشغال سفارت آمریکا، حمله صدام حسین به ایران، تهاجم عربستان سعودی به حجاج ایرانی و در پیش گرفتن سیاست ترور از سوی ایران در نقاط مختلف جهان.

این بحران‌ ها به نوعی زمینه لازم برای ادامه حیات رژیم ایران را فراهم کرد.

این رهبری و ساختار حاکم بر این رژیم …[حاوی اهانت]. هرگونه انحراف از اصول انقلاب، غیرقانونی بوده و نوعی خودکشی محسوب می‌شود.

رهبری این رژیم همانند …[حاوی اهانت]. هر ناظر خارجی، تحلیلگر و سیاستمداری که فکر می‌کند و یا آرزو می‌کند که این رهبری …[حاوی اهانت]، حتما باید نوع طرز فکر خود را کنار بگذارد.

از سوی دیگر در کنار فقدان …[حاوی اهانت] و شرایط بسیار بد اقتصادی (نظیر بیکاری، تورم و فقر)، هیچ گاه فرصت کافی برای تغییرات کافی و یا مسالمت آمیز وجود ندارد.

تنها راه ادامه حیات این رژیم استفاده از …[حاوی اهانت] است.

همچنین این رژیم برای فراهم ساختن آینده‌ای بهتر برای خود به …[حاوی اهانت] روی آورده است.

با تغییرات آموزشی که از سال ۲۰۰۹ اعمال گردید، تمامی مدارس و دانشگاه‌ها اسلامی شد

تاریخ کشور از نو نوشته شد و معلمان و اساتید غیر روحانی کنار گذاشته شدند.

نسل آینده انقلابی و تروریست مورد اشاره از صدها بمب اتمی خطرناکتر است.

بودجه واقعی تربیت چنین نسلی بسیار پرهزینه است و این هزینه‌ های سرسام آور همواره از مردم عادی مخفی نگاه داشته می‌شود.

بودجه سنگین تربیت چنین نسلی در حالی فراهم می‌شود که شصت درصد از مردم ایران در زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

به علاوه هزینه صدور تروریسم بین‌ المللی از سوی ایران برای سال مالی جاری در حدود ۱۲ تریلیارد دلار است.

بودجه‌ای که همواره برای ایجاد اغتشاش در منطقه هزینه می‌شود و پنجاه درصد از بودجه سالانه ایران را می‌بلعد.

برای مخفی نگاه‌ داشتن هزینه شدن چنین بودجه سرسام آوری، شرکت‌های اقتصادی مافیایی خاصی در داخل و یا خارج از ایران مشغول به فعالیتند.

ساختارهای نظامی، سپاه پاسداران و عوامل اطلاعاتی و امنیتی از اینگونه موسسات و نهادهای مالی حمایت کرده و پیامدهای این پشتیبانی را می‌توان به شکل مستقیم در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای خاورمیانه دید.

به عبارت دیگر رژیم …[حاوی اهانت] ایران برای ادامه حیات خود از …[حاوی اهانت] استفاده کرده و به …[حاوی اهانت] می‌پردازد.

البته مردم، دانش آموزان و دانشجویان شجاع ایرانی سال‌ ها کوشیدند در برابر این اقدامات رژیم ایستادگی کنند ولی اسطوره و افسانه مقاومت این نسل در انتخابات ریاست جمهوری ۱۲ ژوئن ( خرداد ۱۳۸۸ ) درهم شکسته شد.

با این وجود، جامعه ایرانی همواره تمایل خود برای تغییر ساختار این رژیم را نشان داده و مردم علی رغم سیاست …[حاوی اهانت] در همان خیابان‌هایی که انقلاب سال ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ در آنها به وقوع پیوست، مخالفت خود را ابراز داشته‌اند.

این مخالفت نه فقط به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، بلکه به دلیل سیاست‌های اشتباه پس از این انتخابات، ابراز شد.

رژیم ایران برای بقاء متخصصان و کارشناسان خارجی خود همواره در حال ستیز است،

کارشناسانی که در مواقع لزوم از خدمت و حمایت از این رژیم خودداری نمی کنند.

درست شبیه همان حمایتی این کارشناسان در ژوئن ۲۰۰۹ (خرداد ۱۳۸۸) برای کمک به سرکوب جنبش مسالمت آمیز اصلاح‌ طلب سبز (فتنه ۸۸) به عمل آوردند.

جنبشی که توسط میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و نخست وزیر سابق رژیم، هدایت گردید.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

اعتراض به شمارش آرا در انتخابات 88
اعتراض به شمارش آرا در انتخابات ۸۸

وی در نخستین همایش انتخاباتی خود دست در دست همسر پرجذبه و کاریزماتیک خود ظاهر گردید.

اقدامی که نوعی شاهکار تلقی شده و نشانه‌ ای امیدبخش برای بانوان ایرانی توصیف گردید.

امروزه میرحسین موسوی رهبر جنبش مقاومت ایران تلقی می‌ شود.

وی وعده داد مردم را با هر هزینه‌ ای و فارغ از هرگونه سرنوشتی که گریبانگیرش شود، هدایت کند اما رژیم به علت پیامدهای غیرقابل کنترل جنبش سبز، میرحسین موسوی و اشخاص نزدیک به وی را بازداشت کرد.

متعاقب بازداشت وی و هوادارانش، نوعی هرج و مرج در واحدهای اطلاعاتی و امنیتی، نیروهای نظامی و اقلیت‌های قومی و دینی (دقیقا شبیه یوگسلاوی سابق) رخ داد.

اخیرا روحانیون متعصب و نمایندگان تندروی مجلس ایران پس از اخباری که درباره آقای موسوی منتشر شد، خواستار ادامه بازداشت وی شدند چرا که ترس و وحشت آنها از این جنبش همچنان ادامه داشت.

چنانکه آقای زاکانی، نماینده مجلس ایران در اظهارات خود که در روز ۲۲ نوامبر عنوان شد به تقلب در انتخابات اذعان کرده و آقای موسوی را رئیس جمهور قانونی ایران قلمداد کرد.

به طور خلاصه، ایران با اکثریت جمعیت خود که زیر خط فقر زندگی می‌کنند، توانایی این را دارد که به ثروتمندترین کشور دنیا تبدیل شود.

سیستم آموزشی ایران که ۱۴٫۷ میلیون دانش آموز و دانشجو دارد محتاج تحول و تغییر است.

مردم ایران همچنان برای آزادی و دموکراسی تلاش می‌ کنند.

این واقعیت را هم باید مورد توجه داشت که چهار میلیون ایرانی خارج از این کشور زندگی می‌ کنند و حداقل پانصد هزار تن از این افراد را متخصصان و کارشناسان بسیار نخبه تشکیل می‌دهند.

بسیاری از این متخصصان در انتخابات پیشین خواستار بازگشت به کشور برای نوسازی آن بودند.

زنان جسور و شجاع ایرانی با وجود سیاست سرکوب، یکی از آزاده‌ ترین زنان جهان هستند.

مردان و زنان ایرانی اعتقاد و ایمان دارند که آقا و خانم موسوی رهبران جنبش مسالمت آمیز آنها برای رسیدن به یک جمهوری صلح طلب بوده، رهبرانی که می‌ توانند آنها را به سمت خوشبختی هدایت کنند.

روابط بین المللی در جمهوری اسلامی

چرا رژیم ایران منحصرا از منافع و امتیازات خود بهره نبرده و همواره با جامعه بین المللی در نبرد است؟

پاسخ این سوال در دو محور خلاصه می شود: دستیابی به سلاح و بمب هسته‌ای و برخوردار بودن از روحیه خشن و ماجراجو. این دو عامل تاکنون به منزله دستاویزی برای مسلط کردن شیعیان در منطقه از سوی رهبری انقلاب اسلامی کاربرد داشته است.

انقلاب اسلامی ایران از لحاظ استراتژیک بسیار قدرتمند است و دستیابی به بمب اتمی بر قدرت این انقلاب می‌ افزاید.

به علاوه ایران همواره احساس می‌ کند در صحنه جهانی قدرت برتر است و گزینه‌ های بسیار استراتژیکی در اختیار دارد.

با وجود تلاش‌ هایی که از سوی جامعه آزاد جهانی برای اعمال فشار بر ماشین ترور ایران وارد شده است، جمهوری اسلامی همچنان به شکل مستقیم و غیر مستقیم و کاملا موفقیت آمیزش، امواج خشونت و درگیری را در بسیاری از کشورهای منطقه، نظیر لبنان، غزه، کرانه باختری، عراق، افغانستان، پاکستان، هند، یمن، آفریقا و آمریکایی همواره مشتعل نگاه داشته است.

بسیاری از کشورها برای کنترل یا جلوگیری از وقوع ترور در کشور خود یا منطقه به جمهوری اسلامی وابسته‌ اند.

این وابستگی همواره به افزایش قدرت ایران و رهبرانش و ادامه راهکار نزاع و درگیری منجر شده است.

ایران همیشه به دنبال تسلط یافتن بر مناطقی است که خطوط انتقال گاز طبیعی خود می‌ توانند از آن اماکن عبور کنند.

به عنوان مثال ایران به دنبال کنترل کامل بر منطقه بلوچستان است تا بتواند خطوط انتقال گاز به سوی هند را از این منطقه عبور دهد.

البته در بعضی کشورها، نظیر لبنان و غزه به دلیل مصالح و منافع خاص خود حضور دارد.

رژیم کنونی ایران هیچگاه از توان ماشین ترور خود نکاسته و از دستیابی به بمب اتمی منصرف نخواهد شد، مگر اینکه از عدم دخالت قدرت‌ های خارجی و به رسمیت شناخته شدن خود در معادلات بین‌ المللی اطمینان یابد ولی قدرت‌های غربی نباید بدون اطمینان یافتن از تحقق حقوق بشر، دموکراسی و آزادی در ایران، هرگز چنین اطمینانی به ایران بدهند.

چه بخواهیم و چه نخواهیم، ایران هم اکنون قدرت مسلط اقتصادی و نظامی منطقه خاورمیانه است.

قبول این واقعیت به منزله آن است که کشورهای غربی توان، قدرت و تاثیر ایران بر قدرت‌ های منطقه‌ای را بپذیرند.

ولی آیا پذیرش این موضوع از سوی کشورهای غربی، جامعه آزاد بین‌ المللی را متقاعد خواهد ساخت؟

با توجه به اینکه باور داشته باشیم جمهوری اسلامی ایران هیچگاه از دستیابی به بمب اتمی منصرف نشده، شبکه ترور خود را غیر فعال نساخته و از این ابزارها برای حفظ قدرت و افزایش سرمایه و توان مالی و اقتصادی، بهره می جوید.

هم اکنون جامعه آزاد بین‌المللی باید افکار خود را درباره ایران اصلاح کند.

شاید آینده برای اصلاح چنین اندیشه‌ ای بسیار دیر باشد.

آیا مردم شجاع ایران پاداش کوشش و تلاش خود را گرفته و کشورهای غربی به تحقق صلح در سرتاسر جهان کمک خواهند کرد؟

منبع: مشرق نیوز

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

مصاحبه احمدی مقدم در مورد درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸

سردار اسماعیل احمدی‌ مقدم ششمین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در گفت‌ و‌ گویی با ماهنامه “رمز عبور” خاطرات و ناگفته‌ هایی از دوران مسئولیت خود مطرح کرده است، که در ادامه بخشی از این مصاحبه که مرتبط با درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ می‌ آید:

قبل از پرداختن به قضیه ۸۸، آیا برآوردی قبل از ۸۸ و اتفاقات آن داشتید. فرمودید در سال ۷۸، تندروهای اصلاح‌طلب و دولت اصلاحات حرکت‌ هایی را انجام داد که منجر به آن مسائل شد.  به عنوان فرمانده نیروی انتظامی برآوردتان از تحرکات آشکار و پنهان سال ۸۸ چه بود؟  آیا فکر می‌کردید کار به اینجا برسد؟

آقای احمدی‌ نژاد آدمی چالشی بود و حداقل دو جور شکاف درست کرده که یکی‌ اش شکاف نخبه- توده بود.

از اول هم اعتقادی به نخبگان خاص نداشت و بارها به من گفته بود اینها ۲ هزار نفرند که اگر بیرون‌ شان کنیم، مشکلات نظام حل می‌ شود.

این کار را هم کرده بود و وزیر، معاون وزیر، استاندار و درشت‌ ها را عوض کرده بود و می‌ گفت اینها فرسوده و پوسیده‌ اند و باید عوض شوند.

بعد از سال ۸۸ و در دور دوم نگاهش عوض شد.

دقیقاً خاطرم نیست چه سالی بود، ولی بعد از ۸۸ بود با او که صحبت می‌کردم، متوجه شدم خیلی تغییر کرده است.

آن سال‌ ها به من می‌ گفت آن ۲ هزار نفر را بریزیم بیرون یا بالای شهری‌ ها، دانشگاهی‌ ها و تریبون‌ دارها همیشه از این حرف‌ ها می‌ زنند باید ببینیم مردم چه می‌گویند

ولی از دور دوم به بعد می‌ گفت رأی در روستا و شهرستان است، ولی آنکه اثر می‌گذارد و بوق و بلندگو دارد، در تهران است.

از او پرسیدم چرا شما اینقدر تغییر کرده‌ و دنبال هنرپیشه یا فلانی راه افتاده‌ای؟

چرا خطت را عوض کردی؟

گفت رأی را آنها می‌ دهند ولی کشور را اینها اداره می‌کنند و اداره کشور دست اینهاست.

نمی‌توانیم اینها را نادیده بگیریم باید این طرف را هم در نظر بگیریم.

در واقع تغییر راهبردی داشت.

می‌ خواست این شکاف را ترمیم کند، ولی کسی این را از ایشان نمی‌ پذیرفت و دیگر تمام شده بود.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

احمدی مقدم و درگیری های 88
احمدی مقدم و درگیری های ۸۸

دومین شکاف را با چپ‌ ها داشت. همیشه تلاشش بر دو قطبی کردن بود.

دو قطبی با چه کسانی؟

با همین‌ ها، با نماد هاشمی- خاتمی مخصوصاً هاشمی.

مطرح کردن غارتگر، اشرافیت، اشرافیت سیاسی، فساد و… و بر این موضوع سوار شدن.

روز اول فتنه ۸۸ با آقای مشایی رفت مسکو و برگشت…

دوشنبه ۲۵ خرداد بود ؟

همین‌طور است.

روزی که برگشته بودند از ساعت ۶ در دفترش جلسه بود.

رفتم دیدم هیچ کس نیامده است و فقط من بودم.

بعد از من، آقای حسین طائب رسید.

قبل از آمدن آقای طائب، ایشان گفت: «چه خبر؟»

گفتم:

«خیابان‌ این جوری بود.»

گفت:

«خیلی خوب شد. دایره را تکان دادیم و اضافات و آشغال‌ ها رو آمد.

با آنها برخورد کنید و همه را جمع کنید ببرید.

بروید خاتمی و بقیه را دستگیر کنید و شر همه را کم کنید و بروید.»

گفتم:

«مرد حسابی!

چه می‌گویی؟

می‌ روی مصاحبه و سخنرانی می‌ کنی و می‌ گویی خس و خاشاک و آت و آشغال.

الان همه به خیابان‌ ها ریخته‌ اند و بحران است و نمی‌ شود قضیه را به این سادگی جمع کرد و حالا می‌ گویی بگیرید ببرید و تمام؟!»

خیلی ناراحت و تند شدم و گفتم:

«حالا اینها به کنار، برای چه می‌ روی آنجا مشایی را با خودت می‌ بری؟»

پرسید:

«چرا؟»

گفتم:

«علما نسبت به او موضع دارند و با این کارت انگشت در چشم علما می‌کنی.

چرا حالا که او را می‌ بری وسط این فتنه، جلوی دوربین می‌بریش که همه او را ببینند؟

باید الان اوضاع را آرام کنیم و داری برعکس عمل می‌ کنی.»

بعد از ما آقای طائب آمد و قدری آهنگ صدا و موضعم را تغییر دادم.

زمینه‌ها برای این شرایط فراهم بود.

یکی‌ اش آزرده خاطری نخبگان و دیگر اینکه خارج به دلیل موضعگیری‌ های ایشان در برابر هولوکاست و… و پس زده شدن جریان شبه لیبرال و لیبرال در کشور ناراضی بود.

طبیعتاً حتی اگر اصلاح‌ طلب‌ ها را مطلوب خودش نداند، بین بد و بدتر آنها را انتخاب می‌ کند.

آنچه گفتم، زمینه‌های اجتماعی در سطح نخبگان بود نه جامعه.

از آن طرف کلاس‌های آزاد برای خبرنگارهای زنجیره‌ای در دوبی برگزار می‌ شد که مسئول برگزاری آنها دختر معاون اول رئیس‌ جمهوری وقت امریکا، دیک‌ چنی بود.

در واقع در آنجا جنگ نرم را آموزش می‌ دیدند که اطلاع و نفر داشتیم چه کسانی و کجا می‌ روند.

اسامی افرادی که در آن دوره‌ها شرکت می‌کردند، معلوم بود.

این کلاس‌ ها به عنوان کلاس خبرنگاری بود و کاملاً هم معلوم بود چه کسی دارد می‌ فرستد.

ما روی مسأله سوار بودیم.

افرادی که از خارج می‌ آمدند و جاسوس‌ هایی که به اسم اندیشه آزاد سفرهایشان را شروع کردند، روشن بود.

از ۶ ماه قبل تلویزیون بی.بی.سی راه افتاد.

پیش از این بی.بی.سی فارسی نداشتیم.

از زمستان ۸۷

رفت و آمد هاله اسفندیاری و اسامی از این قبیل که می‌ شنوید، از یک سال قبل تشدید شد.

دوبی رفتن، سفر خاتمی به کشورهای حاشیه خلیج‌ فارس که اطلاعاتش بعداً از ابطحی درآمد که به عربستان، بحرین و قطر رفتند و از آنها کمک مالی گرفتند و رایزنی‌ هایی در داخل و خارج از کشور داشتند و مجموعه قرائن حاکی از آن بود که عزم جدی دارند احمدی‌ نژاد را برای دور دوم تحمل نکنند.

کاندیدایشان خاتمی بود که فکر می‌کردند محبوبیت دارد، اما به نظر من همان هم جنگ زرگری بود، چون محبوبیت میرحسین بیشتر از خاتمی است.

یعنی خاتمی می‌توانست تمام آدم‌ هایش را پشت میرحسین بیاورد و میرحسین قدرت داشت در جناح احمدی‌ نژاد یک برش بزند، ولی خاتمی چنین قدرتی را نداشت.

شک نکنید صد درصد اگر خاتمی می‌ آمد، رأی کمتری می‌ آورد.

اگر این ۱۳ میلیون رأی آورد، او ۷-۶ میلیون بیشتر نمی‌ آورد، چون خیلی از کسانی که مخالف خاتمی بودند، موافق میرحسین بودند

مثلاً آقای ناطق نوری هیچ وقت سمت خاتمی نمی‌ رفت، ولی طرف میرحسین می‌ رفت

نه تنها او خیلی‌ های دیگر مثل مؤتلفه‌ ای‌ ها و علما و مراجع هم این‌گونه بودند که با خاتمی نمی‌ رفتند، ولی با میرحسین موسوی به دلیل پیشینه ذهنی‌ که از او داشتند، می‌ رفتند…

مثلاً بحث عدالتخواهی…

عقاید سوسیالیستی داشت و نخست‌ وزیر امام بود و هر چه که بود، پیشینه بدی نبود و در ذهن مردم جایگاه بدی نداشت.

در مورد میرحسین همه می‌ توانستند همه داشته‌ های خاتمی را بیاورند و حتی قدری هم بیشتر، اما یک جنگ زرگری راه انداختند که چون تو آمدی من رفتم، ببخشید و از این حرف‌ها.

منتهی با اتاق فکری که هاشمی، خاتمی، سید حسن خمینی و آقای ناطق نوری درست کرده بودند، معلوم بود و از مدت‌ ها قبل با هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه می‌گذاشتند و داشتند آش را می‌پختند! در واقع اتاق راهبردی‌ اش آنجا بود.

مجموع سازماندهی‌ هایی که از اینها اطلاع داشتیم، نشان می‌ داد با قدرت به میدان خواهند آمد و خارج هم همه قدرتش را گذاشته است و اینها همه نیروهایشان را بسیج کرده‌اند.

نتیجه‌ای که گرفتیم، این بود که حتماً یک انتخابات چالشی پیش رو داریم.

در نیروی انتظامی در دو بعد اقدام کردیم، یکی بعد عملیاتی و دیگری اطلاعاتی.

انصافاً یکی از ابعاد برجسته نیروی انتظامی بعد اطلاعاتی‌ اش بود که توانست اشراف مناسبی داشته باشد، مخصوصاً جایی که شاخک‌ ها از بیرون به داخل می‌ آمد.

همچنین توانست تعامل اطلاعاتی خوبی با مراکز دیگری که کار می‌کردند، برقرار سازد.

در بعد عملیاتی وظیفه‌ مان این بود که آمادگی لازم را داشته باشیم که بازدارنده باشد.

آن موقع رمضان‌ زاده می‌گفت که رزمایش‌ های آرامش امنیت می‌ کردیم، در محافل‌ شان می‌ گفت بیشتر می‌خواهند ما را بترسانند تا مجرمان و اراذل و اوباش را.

رزمایش‌ های آرامش امنیت را در کل کشور و تهران گذاشتیم.

یادم هست روز پنجشنبه‌ ای در خیابان رزمایش آرامش امنیت گذاشتیم و می‌ خواستیم قدرت‌ نمایی کنیم.

حتی آقای احمدی‌ نژاد به من اعتراض کرد چرا دارید جو را امنیتی می‌کنید؟

گفتم لازم است.

مطمئن باش بی‌ شک انتخابات پرچالشی است، از قبل تا بعد از آن.

آقای احمدی‌نژاد اصلاً تنش در انتخابات را قبول نداشت؟

خودش را از پیش برنده می‌دانست.

حتی به من گفته بود تلاش کنید خاتمی به میدان بیاید و یک بار برای همیشه پرونده‌اش جمع شود و برود پی کارش.

نظرش این بود که آنها باید یک بار شکست بخورند، تمام شوند و بروند.

گفتم آقای احمدی‌ نژاد انتخابات پیش رویمان پر چالش است.

اول اینها را رقیب نمی‌ دانست و باور نداشت.

وقتی موسوی شروع به سفر به استان‌های مختلف کرد.

اول استقبال از موسوی سرد بود:

همین‌طور است.

کم‌کم که همه ریختند و پشتش را گرم کردند، اوایل خرداد احمدی‌ نژاد دید کرج ۴۰-۳۰ هزار نفر جمع شدند.

آنها هم نمایشی درست کرده بودند که رفتیم آدمش را هم گرفتیم که با فندک سیم‌های برق را سوزاند تا برق ورزشگاه قطع شود.

از قبل بلندگوی دستی را آماده کرده بودند و مظلوم‌ نمایی کردند.

آقای احمدی‌ نژاد دید قضیه دارد اوج می‌ گیرد و خودش هیچ کاری نکرده است.

مثل سال ۸۴ اگر یادتان باشد، آقای هاشمی ۱۰ روز مانده به انتخابات شروع کرد و روزی دو سه تا استان را می‌ رفت، از ارومیه به اصفهان و از اصفهان به استان دیگر.

احساس کرد دارد قافیه را می‌ بازد.

سفر اصفهان جو را برگرداند و در مشهد با استقبال عظیم چند ساعته جو شکسته شد.

احمدی‌ نژاد اصلاً جدی نگرفته بود و فکر می‌ کرد نیاز به کاری ندارد و مثل انتخابات ۸۰ خاتمی که مصاحبه‌ای کرد و اشکی ریخت.

فکر می‌کرد اگر او هم چنین کاری کند، کفایت می‌ کند، ولی احساس کرد موج خیلی قوی‌ تر از این حرف‌ هاست.

همه آنچه گفتم، مربوط به سال ۸۷ است.

جلوتر که آمدیم در سال ۸۸ ستادهای مختلفی راه انداختند مثل ستاد صیانت از آرا.

در خبرگان سال ۸۵ مهدی هاشمی ستاد صیانت از آرا را برای آقای هاشمی در تهران طراحی کرد.

مهدی هاشمی و خود آقای هاشمی به من هم زنگ زدند که می‌ خواهیم مراقبت کنیم رأی‌هایمان مخدوش نشوند.

گفتم هر کاری می‌خواهید بکنید.

بچه‌ های ما در فیروزکوه و یک جای دیگر نفرات‌ شان را گرفته بودند که همان موقع گفتم آزادشان کنند.

اتفاقاً آقای هاشمی در انتخابات خبرگان در حوزه تهران همان رأی‌ ای را آورد که در انتخابات ۸۴ آورده بود.

منتهی چون بقیه کاندیداهای خبرگان رأی پایینی داشتند، یکدفعه ایشان خوف کرد!

همان رأی قبلی بود و فرق زیادی نداشت.

آنها این تجربه را داشتند و دو وزیر کشور سابق لاری و محتشمی را با طراحی نرم‌افزاری به کار گرفتند.

خودشان یک سیستم انتخابات موازی با شورای نگهبان، با استفاده از نرم‌افزار، کامپیوتر، پیامک و نیروی انسانی داشتند و افراد از صبح می‌رفتند و برآوردها را پیامک می‌ کردند و در سیستم مونیتور می‌شد که کجای کشور چه خبر است

دیدیم اینها وارد این فازها شدند و تقریباً هم موضع‌ شان از قبل معلوم است که یا برنده‌ایم یا تقلب شده است.

از قبل روشن بود اینها دو سناریو دارند.

به هر صورت آنچه برای خودشان هدفگیری کرده بودند، پیروزی قطعی در انتخابات بود، چه با قانون و چه با زور.

این قضیه برای ما مسلم بود، برای ما قدری ابعاد مسأله و اینکه چقدر طول می‌ کشد و چه وسعتی پیدا می‌کند مبهم بود.

در مورد آنچه قرار بود اتفاق بیفتد، تردید نداشتید:

همین‌طور است.

البته باید به نقطه ضعف‌ مان اذعان کنم.

خرداد ۸۲ و بسیج رسانه‌ های لس‌ آنجلسی خاطرتان هست که شبکه‌ های ایرانی عملیات را هدایت می‌کردند و اتاق جنگ راه می‌انداختند؟

کم کم این استراتژی کنار رفت و سوخت.

در سال ۸۸، فضای مجازی و شبکه‌ های اجتماعی مثل فیس‌بوک، توئیتر و اسکایپ (Skype) که بعداً آمد، نقش مهمی داشتند.

اصلاً در نظام امثال فیس‌ بوک و توئیتر را نشنیده بودیم و در این باره توجیه نبودیم که اینها چگونه جمع می‌ شوند؟

اثرگذاری این شبکه‌ها چندان ملموس نبود:

بله، اخبار اینها را از سال ۸۷ داشتیم که پویش ۸۸ که آقای جلایی‌ پور بود در جلسات‌ شان می‌ گفتند شبیه بسیج که خوشه‌ ای سازماندهی می‌کند، ما هم باید خوشه‌ ای کار کنیم.

منتهی خوشه‌ ای اینها مبتنی بر فیس‌ بوک بود و آن موقع از این قضیه غافل بودیم.

یادم هست یک هفته اول سوالم این بود که اینها چگونه جمع می‌ شوند؟

چه کسی این شعارها را در می‌ آورد و این شعارها را هماهنگ می‌کند؟

دنبال این قضیه بودیم.

در سال ۷۸ این‌جوری بود که عده‌ای مثل انقلاب خودمان می‌ آمدند و در خیابان پخش می‌ شدند.

در زمان انقلاب ۲۰ نفر بودیم می‌ رفتیم و در پیاده‌ روها می‌ ایستادیم و هر چه پلیس می‌گفت، ساندویچ یا روزنامه می‌خریدیم یا بلیت اتوبوس می‌ گرفتیم و در صف اتوبوس می‌ ایستادیم.

دور و بر می‌ پلکیدیم و کم کم که جمع می‌ شدند، یکی می‌ گفت

«بگو مرگ بر شاه»

همه با هم می‌ گفتند و آن ۲۰-۱۰ نفر هم می‌گذاشتند می‌ رفتند.

تاکتیک سال ۷۸ این بود

ولی سال ۸۸ می‌دیدیم آدمی جمع نمی‌ شود و همه با هم مثل یک موج می‌ آیند.

سؤال این بود چگونه همه یکجا می‌ آمدند؟

هر چه تلاش می‌کردی آدرس قلابی بدهی، کسی آدرس قلابی را نمی‌ رفت.

وقتی آدرس فرعی می‌ دادی، می‌ رفتی می‌دیدی این جنگ روانی اثری ندارد.

نشان می‌ داد شبکه مطمئن‌ تری دارند که پیام از آن شبکه می‌ آید.

وقتی با پیامک پیام می‌ دادیم عده‌ای منحرف می‌ شدند، ولی اغلب منحرف نمی‌ شدند.

از فضای مجازی غافل بودیم و نمی‌ توانستیم وسعت کار را پیش‌ بینی کنیم.

فکر نمی‌کردیم مهدی هاشمی اتاق عملیات تخریب درست کند.

به نظر ما تخریب‌ های سال ۷۸ به دلیل بی‌هنجاری‌ ها بود نه طراحی‌ ها، ولی در سال ۸۸ طراحی و برنامه‌ ریزی‌ شده بود.

به نظر من روی نجابت معارضان آقای احمدی‌ نژاد حساب کرده بودید:

گفتیم سیاسی است.

می‌گفتید ضد انقلاب که نیستند. یادم هست آقای کروبی سال ۸۴ مصاحبه‌ ای کرده بود.

آن سال گفته می‌شد تقلب شده است.

خبرنگاری از ایشان پرسیده بود نمی‌ خواهید مردم را در خیابان جمع کنید؟

پاسخی با این مضمون داده بود کسی که مردم را در خیابان جمع می‌کند، شروع کار با خودش است، ولی پایان کار دست خودش نیست.

به نظر من، نظام فکر می‌ کرد اینها که ضد انقلاب نیستند و نمی‌خواهند مقابل نظام بایستند:

همین‌طور است.

البته تصور ما انقلاب رنگین بود، چون در چند کشور دیگر مثل اوکراین، قرقیزستان، گرجستان و… اتفاق افتاده بود و روش‌ ها خیلی ناشناخته نبود.

ما هم داشتیم همان الگوها و روش‌ها را پیگیری می‌کردیم.

یکی از کارهایی که در نیروی انتظامی بخوبی از پس آن برآمدیم، توجیه افکار پلیس و سازماندهی خوب نیروی انتظامی بود.

در گرجستان وقتی یک واحد پلیس در میدان مرکزی به تظاهرکنندگان پیوست، پلیس فرو ریخت و رفتند ساختمان‌ های پلیس را گرفتند.

در طول فتنه ۸۸ در هیچ جا یک سرباز نیروی انتظامی به آن طرف ملحق نشد.

فیلمش در نیروی انتظامی هست که روز ۱۸ تیر به بهشت‌ زهرا رفته بودند و جعفر پناهی- که خیلی هم بی‌ حیایی می‌ کرد و آنجا دستگیر شد

بچه‌های واحد امداد که عمدتاً سرباز هستند، دست‌ ها را به هم حلقه کرده بودند تا اینها سر قبر ندا و… نروند.

سنگ پرت کردند و به سر یکی از سربازها خورد، با وجودی که خون از سرش می‌ آمد، دستش را رها نکرد.

این صحنه قشنگ است.

یک نفر همراهی نمی‌ کرد به آنجا برود، واقعاً هیچی نداشتیم،

ولی در سال ۷۸ عزت ابراهیم‌ نژاد رفته بود خوابگاه به پسرعمویش سر بزند و گفته بودند سرباز نیروی انتظامی به آن طرف پیوسته است!

در اینجا چنین چیزی را نداشتیم.

اتفاقاً برعکس و یکی از مشکلات‌ مان در فتنه کنترل واحدهایمان بود که شدت عمل به خرج ندهند.

کار روانی، بصیرتی و سازماندهی در حد بضاعت آن روزمان خیلی خوب بود، یعنی واحد ناجا در جایی متزلزل ظاهر نشد.

اینکه جایی زورش نرسیده و عقب نشسته است و آنها حمله کردند بحث دیگری است،

ولی تزلزل عقیدتی و روانی در اینها نبود که دیگر نمی‌ شود و زورمان نمی‌ رسد و اینها راست می‌ گویند.

شرایط بسیار سخت و جو خراب بود.

روزهای اول بنده خداها به خانه‌ شان هم که می‌ رفتند همسایه‌ ها به آنها فحش می‌ دادند که شما مردم را می‌ زنید.

این‌ طور نبود که می‌ گویید دست‌ کم گرفتید، چون معلوم بود حلقه خارج و داخل به یک همگرایی رسیده‌اند.

قدری که فتنه خوابید، به لبنان رفتم.

سید حسن نصرالله گفت بیا شورای ما را توجیه کن.

به آنها گفتم اجتمعوا فلان و فلان و فلان… الاساس ان لا یکون احمدی‌ نژاد.

محور این بود که احمدی‌ نژاد نباشد.

ولایت فقیه و… در اولویت‌های بعدی و لا احمدی‌ نژادی‌ محور وحدت بود.

نمی‌توانیم بگوییم آقای ناطق نوری، هاشمی، سید حسن، خاتمی، مهدی هاشمی و آرمین در همه چیز شبیه هم بودند.

محور وحدت‌شان این بود که احمدی‌ نژاد نباشد.

کی باشد؟

هر کسی جز احمدی‌ نژاد، لذا باید کسی را می‌ آوردند که بیشترین اثر را داشته باشد.

به نظر من اینکه می‌گویند میرحسین طرح ما را به هم ریخت، درست نیست.

ظرفیت‌ های آنها از میرحسین کمتر بود.

میرحسین ظرفیت را توان‌ افزایی کرد…

بعداً در صحنه نشان داد اگر خاتمی بود، این‌ قدری که میرحسین دریدگی کرد، جرأت نمی‌ کرد.

کروبی هم دریدگی کرد و البته در بازی اینها نبود و بازی به هم‌ زن بود و از او استفاده کردند و دیدند خوب شلوغ می‌کند، گفتند بگذار شلوغ کند، اگر او را گرفتند هم مهم نیست.

با کروبی میانه چندانی نداشتند و در واقع طرح خراب‌ کن و بازی به هم‌ زن بود.

آقای خاتمی هم نشان داد و در جریان فتنه نه در اجتماع اینها ظاهر شد و نه یک بار سبز را به کار برد

خودش را زود کنار کشید و به حاشیه رفت.

اگر ایشان آن موقع بود، مطمئن باشید مثل موسوی مصاحبه نمی‌ کرد.

به اقدامات مهدی هاشمی قبل از انتخابات اشاره می‌کنید؟

غفلت ما از این نقطه بود، یعنی تخریب امنیتی، آتش زدن و بسیج کردن اراذل و اوباش.

این اقدامات با محوریت دفتر هیأت امنا در دانشگاه آزاد و پول‌های دانشگاه آزاد انجام می‌ شد.

البته نقشش فقط در آنجا نبود.

سه گروه بودند، یکی استراتژیست‌ ها که دفتر آقای هاشمی بودند

دومی ستاد نیاوران که عمدتاً سیاسی‌ ها مثل تاج‌زاده، آرمین، بهزاد نبوی و… بودند که جلسات‌ شان همیشه با حضور مهدی هاشمی بود

و سومی ستاد دانشگاه آزاد و مال تخریب و میدانی‌ ها بود.

مجمع روحانیون و مانند اینها حرف می‌ زدند و اغلب بیانیه‌هایشان را مجید انصاری می‌ نوشت و خودش به اسم آنها می‌ داد و عملاً مجمعی هم در کار نبود و خیلی وقت‌ ها تشکیل هم نمی‌شد و امضا هم نمی‌کردند، ولی امضایشان بیرون می‌ آمد.

از مجمع روحانیون بیشتر به عنوان بلندگو برای اعلام مواضع استفاده می‌شد، ولی هدایت میدانی دست آنها نبود.

عمدتاً دست عناصر سازمان مجاهدین انقلاب بود.

تا عاشورای ۸۸ آرمین و بقیه هدایت اوضاع را به دست داشتند وقتی اینها را گرفتند، پاشید.

آیا در همان دو سه روز اول پیش‌ بینی می‌ کردید این قضیه یک حرکت فرسایشی ۹-۸ ماهه شود؟

از دو سه روز اول نه، ولی از ۳۰ خرداد که آقا روز بیست و نهم صحبت کردند و اینها آمدند تشنج‌ آفرینی کردند، معلوم بود اینها به این سادگی عبور نمی‌کنند

حتی یادم هست در جلسه‌ ای که اوایل شهریور ۸۸ با چند نفر از مسئولان خدمت حضرت آقا بودیم، ایشان چند پرونده مثل کوی دانشگاه و… را پیگیری می‌کردند.

مقام معظم رهبری فرمودند شعله‌ های فتنه فرو نشسته، ولی آتش خاموش نشده است.

یعنی به ما می‌ فهماند فکر نکنید تمام شده است.

معلوم بود اینها جماعت خفته ضد انقلاب را بیدار کردند و به میدان آمدند.

انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بود و فتنه از صبح روز بیست و سوم خرداد از جلوی دفتر ستاد موسوی در فاطمی شروع شد.

اتفاقاً آنجا بودم و دیدم کم کم خیابان ولیعصر را بستند و جمعیت در آن جمع شده بود و پلاکاردها را بالا آورده و سبزها و… بودند.

جلسه شورای عالی امنیت ملی رفته و برگشته بودیم و در خیابان ولیعصر از وسط جمعیت می‌گذشتم و معلوم بود ملتهب است.

بعد از ظهر آن روز قرار گذاشتند و ملت به خیابان ریختند.

آنجا خیلی عمومی‌تر بود و این اتفاق طبیعی هم هست.

جاهایی که به میرحسین رأی داده عمدتاً به احمدی‌ نژاد رأی نداده بودند و قطبی بود.

طرف می‌بیند ۹۰-۸۰ درصد به میرحسین رأی داده‌اند، ولی احمدی‌نژاد از صندوق در آمده است.

نمی‌ داند کهنوج، شاه عبدالعظیم، کهریزک و قرچک هم داریم و همه جا شمیران نیست.

برای اینها باورپذیر بود.

آن موقع اصطلاح «انقلاب بلوار کشاورز به بالا» را داشتیم؟

واقعاً این‌جوری بود که تظاهرات که می‌رفتید ۹۸-۹۷ درصد از بالا بودند و بعد از تظاهرات می‌رفتند بالا و فقط دو سه درصدی از پایین می‌ آمدند.

طبیعی بود و اینها باور کرده بودند.

میرحسین در تهران ۲ میلیون رأی آورده بود.

آن موقع می‌ گفتند دو سه میلیون نفر- که بیخود می‌گفتند- برآورد ما از جمعیتی که روز بیست و پنجم خرداد آمده بودند ۵۰۰-۳۰۰ هزار نفر بود.

طبیعتاً آنها باور کرده بودند تقلب شده است.

دو میلیون نفر هم که بیایند خیلی نیست و همه هم می‌ گویند رأی من کجاست؟

میزانی که روز بیست و سوم آمدند، جمعیت عمومی بود و همه نوع طیف و دسته‌ها در آن بود.

یک ویژگی برای اردوکشی‌ های خیابانی قبل از انتخابات را ‌می‌گویم.

در آن مقطع خیلی مدارا کردیم و از همان جا قرائنی بود که آنها دارند تمرین لشکرکشی می‌کنند.

تیپ افرادی که می‌آمدند بتدریج در روزهای بعدی ریزش پیدا کردند و کم شدند تا اینکه رسید به روز قدس. در روز قدس چه تیپ‌ هایی آمدند؟ روزه‌خوارها !

نماز جمعه آقای هاشمی چه تیپ‌هایی بودند؟

جمعیت ریزش یافته بود و تقریباً می‌ توانیم بگوییم ضد انقلاب و قدری هم چپ‌ های تند و رادیکال آمده بودند.

فیلم‌ ها و عکس‌ هایشان موجود است و کاملاً مشخص هستند.

معلوم بود اینها به این راحتی نمی‌خواهند دست بردارند.

بعد از تحلیف و صحبت‌ های آقا برایشان مسلم شد که احمدی‌ نژاد هست و کاریش نمی‌توانند بکنند، چون تا قبل از آن بعضی از دوستان خودی امیدواری‌ هایی می‌ دادند.

یادم هست آقایان توکلی و لاریجانی که البته آقای توکلی اظهار نمی‌کرد، ولی آقای لاریجانی رفتارهای شائبه‌ آفرین داشت

مثلاً اجازه بدهید بروند فلان جا سخنرانی کنند یا چه اشکالی دارد در استادیوم آزادی جمع شوند؟

نمی‌خواهم بگویم چه کسانی گفته‌اند، استدلال‌ شان این بود که بد چیزی هم نشد.

اگر این انتخابات ابطال شود، میرحسین به دلیل فتنه‌ آفرینی‌ اش و احمدی‌ نژاد به خاطر رفتارهای سوء اش رد صلاحیت می‌ شوند و هر کس رئیس‌جمهوری شود، به نفع مملکت خواهد بود.

از بین چه کسانی؟

سایر کاندیداهایی که باقی می‌مانند.

کروبی، میرحسین و احمدی‌ نژاد رد صلاحیت می‌شوند و این سه را اوت کنیم

و رئیس‌جمهوری از بین باقی‌ مانده‌ ها انتخاب می‌شود.

گفتیم این چه حرفی است که می‌زنید؟!

مگر چنین چیزی ممکن است؟

بعضی از دوستان خودی که با آن طرف هم نبودند، فکر می‌کردند الان فرصت خوبی است که از شر احمدی‌ نژاد و بقیه با هم خلاص شوند.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

درگیری های خونین 88
درگیری های خونین ۸۸

دعوای دوستانمان در مجلس با آقای لاریجانی از همین نقطه است، چون آقای لاریجانی با هر دو طرف موضع داشت.

رفتار ناصوابی است که ایشان را به آن سمت هل بدهند، مثل کاری که احمدی‌ نژاد با آقای ناطق نوری کرد و او را به آن سمت هل داد.

از این هل دادن‌ ها کسی نفعی نمی‌ برد.

با صحبت آقا، تکلیف امثال آقایان لاریجانی، توکلی و…- که ضد احمدی‌نژاد بودند- روشن شد.

آن طرف هم خیالش راحت شد که احمدی‌ نژاد هست.

از اینجا دنبال این بود مشروعیت نظام را به چالش بکشد که این رفتار ضد انقلابی است.

وقتی گفته‌ ای تقلب باید بیایی اثبات کنی و چون نمی‌ توانی مثل آقای آخوندی که در جلسات اعلام می‌ کرد رأی‌ ها درست است و ما به مقدمات انتخابات ایراد داریم.

ما هم گفتیم اگر ایراد به مقدمه انتخابات دارید چرا از قبل نگفتید؟

چرا گفتید من بردم؟

معلوم بود قضیه طولانی و فرسایشی می‌شود.

البته تابستان رکودی ایجاد می‌ کند.

پس از آن ۳۰ خرداد و ۱۸ تیر را داشتیم.

شدیدترین درگیری ۳۰ خرداد بود ؟

همین‌طور است و اتفاقاً با ۳۰ خرداد سال ۶۰ در یک روز افتاده بود.

درگیری‌ های مسلحانه ۳۰ خرداد سال ۶۰ در تهران نمادین است و همین باعث شده بود همه از جمله منافقین در این روز با هم همگرایی داشته باشند.

پس از آن ۱۸ تیر شد و سپس رکودی داشتیم.

البته تلاش کردند به بهانه‌ های مختلف مثلاً چهلم ندا آقاسلطان و… بیایند، اما در کل تابستان رکود است.

تا اینکه دانشگاه‌ ها باز شد و ۱۳ آبان، ۱۶ آذر و… رسید.

ناجا در روز عاشورا غافلگیر شد. آیا همین‌طور است؟

روزهای تاسوعا و عاشورا نیروی انتظامی در این محورها بود.

در روز تاسوعا تلاش می‌کردند در میدان امام حسین (ع) حضور یابند، ولی با حضور قوی اطلاعاتی و انتظامی نتوانستند، چون از میدان شهدا تا میدان امام حسین(ع) و خیابان دماوند و نظام‌آباد محل سنتی دسته‌هاست، اما چون خیابان انقلاب چندان مسکونی نیست هیچ وقت محل دسته نبود. به همین دلیل از اینجا غفلت شد.

آنها هم اجتماع‌ شان را در پل کالج گذاشتند. واحد کوچکی به آنجا رفته بود.

فکر نمی‌ کردیم جمعیت زیادی آنجا بروند و فکر می‌کردیم در نهایت دو الی پنج هزار نفر آنجا جمع شوند. برآورد ما یک دسته یگان ویژه برای آنجا بود.

۵۰ نفر ؟

بله، ۵۰-۴۰ نفر.

این یگان ویژه به آنها حمله نکرد و ایستاده بودند، آنها حمله کردند.

البته یگان ویژه در مقرهایی داخل شهر آمادگی داشت و بلافاصله خودش را به آنجا رساند و آنها را متلاشی کرد و تا بعد از ظهر هم طول کشید.

بچه‌ های هیأت دانشگاه تهران و آقایان پناهیان و سعید حدادیان آمدند و تظاهراتی راه انداختند.

همان جمعیت بیرون آمد و در شکستن روحیه اینها بسیار مؤثر بود. در کل قضیه عاشورا چندان مهم نبود.

تأثیر روانی و سیاسی آن زیاد بود ؟

همین‌طور است.

خباثت اینها را نشان می‌داد ؟

بله و به نظرم خوب شد، چون عده‌شان هم زیاد نبود.

الان آمارها را فراموش کرده‌ ام.

سه تا پنج هزار نفر و در حدی بودند که روی پل را پر کرده بودند.

وقتی با نیروی انتظامی درگیر شدند به کوچه‌ ها رفتند و بچه‌ های هیأت از دانشگاه تهران که متوجه شدند و سمت اینها آمدند آنها گذاشتند و رفتند.

خیابان انقلاب جایی نبود که دسته‌ ها به آنجا بروند و اساساً روز عاشورا آنجا خالی است و کسی نمی‌ آید.

نیروی انتظامی نه اینکه پیش‌ بینی کرده باشد، بلکه یک دسته پیش‌ بینی کرده بود.

به تأثیر شبکه‌ های اجتماعی و فراخوان‌های آنها اشاره می‌کنم.

تا روز آخر هم این مسأله برایمان پیچیده شده بود.

مثلاً موبایل را قطع می‌کردیم، ولی می‌دیدیم غیر از موبایل شبکه‌ های دیگری هم دارند که همدیگر را خبر می‌ کنند و در یک نقطه با شعارهای مشخص حاضر می‌شوند.

منافقین در قضیه ۸۸ هم درگیر بودند؟

چون شنیده بودم هر جا که درگیری بود و ماشین‌ های پلیس را آتش می‌ زدند، منافقین هم حضور داشتند :

در واقع جنگ احزابی بود که همگان بودند.

حتی از بین متدینین کسانی که پایبند به ولایت فقیه و آقا نبودند هم حضور داشتند، ولی بتدریج جمعیت ریزش کرد و ضد انقلاب خُلّص ماند.

تلویزیون منافقین از اول تا آخر پوشش داد.

هر ضد انقلابی هر چه در توان داشت وسط میدان آورد.

در مورد توان سیاسی، سازماندهی و تخریبی هیچ شک و تردیدی نداشته باشید.

تعجبم این است آقایانی که خود را دوستدار مملکت می‌ دانند باید بگویند خط قرمزهایی با خارج، دشمنان نظام و ضد انقلاب داریم که دست‌ شان به خون ملت آلوده است و خیانت کرده‌اند، نه اینکه مثل آقای کروبی وقتی از ایشان می‌ پرسند چرا با بی.بی.سی مصاحبه می‌کنید؟

جواب بدهیم چرا امام موقع انقلاب از بی.بی.سی استفاده می‌کرد؟

این چه حرفی است؟

به نظر شما الان جریان فتنه اصلی در چه وضعیتی است و چه برنامه و دستور کاری دارد؟

تکرار چنان صحنه‌ ای سخت، ولی ممکن است، چون هر انتخاباتی که قطبی و چالشی شود بستری برای این موضوعات است.

باید فکری برای این قضیه کرد.

این امر در انتخابات شوراها و مجلس چون محلی است چندان خودش را نشان نمی‌ دهد.

اگر استانی کنند شاید تا حدی چالشی شود، ولی به هر حال ملی نیست.

به دلیل اینکه انتخابات ریاست جمهوری ملی است بسترساز مناسبی برای چنین وقایعی است.

چنانچه خاطرتان باشد رهبری بعد از فتنه در کرمانشاه نظام پارلمانی را مطرح کردند که شاید دور از ذهن نباشد.

نظام پارلمانی رفتار بین قانونگذار و نیروی اجرایی را تنظیم، ضمانت اجرا را بیشتر و تغییر دولت را کم‌ هزینه می‌ کند به‌ طوری که حتی اگر سالی یک دولت و رئیس‌ جمهوری را عوض کنید هیچ اتفاقی نمی‌ افتد.

در ژاپن و ایتالیا زیاد رخ می‌ دهد و چندان پرهزینه نیست.

مثلاً اگر رئیس‌ مجلس سالی یک بار عوض شود اتفاقی نمی‌ افتد.

وقتی انتخابات مستقیم ملی دارید این اتفاق‌ها هست، در روسیه پس از پوتین هم این وقایع روی داد و جریانی لشکرکشی کردند.

در انقلاب‌ های رنگین مثل ونزوئلا و جاهای دیگر اتفاقاتی افتادند و امکان تکرارش در هر جای دیگر هست

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

سران جنبش سبز
سران جنبش سبز

ولی به نظر من موضع حضرت آقا و ایستادگی‌ شان دندان طمع را از دهان جریانات سیاسی کشید که بخواهند با زور و کودتای انتخاباتی از صندوق بیرون بیایند.

فرض کنید سال ۹۶، آقای روحانی کاندیدا شده و آقای احمدی‌ نژاد هم به میدان آمده است.

چه تصوری دارید؟

به احتمال زیاد همان اتفاقات خواهد افتاد.

اگر هم نیفتند، به هر حال تنش زیاد است.

جریان طرفدار آقای احمدی‌ نژاد جوری هستند که اگر پیروز هم نشدند و بگویند تقلب شده است و آقا بفرمایند بنشینید، سر جایشان می‌نشینند…

ولی در فضای تنش و درگیری فرصت‌ طلبانی به دنبال سوء استفاده هستند که ممکن است بدون توجه به قانون و فرمایش آقا دست به اقداماتی بزنند.

احسنت!

باید بدانیم هر جا که مشکل آفریدیم خیلی از عوامل در کنترل ما نیست، منتهای زشتی که از جریان چپ دیدیم این است که هیچ وقت در برابر خارج موضع نگرفتند.

طرف بیرون رفته است و دارد فحش می‌ دهد، می‌ گویند بیرون رفته است و ربطی به ما ندارد.

حداقل بگویید مخالفیم.

نمی‌گویند و معلوم است تقسیم کار گروه خارج و داخل انجام شده و جبهه‌ شان وسیع است و ایدئولوژیک نیست.

خطوط قرمز جبهه‌ های ایدئولوژیک معلوم است و خیلی وسیع نمی‌ شود.

جبهه‌ های خیلی پهن ماکیاولی و در واقع بر وحدت هدف استوارند، نه بر وحدت روش.

سال ۵۷ که راهپیمایی از قیطریه شروع شد جلوی حسینیه ارشاد گروه‌های مختلف مثل پیکار، فدایی، مجاهدین انقلاب اسلامی و… تابلو داشتند و بالا برده بودند.

بعداً در ادامه راه امام فرموده بود ما به کمک هیچ یک از اینها نیاز نداریم.

به ایشان می‌گفتند اگر اینها نیایند ممکن است ما نبریم، می‌ فرمودند خب نبریم.

وقتی انقلاب ایدئولوژیک است از چارچوب ایدئولوژیک‌ اش خارج نمی‌ شود.

اگر مصلحت‌ گرا باشد، وحدت هدف برایش مطرح است که فعلاً به هدف برسیم بعد در مورد اعتقاد و روش بحث می‌ کنیم که هر کس چکاره است.

جبهه آنها بر وحدت هدف ـ‌ که فعلاً سقوط احمدی‌ نژاد بود ـ متمرکز شده بود.

متأسفانه احمدی‌ نژاد تبدیل به نماینده بسیاری از آرمان‌های نظام مثل عدالت‌ خواهی، استکبار ستیزی و اسرائیل‌ ستیزی شده و درست یا غلط در جامعه و بیرون از کشور نماد رادیکالیسم اسلامی شناخته شده بود.

معضلی که وجود دارد این است که در کشور دو نهاد اطلاعات و عملیات داریم.

از وقتی وزارت اطلاعات تأسیس شده است و اطلاعات را متمرکز در این وزارتخانه و نهادهای عملیاتی نظیر سپاه و ناجا را از آن جدا کردیم، ناهمگونی در امنیت ملی‌ مان ایجاد شده است.

مثلاً مساله مجاهدین خلق در تخصص وزارت اطلاعات است، ولی در عملیات مرصاد تا وقتی صد کیلومتر وارد کشور می‌ شود، کسی نیست که اطلاعات را از وزارت اطلاعات به سپاه و سایر دستگاه‌ های عملیاتی بدهد که وارد عمل شوند.

حتی در فتنه افراد کف خیابان درگیر هستند و یک سری وقایع هم پشت پرده رخ داده‌اند که حجم بیشترش را وزارت اطلاعات می‌داند ولی در کف خیابان ناجا باید درگیر شود.

به نظر شما این معضل چگونه قابل حل است؟

واحدهای عملیاتی باید اطلاعاتی هم باشند.

نمی‌تواند بگوید اطلاعاتم از بیرون است.

تقسیم‌ بندی شده و آنچه قانون برای وزارت اطلاعات در نظر گرفته ضد جاسوسی و ضد براندازی است.

بقیه وظایف ذاتی وزارت اطلاعات نیست.

ضد جاسوسی و براندازی و جمع‌ آوری اطلاعات استراتژیک از طریق بازوهایی که در خارج در اختیار داریم،

مثلاً سپاه، نیروی قدس را دارد و خود به خود دسترسی‌ های اطلاعاتی بالایی دارد که وزارت اطلاعات ندارد. یا ناجا شبکه اطلاعات مردمی و در کل یک تور اطلاعاتی دارد که چه بخواهد و چه نخواهد اطلاعات در آن می‌ افتد.

یکی در تهران و دیگری سر مرز دستگیر می‌ شود، کسی که می‌ خواهد مجوز بگیرد در ناجا ثبت و صلاحیت احزاب تأیید می‌ شود.

حتی اگر دنبال جمع‌ آوری اطلاعات نباشد باز هم اطلاعات دارد.

جزئیات درگیری ها و اعتراضات سال ۸۸ از نگاه های متفاوت + عکس

احمدی نژاد و میر حسین موسوی

البته می‌خواهم این ذهنیت از ناجا درست نشود که مثل وزارت اطلاعات در گروه‌ها مخبر و منبع دارد.

اطلاعات یا آفندی است یا پدافندی. در آفندی دنبال جمع‌ آوری اطلاعات می‌ روید و منبع می‌ گذارید و نفوذ می‌ کنید

در پدافندی توری دارید و هر چه را در آن بیندازند می‌ گیرید. جنس اطلاعات ناجا پدافندی و در واقع تور امنیتی است که خیلی چیزها در آن می‌ افتد

روی بعضی‌ ها اندکی پردازش انجام می‌ شود

ولی معمولاً می‌ گیرد و به وزارت اطلاعات یا سپاه می‌ دهد.

در امریکا هم اف.بی.آی وزارت اطلاعات داخلی کشور و سیا وزارت اطلاعات خارجی است

ولی این مرزها به هم خورده است و الان این‌جوری نیست.

در عراق ۱۷ دستگاه اطلاعاتی از امریکا مشغول فعالیت بود. خیلی هم با هم هماهنگ نبودند.

امروزه در دنیا آنچه برایشان مهم است و در ۸۸ اتفاق افتاد این است که غافلگیر نشوند.

اصلاً چندگانگی دستگاه‌ های اطلاعاتی و حتی رقابت‌ شان از غافلگیری پیشگیری می‌ کند، چون اگر یک دستگاه غافلگیر شود، دومی یا سومی نمی‌شود.

در اینجا سپاه و وزارت توان اطلاعاتی داشتند، نیروی انتظامی هم کارهایی را شروع کرده بود.

از قدیم اطلاعات شهربانی وجود داشت و اصلاً ساواک از آنجا تشکیل شد و از نظر اطلاعاتی قوی بود.

بعد هم کمیته آمد که وضع‌ شان خوب بود.

مسأله تقسیم کار اطلاعاتی بود که یک نقشه جامع اطلاعاتی داشته باشیم و تقسیم کار انجام شود.

قبل از ۸۸ این چنین نبود، ولی بعد از ۸۸ شورای هماهنگی اطلاعات در سطح استان‌ ها منسجم‌ تر عمل می‌کند و جلساتی می‌ گذارد و دستگاه‌ های حفاظت اطلاعات هستند که تورهای اطلاعاتی دارند و خواه ناخواه جاسوس در دام‌ شان می‌ افتد و هدفمند به دنبال هدفی نمی‌ روند، ولی به یک سری اطلاعات برمی‌خورند. قضیه بهتر شده است.

اما ضعفی که به وزارت اطلاعات وارد بود، این بود که شاکله وزارت اطلاعات جریان اصلاح‌طلب مثل عباس عبدی، حجاریان و دیگران از گذشته بود.

درست است آقای اژه‌ای و بعد هم آقای مصلحی وزیر شدند.

در دوره فتنه آقای مصلحی وزیر نبود و آقای اژه‌ای یک مدت بود و بعد برکنار شده بود و یک مدت هم هیچ کس نبود و چند وقتی آقای علوی جانشین و سرپرست بود که آقای احمدی‌نژاد او را عزل کرد.

چند هفته‌ای کسی در این پست نبود و ادعای آقای احمدی‌نژاد این بود که وزیر خودم هستم.

در فتنه ۸۸ حس می‌کردیم کلیت وزارت اطلاعات دوستان بسیار خوبی هستند و مسئولان همراهی دارد،

ولی در بدنه‌اش گرایش وجود دارد و اینها آن‌طور که شایسته و بایسته است در شناسایی فتنه و قطع سرانگشتان جریان عمل نمی‌کنند و توانایی وزارت بیش از اینهاست.

شاید یک مقدار چنین گرایش‌های سیاسی در بدنه، وزارت اطلاعات را ناکارآمد می‌کرد تا بتواند از همه توانش استفاده کند.

تلخ‌ترین روز فتنه کی بود؟

همه فتنه تلخ بود،

ولی آنچه که برای ما بیش از همه عوارض داشت، کهریزک و کشته‌سازی بود.

کهریزک واقعی بود و بر پایه این واقعیت، کشته‌ سازی شروع شد مثل سعیده پورآقایی، عاطفه امام و خانمی که در جاده قزوین کشته شده بود که اصلاً چنین جسدی وجود خارجی نداشت و خود آن خانم خارج بود و گفته بودند مرده است و خاکسترش را پیدا کرده‌اند.

این قضیه بعد از ماجرای ندا آقاسلطان و کهریزک یک مقدار باورپذیر شده بود.

بعضی از دوستان خودی برای همین خانم سعیده پورآقایی که زنده‌اش را کشف کردیم، در قلهک مجلس ختم گذاشتند!  و خانه‌ شان می‌ رفتند.

این دوستان بعداً به من هم مراجعه می‌کردند. به آنها می‌ گفتم حداقل می‌ آمدید عذرخواهی می‌کردید که اشتباه کردیم.

گفته می‌شود سعیده پورآقایی تور دستگاه امنیتی بود برای اینکه آبروی موسوی و کروبی را ببرید ؟

نخیر، پدر سعیده پورآقایی فوت کرده بود و او با مادرش زندگی می‌کرد و مادرش به دلیل رفتارهای نامطلوب و کنترلش در خانه را قفل کرده بود که از خانه بیرون نرود.

او هم از پنجره پایین می‌پرد و پایش آسیب می‌ بیند.

مسافرکش یا تاکسی او را سوار می‌ کند.

از راننده می‌ خواهد او را به درمانگاه برساند.

راننده هم آدم خوبی بود و قبول می‌ کند.

راننده متوجه می‌ شود او فراری از خانه است و او را به خانه خودش می‌ برد.

مدت‌ ها هم خانه آن شخص بود.

چون موبایلش را یا نبرده یا خاموش بود، ردی از او نداشتیم.

با خانه‌ اش هم تماسی نمی‌ گرفت.

وقتی شنیده بود مرده و کشته شده است، ترسید.

بچه‌ ها تلفن‌ های آشناهایش را کنترل کردند.

بالاخره با یکی از آنها تماس گرفت و نقطه‌ اش کشف شد که از چه شماره‌ای دارد زنگ می‌ زند و بچه‌ ها سراغش رفتند.

عاطفه امام هم همین‌ طور، یک سکه طلا از خانه‌اش برداشته و فرار کرده و حرم امام رفته بود.

جایی را نداشت و یکی دو روز آنجا مانده و اخبار را شنیده و ترسیده بود و یکی دو تلفن زد و بچه‌ها او را شناسایی کردند و متوجه شدند اطراف حرم است و او را پیدا کردند و آوردند.

عاطفه امام و مادر سعیده پورآقایی منصف بودند و مصاحبه کردند و اصل ماجرا را گفتند، اما فتنه‌ آفرینان هیچ وقت عذرخواهی نکردند و هنوز ادعای انقلابی بودن دارند.

کهریزک و کشته‌ سازی فشار شدیدی به نیروی انتظامی وارد کرد و واقعاً کلافه شده بودیم.

اصلاً فتنه کنار رفته و قضیه چیز دیگری شده بود و حالا به جای طلبکار، بدهکار شده بودیم.

منبع : عصرایران، به نقل از ماهنامه “رمز عبور”

لازم به ذکر است : احمدی مقدم در سال ۱۳۹۴ از سمت خود عزل شد و دیگر خبری از وی نشد که گفته اند به دلیل ارتباط با یک پرونده فساد مالی بوده است.

همچنین احمدی مقدم جزء لیست ۳۲ نفر از تحریم شدگان به خاطر حوادث سال ۸۸ توسط اروپا و آمریکا می باشد.

تنظیم و ارائه : ر-ه-ب

نی نای

1
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.