mashtinews

خانه / اخبار / بررسی واقعیت / مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران ( قسمت دوم )

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران ( قسمت دوم )

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب (چه بودیم چه شدیم و چه باید باشیم؟)

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران ( قسمت دوم )

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران قسمت دوم

مقاله در سه قسمت تنظیم شده که قسمت دوم را در اینجا می خوانید

عنوان مقاله :

چه بودیم چه شدیم و چه باید باشیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه ی مبحث قبل همانطور که صحبتش را به میان آورده بودیم در این قسمت از مقاله به بیان موارد مختلف از جمله موارد اقتصادی میپردازیم و مقایسه ای میان اوضاع قبل و بعد از انقلاب انجام خواهیم داد.

اما یک نکته ی مهم قبل از خواندن این مقاله این است که در این مقاله ما از اطلاعات خام به نتیجه میرسیم.و رسیدن به این نتیجه گیری نیازمند آزاد اندیشی است.

انتقاد هایی که از سمت شما در پایین این مطلب نوشته میشود برای من زمانی محترم است که انتقاد باشند و بر پایه احساسات و یا بر پایه حرفهای عامه مردم نباشد.

در این قسمت بر خلاف قسمت قبل شیوه ی ما شیوه ی سوال و پاسخ است که یکی از شیوه های مفید ارتباط نوشتاری است.

سوال اول:

اغلب در بین عامه ی مردم میشنویم که بیان میشود وضع اقتصادی در دوران پهلوی بسیار بهتر از زمان حال است.

اغلب هم برای ادامه ی حرف خود این مثال هارا بیان میکنند که گوشت بود سه هزار و ….آیا این موضوع صحت دارد؟

برای پاسخ درست به این موضوع ابتدا باید ببینیم آیا مفهوم (قیمت) با مفهوم (قدرت خرید) تفاوت دارد یا خیر.

در حقیقت برای مقایسه دقیق نیازمند این هستیم که تفاوت قدرت خرید و قیمت را درک کنیم.

با وضع اقتصادی کنونی ایران (که مساعد نیست) مقایسه ای میان قدرت خرید آنزمان و الان انجام میدهیم در قالب یک مثال:

فرض کنید در سال ۴۸ شمسی هستید و نیازمند خرید خودرو هستید،

در میان خودروهای وارداتی مثل فورد و… شما پیکان را انتخاب میکنید (انتخاب یک ماشین متوسط رو به پایین از نظر سطح کیفی در زمان خودش) قیمت پیکان در سال چهل و هشت ۲۸۰۰۰ (بیست و هشت هزار تومان)بوده است و میانگین درآمد مردم بین (۵۰۰ تا ۱۲۰۰ تومان)بوده است یعنی یک خانواده با درآمد متوسط (۸۵۰ تومان) حدود سی و دو ماه طول میکشیده تا ماشینی متوسط را بخرد.)

اما الان چطور(ملاک را الان میگیریم که وضع اقتصادی نسبت به سالهای گذشته نامساعد است اما فراموش نکنیم از نظر اقتصادی بعد از انقلاب روزهای بهتری را هم داشته ایم.)

ملاک و مبنا الان یعنی سال ۹۶ میباشد.

الان از میان ماشینهای موجود در ایران یک ماشین متوسط رو به پایین(همانند پیکان در میان ماشینهای آمریکایی)انتخاب میکنیم.

مثل سمند که سی میلیون است.

درآمد یک خانواده ی متوسط از نظر اقتصادی در ایران(طبق آمار مرکز آمار ایران و که با مشاهدات ما هم جور در می آید) در حال حاضر بین یک و نیم تا دو میلیون تومان است.

که ما مثل مثال بالا حد وسط را میگیریم.

خانواده ای با وضع اقتصادی متوسط(درآمد یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان) حدود هجده ماه طول میکشد تا ماشین متوسطی را بخرد.

این مقایسه از آن جهت قابل اعتماد است که همه چیز در دو صورت مسئله یکسان است.تنها نتیجه متفاوت است.

پس قدرت خرید یک چیز است و قیمت یک چیز دیگر.قدرت خرید قطعا قابل اعتماد تر است.

این مثال در بسیاری از زمینه های دیگر نیز صادق است اما از این نظر صنعت تولید خودرو را انتخاب کردم که پیشرفت صنعت خودرو پس از انقلاب حتی به میزان قابل قبولی هم نبوده است!

یعنی در واقع در یکی از زمینه هایی که پس از انقلاب در آن پیشرفت چندانی نداشتیم از آن زمان جلوتر هستیم.

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران قسمت دوم

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب 57 ایران
مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران

سوال دوم:

اغلب صحبتهایی از یک خیانت بزرگ اقتصادی در زمان پهلوی است.این موضوع را بررسی کنید.

اقتصاد متکی به نفت.

این بزرگترین خیانت به اقتصاد یک کشور است.

فرض کنید دویست میلیون تومان برای خرج کردن در اختیار دارید. دو راه دارید.

راه اول اینکه خرج کنید تا تمام شود.

دوم اینکه با این پول کار اقتصادی انجام دهید.

یعنی پول را به سرمایه تبدیل کنیم که بیشتر از پول به کار ما بیاید.

کاری که پهلوی به ایران طی این حدود پنجاه سال با ایران کرد این بود که زمانی که کشور های اروپایی در حال پیشرفت اقتصادی و صنعتی بودند و کشور هایی مثل فرانسه درگیر انقلاب صنعتی بودند ایران اقتصاد خود را متکی به نفت بنا کرد.

طبق آمار دولت پهلوی در اولین سال حکومت پهلوی در ایران ۲۰۴ هزار بشکه نفت فروخته میشده است اما در سال آخر حکومت پهلوی در ایران ۵ میلیون و ۶۶۲ هزار بشکه فروخته میشده است!

این درست مانند این است که شما دویست میلیونی که در مثال بالا مطرح شد فقط خرج کنید و آنرا تبدیل به سرمایه نکنید.

این بزرگترین خیانت به اقتصاد یک کشور است زیرا یک روز این نفت تمام میشود و ایران میماند تنها و بی پول.

زمانی که کشورهای اروپایی درگیر پیشرفت صنعتی در اثر انقلاب صنعتی بودند.

ایران اقتصاد نفتی را همچنان ادامه داد و پول خود را به سرمایه تبدیل نکرد.

سال ۵۴ به عقیده ی طرفداران دولت پهلوی یکی از بهترین سالهای این دوران بوده است.

طبق آمار دولت پهلوی ۹۸% صادرات ایران نفتی بوده است!

این شاید در ظاهر قضیه یک چیز خارق العاده ایجاد کند اما در حقیقت به باد دادن پول مملکت بدون تبدیل کردن آن به سرمایه است.

یک چیز حقیقتاً (کاذب).در تایید صحبتم جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیا در کتاب مقاومت شکننده خود مینویسد:

در سال ۱۳۵۴ دو تا سه درصد صادرات ایران غیر نفتی بوده است(ص ۴۹۲) در ضمن نسخه زبان اصلی (ترجمه نشده)ی این کتاب در اینترنت موجود است.

به عنوان رفرنس برای دوستانی که علاقه به خواندن کتاب دارند.

اما تصور عده ای از ما این است که چون محمد رضا پهلوی دائماً به ایرانی بودن و آریایی بودن اشاره میکرده است.

قطعاً به ایرانی بودن اهمیت میداده است.

این در حالی است که به استناد تاریخ بهترین زمان(زمانی که کشورهای اروپایی به خاطر انقلاب صنعتی)رشد نجومی کردند.

ما درگیر فروختن نفت بودیم!

و زمانی که ایران میتوانسته یک قطب صنعتی شود و اسم ایرانی به اسم بزرگی در صحنه بین المللی تبدیل شود که آرمان محمد رضا بوده است(البته در حرف)این اتفاق نیفتاد!

و به جای آن تضعیف تولید داخلی و روحیه آریایی اتفاق افتاد.

سوال سوم:

مگر الان وضعیت بهتری داریم؟؟؟

دو آمار در این زمینه در سال ۹۳ وجود دارد،

یکی نسبت صادرات غیر نفتی به نفتی را یک دهم معرفی میکند و یکی یک سوم.

اما چیز قابل باور این است که یک دهم را بپذیریم.

در سال پنجاه و چهار این آمار یک به چهل و نه بوده است.

(نسبت صادرات غیر نفتی به نفتی یک چهل و نهم بوده است) اما الان این نسبت یک دهم است.

با توجه به اینکه ابتدای موضوع هم مهم است.

انقلابیون در سال ۵۷ با وضع اقتصاد کاذب مملکت را تحویل گرفته اند و در حال درست کردن خشت اولی هستند که اشتباه بنا شده بود.

(خشت اول چون نهد معمار کج.تا ثریا میرود….)

اما این در حالی است که دولت پهلوی زمانی قدرت را به دست گرفته اند که ایران وضع اقتصادی نامناسبی نداشته و برای مقایسه باید به ابتدای هر دو دوره نیز توجه کنیم.

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران قسمت دوم

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب 57 ایران
مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران

سوال چهارم:

اما در آن زمان اقتدار بین المللی داشتیم.

بزرگترین نمونه ۱ آن هم زمانی بود که محمد رضا جلوی کل جهان ایستاد و گفت که من نفت را به شما نمیفروشم تا قیمت آنرا بالا ببرید.(در دهه پنجاه)

خیلی جالب توجه است که این را به عنوان نقطه افتخاری میدانند اما حقیقت جای دیگر است.

در دهه پنجاه اعراب درگیر جنگ بوده اند و بدلیل اینکه در خاورمیانه که بسیار نفت خیز است عرضه ی نفت توسط کشور های عربی کم شده است.

چون بسیاری از منابع نفتی آنها توسط دشمنان آنها منهدم میشده است.

و درحقیقت این یک اصل اقتصادی است زمانی که تقاضا زیاد باشد و عرضه در دست یک نهاد خاص بیفتد و کم باشد تعیین قیمت در دست نهاد عرضه کننده است.

و این یک واقعه ی تاریخی است و نه یک اقتدار.

سوال پنجم:

اما الان اقتداری نداریم که!!

جالب است این را میشنویم!

این بی انصافی است در حالی که کل منطقه درگیر جنگ است و ایران امن و امان است و در حالی که دشمنان ما زیادند از عربستان تا آمریکا اما هیچکدام هیچ حرکتی نمیکنند.

اگر ما یمن بودیم که تا الان صدبار توسط عربستان له شده بودیم.

سوال ششم:

خب چرا اینقدر دشمن تراشی میکنیم.!؟!؟نمونه اش آمریکا

برای پاسخ به این سوال باید به ذات آمریکا مراجعه کنیم و اینکه از کی این دشمنی شروع شد؟

در زمان پهلوی آمریکا با ما دشمنی نداشت.

بعد از انقلاب دشمنی ها آغاز شد.

پس عامل دشمنی آمریکا خود انقلاب است.

اما چرا قبلش دشمن نبودیم!

مگر بعد انقلاب ما چه کردیم؟؟

ما بعد انقلاب راه خودمان را رفتیم.

مثل اینکه در حال رانندگی باشید و در سمت راست جاده با رعایت قوانین حرکت کنید ناگهان یک ماشین جلوی شما بپیچد!!خب کار آن ماشین احمقانه است.

و این دقیقا همان استدلالی است که با آن بیان میکنند که زمانی که راه خودمان را میرویم به ما معترض میشوند قطعا زمانی که راه مورد نظر آنها را برویم با ما کاری ندارند.

با این استدلال ثابت میکنند که قبل انقلاب راه پیشرفت خودمان را نمیرفتیم و راهی را میرفتیم که مد نظر آنها بوده است که با ما کاری نداشتند.

کلا آمریکا اینچنین است.نمونه هایش در عراق و افغانستان دیده شده است.

زمانی که یک قدرت میخواهد هرچه میخواهد را انجام دهی تا وقتی انجام دهی با تو دوست است.

اما زمانی که سرپیچیدی دیگر تو را دشمن خواهد شد.

ذات آمریکا سلطه طلب است.

در کل تاریخ.نمونه های امروزش هم عراق و افغانستان.

سوال هفتم:

خب آمریکا چه میخواهد مگر؟؟به او بدهیم

همفکران شما برجام را امضا کردند و نشان دادند که آمریکا تنها به مقاصد خودش فکر میکند و لا غیر.یکسری از خواسته هایشان را دیدید.

مثل کم شدن فعالیت هسته ای ایران که عقب افتادن ایران است.چرا؟؟؟

مگر به کشوری دیگر مربوط است که ما در ایران چه کارهای علمی ای میکنیم؟؟

همین دخالت های بیهوده ریشه دشمنی های ماست.اما افغانستان یا عراق را ببینید.

هر چه آمریکا خواست به او دادند اما سیری ناپذیر است!!باز هم راضی نیست.

پس اگر هم چیزهایی را میخواهد به او بدهیم تاثیری ندارد.

سوال هشتم:

اقتدار ملی در آن زمان بیشتر بوده است قطعا…نه؟

اقتدار ملی یعنی چه؟

یعنی اقتداری که از ملیت ما ناشی بشود.

یعنی بگویید ایران و بگویند کشور قدرتمندی است.

اما آنچه در زمان پهلوی داشتیم اقتدار ملی بوده است؟؟خیر.

زمانی که شاه امارات به شاه ایران میگوید من نوکر شما هستم.

(که واقعا گفته است)ظاهر قضیه اقتدار ملی است.

اما باطناً امارات نوکر نوکر آمریکاست.

پس مفهوم اقتدار ملی از آن ساقط است.

مگر اینکه تعریفی دیگر برای اقتدار ملی داشته باشید.

در قسمت بعد و یا قسمت های بعدی از موضوعات آماری اندکی فاصله گرفته و به موضوعات کیفی خواهیم پرداخت.نقد هایتان را پاسخگو هستم اگر (نقد) باشد!

پیشنهاد من به دوستان این است که قسمت اول این مقاله را که به زمینه های پزشکی.کشاورزس و علمی و نظامی پرداخته است مطالعه کنند.یا علی

مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران قسمت دوم

ارسال کننده مطلب و نویسنده : محمد ایرانی

( نی نای در قبال اعتبار مطالب ارسال شده کاربران مسئولیت نداشته و مسئولیت آن بر عهده نویسنده مقاله و ارسال کننده هست)

از محمد ایرانی : مقایسه اوضاع مردم قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران

: نی نای

1
0

10 دیدگاه

  1. واقعا خنده داره که در عصر اطلاعات که همه چیز براحتی از طریق اینترنت در دسترسه بیای و اطلاعات غلط به خورد مردم بدی. محض اطلاع قیمت خودرو در سال ۵۵ و با وجود گران شدن قیمت خودرو به این صورت بود که قیمت پیکان کار در سال ۵۵ حدود ۳۳۰۰۰تومان و قیمت پیکان دولوکس حدود ۳۷ تومن بود. از طرفی نیازی به دروغ پردازی جهت خوشایند مسولای دولتی نیست و هزاران شاهد زنده هستند و میتونن قضاوت کنم در مورد تفاوت این دو دوره.

    1

    0
  2. سلام.
    حقیقت اینه که بیان کردن مثال از بحث خودرو برای راحت تر کردن درک مطلب بود اما حالا که مورد قبول نیست من به بیان شاخص های اقتصادی بیشتر و پیچیده تری میپردازم.حقیقت اینه که من دنبال کالا دیگری گشتم اما پیدا نکردم.چون اغلب کالا ها در زمان پهلوی وارداتی بودند در حالی که الان هشتاد درصد اقتصاد ایران دولتیه.بین این دو تا نمیشه مقایسه انجام داد.موضوع بعد اینکه اگه خودرو رو انتخاب کردم واسه این بود که صنعت خودرو بعد از انقلاب به طرز بسیار فجیعی کند پیش رفته و خواستم ببینیم که در این بخش صنعت که کند هم بوده از اون موقع جلوتریم.اما غیر از مثال خودرو این نوشته پر از ملاک های اقتصاد کلان هم بود.اون بخش خودرو اگه شما رو قانع نکرده بقیه اش چطور!؟برای تکمیل اون مباحث این نمونه ها از اقتصاد کلان رو هم به اونا اضافه کنید.اما قبلش چند نکته:
    اول اینکه اگه قراره حرفی بزنیم با مدرک حرف بزنیم اگه منبع استناد داریم بگیم اگه هم بر اساس تجربه هست تجربه ی علمی باشه نه تجربه کوچه بازاری!یعنی اگه کسی بیاد بگه پدر من قبل انقلاب وضع بهتری داشت این تجربه کوچه بازاریه چون پدرش یه فرد از اون جامعه بوده و بحث مورد نظر ما کل جامعه است.یا بیاد بگه قبل انقلاب من بودم اینطور نبوده!خب قطعا از سه چهار تا کوچه بالتر و پایین تر دورتر نرفته که بخاد راجع به یک کشور نظر بده.
    دوم اینکه کسی دوست داره بگه دوس داشته شاهو ببینه خب نظرشو گفته،اما نقد به علمی نبودن مطالب من اگه قراره گفته بشه با مدرک بگید لطفا.یعنی بگید آقا با استناد به این کتاب و این منبع جهانی آمارهای ارائه شده توسط شما غلطه نه اینکه بگید علمی نیست و فرار کنید و پاسخگو نباشید که چرا!
    اما چند نکته
    ۱- در این مجال سعی شده است تا با استفاده از آمارهای کلیدی اقتصاد به مقایسه دو مقطع زمانی سال ۱۳۵۶ با سال ۱۳۹۳ بپردازیم. سال ۱۳۵۶ از آن جهت انتخاب شده است که سال قبل از انقلاب بوده و سال ۱۳۹۳ نیز آخرین سالی است که آمار بانک مرکزی ارائه شده است.
    تولید ناخالص داخلی یکی از مهمترین شاخصهای اقتصادی میباشد که بیانگر اندازه اقتصاد و ظرفیتهای تولیدی است. تولید ناخالص داخلی یا همان GDP که مخفف کلمه انگلیسی Gross Domestic Product برای یک کشور از جمع ارزش کالاها و خدمات نهایی تولید شده در اقتصاد، در یک بازه زمانی مشخص (یک سال) به دست می آید. این متغیر نشان دهنده قدرت تولید یک اقتصاد میباشد. در سال ۱۳۵۶، میزان تولید ناخالص داخلی (به قیمتهای ثابت سال ۸۳) ۱۱۹ هزار میلیارد تومان بوده است که این رقم در سال ۱۳۹۳ به ۲۰۳ هزار میلیارد تومان رسیده است. در واقع اندازه اقتصاد ایران طی این سالها ۱٫۷ برابر شده است.
    ۲-نرخ رشد اقتصادی، از مهمترین شاخصهای عملکردی اقتصاد کلان است که نشان دهنده سرعت پیشرفت یک کشور میباشد. در واقع این نرخ ملاکی برای سنجش پیشرفت و سرعت پیشرفت است. اگر تولید کالاها و خدمات به هر وسیلۀ ممکن در یک کشور افزایش یابد، میتوان گفت که در آن کشور رشد اقتصادی اتفاق افتاده است. بنابراین نرخ رشد اقتصادی از محاسبه نرخ تغییرات تولید ناخالص داخلی به دست میآید. در سال ۱۳۵۶، نرخ رشد اقتصادی کشور حدود ۳٫۷- درصد بوده است. این نرخ در سال ۱۳۹۳ به ۲٫۹ درصد رسیده است.
    ۳- در سال ۱۳۵۶، نرخ تورم حدود ۲۵٫۱ درصد بوده است که این نرخ در سال ۱۳۹۳ به ۱۵٫۶ درصد کاهش یافته است.
    آمار ها از بانک جهانی و صندوق جهانی پول است.
    ۴- بررسی ها نشان می دهد یکی از عمده ترین دلایل اینکه مردم در ان زمان به خیال خود کالا ها را ارزان تر می یافتند، اعمال تعرفه های گمرکی پایین از سوی دولت نسبت به کالاهای وارداتی خارجی در قبل از انقلاب و افزایش این تعرفه ها بعداز انقلاب بوده است . به عبارت دیگر در نتیجه اعمال تعرفه های گمرکی پایین ، کالاهای خارجی به وفور و با قیمت بسیار نازل در بازار یافت می شد این سیاست اقتصادی نامناسب ، در جهت تضعیف تولیدات داخلی بر می آمده است.و نتیجه ی اینکار در نهایت این است که در سال ۵۴ ۹۸ درصد صادرات ایران نفت بوده است و تنها دو درصد تولیدات صادر شده غیر نفتی بوده است.
    ۵-. بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند؛ اما این رقم در سال ۱۳۷۸ به ۱۶ درصد کاهش یافته یعنی بیش از ۸/۲ برابر وضعیت رفاه جامعه بهتر شده است.برای بررسی صحت این مطالب سایت بانک جهانی در دسترس همه ی افراد هست و فیلتر هم نیست.اگه در زبان انگلیسی در سطح خوبی هستید مستقیم استفاده کنید وگرنه از یک استاد زبان کمک بگیرید.
    ۶-مطابق آخرین آمارهای مربوط به توزیع درآمد در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۶، میزان ۱۰% از ثروتمندترین مردم ایران نسبت به ۱۰% فقیرترین آنها به ترتیب ۱۶/۳۲ برابر و ۶۰/۲۴ برابر اختلاف درآمد داشتند که شکاف آن بسیار است، امّا این رقم با اقدام هایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت، به ۶۰/۲۰ برابر در سال کاهش یافته است
    ۷-منابع برای مطالعه:
    .تاریخ تحولات اجتماعی ایران، جان فوران، ترجمه احمد تدین، مؤسسه رسا، چ چهار
    ۸-در همین وضعیت و با وجود اینکه ۴۶% مردم زیر خط فقر بودند.مطبوعات آمریکایی در هنگام حاکم بودن شاهنشاهی در ایران دارایی شاه را بیش از سی و پنج میلیون دلار برآورد کرد.سی و پنج ملیون دلار دهه پنجاه!!.در سال ۱۳۴۶ درآمد عمومی کل کشور یک میلیارد دلار بود که
    دویست هزار دلار آن توسط شاه در یک سفر به آمریکا خرج شد.
    و چه پولهایی که در آن سالها برای جشن های سه هزار ساله و… خرج شد و…
    از این دست نمونه ها فراوان اند.هدف از بیان این موارد این نیست که به اینجا برسیم که ما الان عالی هستیم.اما اگر نکته های منفی را در کنار نکات مثبت میگذاریم هر دو را به یک اندازه ببینیم.اما ما به چه چیزی عادت داریم!؟یکسری حرفهای کوچه بازاری را بپذیریم و منفی نگر باشیم.الان تا اهداف انقلاب فرسنگ ها فاصله داریم و این وضع موجود زیبنده شخصیت ایرانی اسلامی ما نیست.اما در اینکه انقلاب به ایران و ایرانی خدمت کرده است هم نمیشود شک برد..

    0

    1
    • در مورد نظر مردم کوچه و بازار که گفتید ملاک نیست در واقع اگه تعداد کمی از مردم این حرفارو میزند میشد زدش کرد ولی اکثریت جامع مردم دوره قبل انقلاب به دلیل رفاه بیشتر ترجیح میدهند. در مورد وضع عوارض واردات گفتید که باعث نابودی تولید داخلی شد خب الان که عوارض چندین برابر شده آیا تولید ما ورشکست نشده؟؟؟ واقعیت اینه که دولت های بعد انقلاب نه به خاطر حمایت از تولید بلکه برای چاپیدن مردم عوارض چند برابر کردند. حداقل زمان شاه به سازمانهای بین المللی و داخلی اجازه جمع آوری آمار میدادند ولی الان چیزی به نام اطلاعات آماری نداریم و همه چیز بر پایه دستور از مقامات بالا بیان میشه. اگه دارایی شاهنشاه ایران سی و پنج میلیون دلار بوده در عوض الان دارایی تک تک خیلی از عوامل حکومت چندین برابر رقم فوقه. اینو دیگه انکار نکنید. حالا گذشت کردیم از دزدی ها و اختلاس های مسئولان که واسشون شده عادت.

      1

      0
  3. یعنی کل تاریخ و اقتصاد رو با این تحلیلت بردی زیر سوال.چرا بین این همه کالای مصرفی خودرو . خودرو یا هر کالای صنعتی با گذشت زمان به دو دلیل کاهش قیمت دارند یک به دلیل رشد تکنولوژی و ارزان شدن هزینه تولید ان محصول و همچنین رشد تکنولوژی در صنایع پایین دستی و مواد خام ان صنعت که نهایتا موجب کاهش قیمت ان محصول صنعتی میشود. دو به دلیل افزایش تعداد مشتریان و بازار ان محصول که باز هم موجب کاهش هزینه تولید ان به ازای واحد میشود. یعنی اینکه ان زمانی که شما میفرمایید خودرو نه تنها برای ایرانیان یک کالای گران بوده بلکه برای کشورهای ثروتمند هم یک کالای گران محسوب میشده هر چند تعداد بیشتری از انان میتوانستند این کالا را بخرند. برای مقایسه این نوع کالاها باید نسبت قیمت این نوع کالاها به درامد سرانه سایر کشورها در ان موقع و این زمان با قیمت این کالاهاها به در امد سرانه ایرانیان در ان زمان و الان مقایسه شود. اون تحلیل های بعدی ات هم که اون درامد یک و هفتصد هزار تومانی که دیگه لازم نیست من بگم و اون حیف و میل کردن پول نفت هم که تاریخ قبل از انقلاب و بعد انقلاب ازلحاظ ورود صنایع وورشکستگی هزاران صنعت و کارخانه همه چیز مشخص هست و معلومه که کی پول نفت رو هدرداده و داره میده و خواهد داد.

    0

    0
  4. اگر ایمان در جامعه‌ی دینی عمق یابد،
    تک‌تک آحاد آن ملت همچون قله‌ خواهند شد .
    زمانی که برف روی قله می‌نشیند،
    دشت‌های پایین کوه با رودخانه‌هایی که از آن سرازیر شده،
    سیراب می‌شوند.
    ملتی که تحت لوای اسلام،
    به قله تبدیل شدند،
    از رودخانه‌های دامان خود ملت‌های دیگر را نیز سیراب می‌کنند.
    ملت ایران در فرهنگ عاشورایی،
    در امنیت و دفاع و در هر وجهی که برآمده و قله شده،
    توانسته ملت‌های دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
    آن‌چه که تاکنون سبب نجات ایران و اسلام شده است،
    روحیه‌ی انقلابی‌ست؛
    که می‌باید تا زمان ظهور ادامه یابد.
    تحلیل به عهده کاربران محترمه ومحترم……

    0

    1
  5. سلام
    آقای ایرانی همین که می نویسی باز هم خوبه اما این مطلبت هم بدتر از قبلی
    بیسوادی و نون به نرخ روز خوری ازش می باره
    اول تحقیق کن و برا هر جمله ات فکر کن مطالبت اصن منطق توشون نیست یه مشت حرفای خاله زنکی

    0

    0
  6. من تجربه زندگی در قبل از انقلاب را دارم لذا مقایسه قدرت خرید خودرو در دو دوره مذکور را یک بعدی و غیر منطقی میدانم. چرا که در این مقایسه زمینه اصلی یعنی فراهم شدن شرائط خرید خودرو را در نظر نگرفتید. در دهه چهل -سال چهل و هشت- با توجه به ارزان بودن مایحتاج عمومی و در نتیجه پائین بودن هزینه زندگی یک خانواده با متوسط درآمدی که شما در مثالتان آورده ایدیعنی هشتصد و پنجاه تومن ، میتوانست از این مبلغ چیزی حدود یک سوم آنرا پس انداز نموده و با بقیه آن تمامی نیازهای خانواده را تأمین کند و آنگاه با پس انداز خود در طی چندین سال توان خرید اقساط همان خودرویی را که مثال زده اید داشت. اما اکنون-سال نود وشش- که میانگین هزینه های یک خانواده درماه بیش از سه میلیون تومان در ماه است-البته در شهرستان – نه تهران -چرا که هزینه زندگی در تهران بسیار بیشتر است- نه تنها خانواده نمیتواند یک ریال پس انداز کند بلکه مدام باید در فکر تأمین کسری هزینه زندگی خود باشد و این واقعیتی انکارناپذیر است.بنابراین قیاس شما اشتباه است و قدرت خرید مردم در سالهای قبل از انقلاب بیشتر از بعد از انقلاب بوده است.

    0

    0
  7. من دوران شاه را بیاد ندارم ولی آرزوی آن دوران را دارم خدا رحمتش کند بسیار با شرف بود و مختلص و دزد نبود چون اگر مختلص بود محبوب دل آقایان بود

    0

    0
  8. آقای محترم مقایسه شما کاملا مقرضانه است !!!
    شما مقایسه درستی کرده اید اما در شرایط نامساوی !!!
    سال ۴۸ خودرو یک کالای لوکس و غیر ضروری (حداقل در ۸۰ درصد نقاط ایران) محسوب میشد یک صنعت نوپا و تازه وارد بود پس مسلما خرید خودرو در آن زمان مشکل تر از الان بوده است .
    مثل خیلی از چیزهای دیگه مثلا مقایسه خرید یک خط تلفن همراه در سال ۸۵ و ۹۵ بعد بگیم قدرت خریدسال۹۵بالا رفته !!! چون هر کسی راحت یه موباییل میخره
    خیر مقایسه دو چیز در شرایط یکسان درست است

    0

    0
  9. ما الان خوبیم.

    0

    0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.