میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی

میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی

میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی

خودکشی را بیشتر می چسبانند به روانشناسی و مباحث فردی اما خودکشی به همان میزان که به فرد مرتبط باشد به اجتماع نیز مربوط می شود
خودکشی در سال های اخیر و به خصوص در ایران بسیار زیاد شده است
هر چند می توان گفت ازدیاد خبر های خودکشی به دلیل گسترش شبکه های جمعی می باشد
با این وجود خودکشی در ایران طبق امار رسمی هم بالا می باشد
اما خودکشی چه ربطی دارد به جامعه ؟
اولین کسی که خودکشی را معیار سنجش آنومی یا نابسامانی یا ناهنجاری اجتماعی قرار داد امیل دورکیم در اوایل قرن بیستم بود
او با بررسی ها خود به این نتیجه رسید که هر جامعه ای که از خودکشی بالایی برخوردار باشد دچار مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی زیادی شده است و به مرز نابسامانی رسیده است
و این موضوع و بحران خودکشی صدای این نابسامانی است

خودکشی آنومیک

هرگاه نظارتی که جامعه بر رفتارها و هنجارها دارد ضعیف یا حذف شود، حالت “بی هنجاری” یا “نابسامانی”در جامعه به وجود می آید .
بی هنجاری از تضعیف وجدان اخلاقی ناشی می شود و عموما با بحران های بزرگ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی همراه است.
وقتی که قواعد اخلاقی به عنوان هنجارهای معتبر برای ساخت دادن به کردار افراد اعتبار می افتد، امیالشان نامحدود شده و دیگر با منابعی که دارند ارضا نمی شوند .
این عدم تعادل میان آرزوهای افسار گسسته و وسایل ارضایشان ناگزیر کشمکش های حاد درونی بر می انگیزد که آنها را به خودکشی سوق می دهد. (ستوده به نقل از کیوی، ۱۳۸۴، ص ۲۲۴)
امیل دورکیم بر این باور است که در دوران بحران های شدید اقتصادی و اجتماعی و زمانی که فشار تورم در جامعه شدید است، احتمال خودکشی بیشتر می شود. چون در چنین مواقعی هنجارهای اجتماعی بیشتر تضعیف می گردد.
خودکشی ناشی از بی هنجاری درست در برابر خودکشی های سنتی که از نوع خودخواهانه است، قرار می گیرد .
در این نوع خودکشی، فرد به حیاتش نه از آن رو پایان می دهد که هنجاری را شکسته، یا به قانون مورد پذیرش گردن ننهاده، بلکه بدین سبب دست به خودکشی می زند که بعد از تلاش بسیار زندگی را سراب، پیروزی ها را بی فرجام و حیات را پوچ یافته است.( ستوده به نقل از ساروخانی، ۱۳۸۶، ص ۲۲۵)

میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی

میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی
میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی

آمار :
احمد شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی ایران در مردادماه ۱۳۹۳ با اشاره به افزایش خودکشی در ایران گفت:
«چهار هزار و ۵۵ نفر در سال ۱۳۹۲ در اثر خودکشی جان باخته‌ اند.»
براساس آمارهای موجود در سال ۱۳۹۱ تهران با ۴۰۹، کرمانشاه با ۲۷۱ و گیلان با ۲۳۱ مورد فوتی، بیشترین و استانهای خراسان جنوبی با ۱۸، کهگیلویه و بویراحمد با ۲۴ و خراسان شمالی با ۲۵ فوتی کمترین موارد مرگ ناشی از خودکشی را به خود اختصاص داده‌ اند که از این میان بیشترین آمار خودکشی به شیوه «حلق آویز» بوده است.
در سال ۲۰۱۰، ۴/۷ نفر در هر صد هزار نفر بر اثر مرگ‌ های مشکوک به خودکشی فوت کرده‌اند، به این ترتیب «البته ایران در بین ۸۹ کشوری که اطلاعاتش گردآوری شده است در رتبه شصت و نهم قرار دارد.»
به‌ گزارش وب‌ گاه آفتاب در ۱۹ شهریور ۱۳۹۳ در ایران آمار خودکشی در مردان مجرد بیشتر از مردان متأهل و برخلاف آمارهای جهانی در زنان متأهل بیش از زنان مجرد است / ویکی پدیا

میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی

: نی نای

14 دیدگاه برای “میزان بالای خودکشی در ایران نشانه آنومی بالا و زلزله اجتماعی”

  1. این معضل براثر تبعیت کردن ازفرهنگ وارداتی غربی لیبرالیسم است؛
    که مبنای آن غیرالهی وغیرتوحیدی ست وناسازگاربا اسلام است.
    پدر-پسر-روح القدس(تثلیث)
    وفرهنگ شرقی مبنایش (ین و یانگ )دوتایی یا ثنویت
    نابخردانه تراینکه برخی تثلیث و ثنویت راباهم مخلوط می کنند.!
    چه شود!!!
    این رابطورواضح دربرخی فیلم های سینمائی هالی وودی و غیرهالی وودی به عنوان سینمای معناگرا، می توان دید.
    امافرهنگ اسلامی مبنایش الهی وتوحیدی وسازگاربا سیستم عامل انسان یعنی فطرت است.
    وفطرت هرگزبه خودکشی امرنمی کند.وترمزسطحی عامه فهم آن گناه
    کبیره است.
    فرهنگ اسلامی جامعه هجری راشکل می دهد.
    فرهنگ اسلامی قسط قرآنی رادرجامعه جاری وساری می کند.
    دیگردربرابرناملایمات احساس پوچی و تنهائی نمی کند.نیازی به
    خودکشی پیدانمی شود.

  2. اقتصاد ورشکسته- فرهنگ ورشکسته-روابط اجتماعی ورشکسته- بی کاری – تورم -زورگویی های نهادینه شده اجتماعی از بالا به پایین-روابط تعریف نشده زن و مرد ( نه اسلامی نه غربی و نه هیچ چیز دیگر)- گرانی – قسط و بدهکاری- بی عدالتی- نا برابری های اجتماعی- فقر و فحشا – مواد مخدر – فرهنگ مزخرف کلاتو بچسب باد نبره- بی اعتنایی به عواطف و احساسات دیگران -فریاد های فرو خورده شده . اصلا معلوم هست ما داریم چیکار میکنیم با خودمون؟این اوضاع بیشتر به یک خود کشی اجتماعی شبیه است. چی فکر میکردیم چی شد .

    1. در پاسخ به ایران.
      ایران عزیزمحترمه یا محترم
      سلام علیکم؛
      تمام معضلات به حقی راکه برشمرده اید،ناشی ازآنست که اسلامی نشده ایم.
      این فرمایش امام جامعه است که هنوزاسلامی نشده ایم وباآن فاصله داریم.
      مومنین ماچه واقعی امثال شماها و چه ظاهری مثل حقیر،سرسجاده
      مسلمانیم؛اما بعدازاتمام نماز،کاردیگرمی کنیم،سبک زندگی لیبرالی رادنبال می کنیم.
      دراقتصاد-درسیاست-درفرهنگ-هنر-درروابط اجتماعی
      ببینید ما ازقسط فقط بدهکاری می شناسیم؛که شما هم نوشته اید.
      اما قسط قرآنی بالاتر ازعدالت اجتماعی ست ؛
      اصل دین علی الخصوص دین کامل شده اسلام کارکردش قسط درجامعه است.
      بطورخیلی ساده وعامیانه،یعنی هرکس هرچه سهمش هست بهش بدهند؛
      از زن و شوهرنسبت بهم شروع می شود،درخانواده -همسایه – هم محله- هم شهری -جامعه-هم وطن -هم کیش توسعه وبسط داده میشود.
      وظیفه مردم برپادادشتن قسط درجامعه است.
      وظیفه مسئولین ،چه انتخابی وچه انتصابی قوام به قسط قرآنی بودن است.
      درحال حاضر چرابایستی بعدازگذشت نزدیک به چهل سال ازانقلاب اسلامی؛فقط امام جامعه برپاکننده و قوام به قسط قرآنی باشند؟
      امیدوارم توانسته باشم،با توجه به محدویت ها و سوادکم حقیر، آسیب شناسی قابل استفاده ای ارائه داده باشم.

      1. سلام هموطن عزیز
        من نه لیبرالم و نه هیچ چیز دیگری . من طرز فکرم را دوست دارم خودم انتخاب کنم و دوست ندارم که هیچکس ان را به من دیکته کند . و وقتی که انرا انتخاب کردم اجازه نخواهم داد که از ان سو استفاده کنند ویا برای ان عده ای سود جوی سیاست باز مالیات از من بگیرند که مالیات ان عمر من و جان من و اسایش من باشد .احساس خلقت و وجود مقدس و پاکی بنام خداوند حقیقتی انکار ناپذیر است ولی سو استفاده از این حس فطری برای حکمرانی و کامروایی حقیقتی است انکار ناپذیر تر. از زمان معاویه و یزید تا کنون . همان سو استفادهایی که داعش ویا کشیشان در قرون وسطای مسیحیت انرا انجام دادند و خدای پاک و نازنین را در روی زمین بد نام کردند . همان کشیشانی که بهشت را به مردم ساده دل می فروختند و همان داعشی که جوانان را به طمع حور و بهشت انتحاری بار می اورند .برادر گرامی فرهنگ از بالا به پایین ساخته میشود همان حقیقتی که علم جامعه شناسی در ۲۰۱۷ انرا تایید میکند و هزاران سال پیش تر امیر مومنان در نهج البلاغه میفرماید مردم به دین ملوک خود هستند . ایا حکومت و قدرت و اقتصاد و فرهنگ در دست ان معلم و کارگر و کارمند و خانم خانه داری بود که نتوانستند منشا اثری در جامعه باشند ؟اختلاس ها سو مدیریب ها و حقوق های نجومی چند صد میلیونی امانمان را بریده است برادر . چه کسی باید به این همه نابسامانی رسیدگی کند . ان کارگر زحمتکش رفتگر محله امان؟ ان معلم مدرسه امان؟ ان خانم زحمتکش خانه دارمان؟ چه کسی؟؟؟ضمنا به تمام ورشکستگی ها ور شکستگی محیط زیست را هم اضافه کنید . برادرم راستی میدانستید که بنا به یک مطالعه روانشاسی ایرانی ها دیگر به باهوشی قبل هم نیستند ؟ سرب موجود در هوا به طور متوسط ضریب هوشی کودکان ایرانی را بطور معنا داری کاهش داده است.امام حسین علیه السلام هم تنها بود و هیچ قدرتی هم نداشت جز یک مشت زن و بچه بی دفاع و اما او امام زمانش بود و به تنهایی در مقابل تمام نابسامانی ها قیام کرد . مقایسه با شما و فطرت های پاک؟؟؟؟؟

        1. در پاسخ به ایران.
          سلام علیکم
          بنده هم شماراهم وطن عزیز خطاب می نمایم؛
          نوشته اید؛
          من طرز فکرم را دوست دارم خودم انتخاب کنم و دوست ندارم که هیچکس ان را به من دیکته کند .
          یک سوال؛ سیستم عامل یا مبنای این دوست داشتن ودوست نداشتن شما چیست؟

      2. در پاسخ به جواد.
        ضمنا ما انسانها باید از تاریخ درس بگیریم. مدلهایی از حکومت که امتحان خود را پس داده اند دیگر ارزش بحث ندارند . مثلا حالا دیگر همه میدانند که مدل حکومت پادشاهی حتما به استبداد می انجامد . همه میدانند که مدل حکومت مارکسیستی و سوسیالیستی افراطی مثل شوروی سابق پایانی جز شکست ندارد .همه باید بدانیم که مدل حکومت دینی در قرون وسطی در اروپا چه اشرافیت دینی راه انداخت و مردم را به بدبختی کشانید . همه باید بدانیم که حکومت های ایدئولوژیک از هر نوع که باشند عاقبتی جز بدبختی مردم در بند ندارند . اولین وظیفه حکومت فراهم کردن محیطی مناسب و رفاه برای رشد استعدادهای فردی است نه تلقین ایدئولوژیکی و نظامی خاص برای تحمیق مردم بدبخت . پس از ان خود مردم برای زندگی شخصیشان تصمیم میگیرند که ایا دوست دارند شب تا صبح را در عبادت باشند یا در جای دیگر .

        1. در پاسخ به ایران.
          «الثالوث المقدس»
          سه الهه فرعونی مصرباستان
          «ایزیس» و همسرش «اوزیریس» و فرزندش «حورس»
          ۱-دین حضرت موسی (ع)یکتاپرستی بود.
          که بنا درخواست مردمان یکتاپرست پیروان حضرت ابراهیم(ع)خداوند(الله)برای نجات ازفرعون وفرعونیان فرستاده شد وشرایط کودکی ورشد وچگونگی آنرا همگی میدانیم.حضرت مردم را ازدست فرعونیان با شرحی که همگی میدانیم نجات دادند.
          اما بعدازاینکه چندروزی اززمان برگشت حضرت موسی ازطوردیرترشد،جریانی که ریشه درالثالوث مقدس سه الهه فرعونی مصرباستان داشتند.
          گوساله ای زرین ازطلاهائیکه همراه داشتند،ساختند،ودربرابرآن مراسم زنای دسته جمعی(مراسم اورگی یا اورجی)برگزارکردند،وازهمان زمان منحرف کردن دین حضرت موسی کلیم الله شروع شد،بعدها به یونان و روم باستان گسترش پیداکرد.
          ۲-همین جریان بعدازبه دنیاآمدن حضرت عیسی ابن مریم (ع)،که برای هدایت قوم منحرف حضرت موسی برگزیده شده بود.درجوانی باهماهنگی فرمانداران رومی،تصمیم به صلیب کشیدن حضرت عیسی مسیح پیروان حقیقی ومظلوم حضرت موسی(ع)راگرفتند،اما کسی راکه به صلیب کشیدند،حضرت عیسی نبود،چون خدای متعال حضرت عیسی(ع)راعروج دادند.
          ۳-وبعدازبه عروج رفتن حضرت مسیح (ع)همین جریان دین مسیحیت رامانند دین حضرت موسی(ع)تحریف وبه انحراف کشیدند وتوحید ویکتاپرستی دینی که ازحضرات آدم،نوح ابراهیم ویعقوب وموسی ومسیح (ع)تبلیغ شده بودرا به پدر- پسر- روح القدس تبدیل کردند.
          ۴-همان جریان ابوسفیان ها،معاویه ها،یزیدها،و افراد خبیث صدراسلام تاکنون را،وسوسه می کنند،وبه ظلمات می کشانند؛
          همان جریان جنگهای صلیبی بین مسلملنان و مسیحیان اروپا را براه انداختند.
          همان جریان مسیحیت پروتستان(اصلاح طلب) و پروتستانتیسم(اصلاح طلبی) را برپاداشتند.
          همان جریان جنگ مذهبی سی ساله رابین مسیحی کاتولیک ومسیحیت پروستان دست پرورده خودشان رادر اروپای حدودچهارصدسال پیش ،که دراثر این جنگ جمعیت اروپای آنروز،نصف شد،
          برای بیزاری بشرازادیان الهی بوجود آوردند؛
          همین جریان نشستند و
          تئوری های لیبرالیسم را نوشتند وازآن زمان تاکنون آنرا در،
          (سیاست -اقتصاد-فرهنگ-هنر) ودر کلیه علوم ائم از علوم انسانی وعلوم تجربی ،درجهان بسط وتوسعه داده اند.
          که حتی روحانیت مسلمان ،روحانیت مسیحی راهم آلوده به این ویروس مهلک بشریت کرده اند
          حکومت مارکسیستی و سوسیالیستی نیز ازدل همین جریان بیرون زد.
          ۵-تمدن اصلی زمین از ۲۵۰۰ سال قبل به این سو -که آخرین آن تمدن ایالات متحده است- با هجرت آفاقی شکل گرفته‌اند.
          تمدن قرآنی، تمدنی هجری است که شکل‌گیری آن منوط به هجرت انفسی است که:
          «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا…»
          هجرت، چون نخ تسبیحی‌ست که دانه‌های احکام الهی را به هم متصل می‌سازد.
          هر یک از مناسک عبادی چون نماز، روزه، حج، خمس، زکات و… اگر با هجرت همراه نباشد، اثری در پی ندارد.
          در جهان توحیدی، مرزی وجود ندارد بلکه تمام عالم تنها دارای یک مرز بوده که آن نیز مرز بین دو قطب حق و باطل است.
          جامعه‌ی آرمانی توحیدی، جامعه‌ی هجری است که در آن یکایک افراد انتخاب کرده و هجرت می‌کنند.
          عده‌ای (از باطل، کفر، ظلمات، کذب، شر،) به سمت حق، (ایمان، نور، صدق،
          خیر و…) هجرت می‌کنند ،
          و عده‌ای دیگر نیز هجرت معکوس دارند.
          انسان‌ها مختار خلق شده‌اند پس با اختیار خود انتخاب می‌کنند که اهل شقاوت باشند یا اهل سعادت؛
          اهل باطل باشند، یا اهل حق؛ اهل نور باشند یا اهل ظلمات.
          مهاجران الی الله، از «ماحرم‌الله» هجرت کرده و به تمام آن چه حرام شده است پشت می‌کنند.
          در مقابلِ کسانی که از همه مظاهر و لذات دنیوی دل می‌کَنند،
          برخی دیگر از مسؤولین، تجار، سلبریتی‌ها، خشم و غضب و شهوت و ذخارف دنیوی را مبنا گرفته و به زندگانی کاخ‌وار خود فخر می‌کنند.
          در جامعه‌ی توحیدی و هجری، افراد یا موطن و ساکن خیر و حق هستند،
          یا در قطب باطل و شر مسکن گزیده‌اند.
          انسان موحد در جامعه هجری همواره از قطب منفی به سوی قطب
          مثبت مهاجر است؛
          زمانی که هجرت او به پایان رسید،
          او در موطن حق رحل اقامت می‌گزیند و حالا دیگر «هاجر» است.
          به این می گویند تمدن نوین اسلامی که حکومت فقط ازآن الله ست.
          طولانی شد،ولی بنظراین حقیرخداوندلازم بود.
          که انسان ها مهاجرتی به سوی خدا بسوی نورنمایند.
          یا مهاجربسوی ظلمات (لذت جوئی ولذات نفسانی محض)نمایند.

          1. در پاسخ به جواد.
            ۱- اکنون همه میدانیم که تفکر قطبی به لحاظ علمی جای خود را به تفکر و منطق فازی داده است که مبنای ریاضی بسیار قوی دارد. بین سفید و سیاه طیف های رنگی مختلف و بین اعداد صفر و یک تعداد اعداد بیشمار دیگری هم و جود دارند . اولا تقسیم به حق و باطل کردن یک تفکر سنتی است و توان تحمل دگر اندیشی را از انسان صلب میکند ودستمایه همین سیاست بازان کثیف برای راه انداختن جنگ و خونریزی است.قرارنیست اگر کسی دقیقا مثل من فکر نمیکند ریختن خونش مباه باشد ؟؟؟
            ۲- حکومت به معنای واقعی یک مفهوم مدرن است که حداکثر سیصد سال عمر دارد ونهایتا با نظریه تفکیک قوای مونتسکیو به صورت امروزی در امد و اولین وظیفه آن تضمین حقوق همه افراد جامعه بدون در نظر گرفتن عقیده و نژاد ورنگ پوست وغیره است. با رشد و تحول جوامع بشری و اتفاقات عدیده ای که افتاد حکومت به معنای مدرن صورت گرفت. در زمان ادیان ابراهیمی جوامع بشری به شگل دولت شهر و قومی اداره میشدند . حتی ما میگوییم قوم موسی یا قوم عیسی یا قبیله قریش و غیره .بنابراین ادعای تجربه دولت دینی و یا حکومت دینی و قالب کردن ان به بشر ۲۰۱۷ کاملا و اساسا از پایه غلط است. چون اساسا در ان زمان دولت و حکومت به معنای امروزی اصلا و جود نداشته است.
            ۳- باز یاد اور میشوم که فقه و احکام و دین هر جا کم می آورند از وجود مقدس و پاک حضرت حق مایه میگذارند تا مفاهیم و اصول خود را به بشر قالب کنند . مثلا خود بنده اگر هفت میلیارد انسان عامی و دانشمند کره زمین با هم یکصدا شوند که خدایی به معنای خالق جهان و جود ندارد من قبول نمیکنم چون با تمام علم و جان و وجودم ان را تجربه کرده ام . ولی اینکه حالا یک سری افراد سود جو که اتفاقا منظورشان هم خدا نیست و منظورشان همین دنیا وکامروایی ان است با یک برداشت هرمنوتیکسی غلط از دین بخواهند یک سری افکار غلط و حکومت غلط خود را به نام خدا به بنده قالب کنند اجازه نخواهم داد .من خداوند را شاهد میگیرم در تمام عمرم ودر تمام مطالعاتم با هیچ جمله ای به زیبایی جمله ( بسم الله الرحمان الرحیم ) ارتباط بر قرار نکرده و لذت نبرده ام . اما باید بفهمم که این مهربانی خالق جهان مال همه ان دگر اندیشان هم هست .نه اینکه من ان کارگر بدبختی را که حق مسلم خویش را میخواهد به نام حکومت الله زیر مشت و لگد بکشم . یا اینکه ان جوان بدبخت را میگوید اقا من بیکارم . من نمیتوانم ازدواج کنم . چرا منابع کشورم را به غارت میبرید اختلاس میکنید را بگیرم ببرم بنام حکومت الله دستور تجاوز دسته جمعی به این بیچاره ها را بدهم . من شاید انسان مومنی نباشم اما شما که مومن هستید بفرمایید قضاوت کنید ؟؟؟؟؟

          2. در پاسخ به جواد.
            ۴- و اما نتیجه بحث . شما بیشتر به جنبه عرفانی دین نظر دارید که از ان به سیر انفسی یاد میشود و اتفاقا بسیار زیبا و رهایی بخش است .کم نیستند افراد پاک نیت و پاک فطرتی مثل شما . ولی میدانید چرا در بحث حکومت های ایدئولوژیک مثل کره شمالی و شوروی سابق و قرون وسطای مسیحی وغیره ناگهان ما با یک حکومت هیولا صفتی که از هیچ خونریزی و پلیدی فرو گزار نیست مواجه میشویم؟ چون ما با گروهی سر کار داریم که با منتسب کردن خود به یک ایدئولوژی ویا در مورد حکومت قدیسان با سایه خدا خواندن خود هزار تا راه در رو برای خودشان میسازند و اصلا نقد پذیر نیستند .کوچکترین نقدی را به منزله محاربه با ایدئولوژی خود دانسته و دست به خونریزی میزنند .اما در حکومتی که بر مبنای خرد جمعی است راه در رو و دزدی و چپاول بسته است. چون حکومت نمیتواند با انتساب خود به یک حقیقت مطلق مانند خدا از هر نقدی شانه خالی کند . مردم و کارشناسان و دانشمندان حوزه های مختلف و نهاد های اجتماعی و گزارشگران و خبر نگاران دائما حکومت را مورد پایش و مانیتورینگ و نقد دائم قرار میدهند و حکومت باید پاسخگو باشد و دیگر نمیتواند با انگ تشویش اذهان عمومی ناقد بدبخت را بگیرد و هر بلای کثیف و غیر انسانی که خواست سرش در بیاورد. امروز نماینده مجلس ما میگوید ۱۳۰ هزار میلیارد اختلاس و سو استفاده بانکی توسط فقط چند نفر انجام شده است . فردا تهدیش میکنند . چون گرگ در لباس میش ظاهر شده و خود را سایه خدا میداند . میگویند اقا ما تو این مملکت امام زمان گور خواب داریم ؟ کی باید رسیدگی کند؟ میگیرند ان گزارش گر بدبخت را محاکمه میکنند. آیا وقت ان نرسیده است که کمی منصفانه تر و عاقلانه تر بدور از تعصب و بر مبنای خرد و اندیشه کار کنیم و ایرانمان را از نو بسازیم ؟؟؟؟؟ مملکتی که جا برای همه دارد . والسلام

        2. در پاسخ به ایران.
          ضمنا به نکات ذیل نیزتوجه نمائید؛
          الف-سه الهه مصرباستان(ایزیس و همسرش اوزیریس و فرزندش حورس)،
          جمرات سه‌گانه(جمره اولیٰ-جمره وُسْطیٰ-جمره عَقَبِه )
          ب- قرآن کریم مجید وکریم در سوره فجرآیه ۱۰ می فرمایند؛
          وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ- فرغون صاحب میخ ها
          درتفاسیراین میخ ها را تعبیر های مختلفی کرده اند؛
          اما این میخ ها نمی تواند همان ابلیکس ها(ستون سنگی یک پارچه که هرمی هم برنوک آن است )باشد؟
          که امروزنیزدرسراسرجهان دیده میشود؛
          وبزرگترین واصیل ترین این میخ ها ازمصرباکشتی خاصی بارگیری وبه امریکا برده شده ودرجلوی کنگره وکاخ سفید نصب کرده اند؛
          این میخ سنگی راحتی درواتیکان پایتخت مسیحیت جهان نیزنصب کرده اند؛
          نمادهائیکه حاجیان آنرا رمی میکنند،ورمی جمرات نامیده شده،که رژیم آل سعود چندسال پیش دورآنان دیواربلندی کشیده که حاجیان نبینند،که هفت سنگ یا ریگ که حتماهم باید اصابت کند به چه پرتاب می کنند.

        3. الف-لیبرالیسم و معرفت توحیدی
          اساس معرفت بشر از ۲۵۰۰ سال قبل به این سو در چین و هند و در یونان بر ثنویت قرار گرفت؛
          بشر نگاه به هر پدیده کرد، آن را دوگانه یافت:
          شب و روز،
          زن و مرد،
          تر و خشک،
          سرد و گرم
          و…
          پس معرفت خود را بر آن بنیان نهاد و امروز بیش از ۴ میلیارد نفر در جهان اساس معرفت خود را از اصل تضاد می‌گیرند.
          در ایرانِ پیش از اسلام نیز همین نگاه ثنویتی بر مذاهب و ادیان حاکم بود.
          قرآن مجید وکریم،
          معجزه‌ی رسول جلیل‌القدر اسلام، خط بطلانی بر اصالت این ثنویت کشید.
          قرآن در عالم خلقت، مؤید ثنویت اصل تضاد است، با این تفاوت که این رابطه را زوجیت می‌داند و نه تضاد؛
          دو لِنگه‌ای که هریک بدون دیگری ناقص است.
          همچون شب و روز،
          زن و مرد.
          در گیاهان و حیوانات و حتی انسان، اصل زوجیت برقرار است.
          کره‌ی زمین یکی‌ست اما زمانی که به دور خورشید می‌چرخد، یک‌طرف آن روز
          است و طرف دیگرش شب. قرآن بیش از ۱۰۰ مورد از این پدیده‌های زوج در
          عالم خلقت، همچون تفکر فلسفی در یونان و تفکر کنفوسیوسی در شرق را
          برمی‌شمارد.
          ب-اما معجزه اسلام در مفهومی فراتر از این است.
          خدای متعال غیر از آنکه خالق است، جاعل نیز هست؛
          فراتر از عالم خلق، عالم جعل است.
          إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَه (سوره بقره – آیه ۳۰)
          اگر مسلمانی بخواهد توحید را درست بفهمد باید
          «جعل» را به درستی بشناسد.
          شیاطین جنی و انسی موفق به تحریف قرآن نشدند، اما حربه‌ای دیگر بستند،
          مبنی بر آنکه مفاهیم و واژگان پایه در قرآن را به گونه‌ای در ذهن انسان
          مسلمان تخریب و سخیف کردند که هرگز به کُنه معنای آن دست نیابیم.
          همچون مفهوم جعل که در وهله‌ی اول، تقلب و جعل سند و چک را در ذهن
          متبادر می‌سازد.
          عالم خلق، عالم ماده است؛
          اما عالم جعل، عالم معناست.
          در عالم خلق دوتایی‌هایی وجود دارد،
          هر دوی آن‌ها ضروری‌ست؛
          مانند زن و مرد و شب و روز که نمی‌شود یکی از آنها را حذف کرد.
          زوجیت (دوآلیسم) در عالم معنا به‌گونه‌ای توسط خداوند جعل شده است که
          یکی از این دوگانه‌ها ضرورتی ندارد و باید زدوده شود، اما وجه دیگر
          ضروری‌ست؛
          ۱۰۰ مورد از این دوتایی‌ها در قرآن آمده است همچون:
          حق و باطل،
          صدق و کذب،
          خیر و شر،
          یقین و شک،
          سعادت و شقاوت.
          حق و خیر را خدا رقم زده است اما باطل و شر را ما انسان‌ها (چون بر خلاف
          حیوان و مَلَک، اختیار داریم) جعل کردیم.
          خدا صدق را رقم‌زده و به آن امر می‌کند، در حالی که اگر کذب و دروغی بود از
          جانب ما انسان‌هاست.
          اصل توحید،
          پیام ویژه و معجزه‌ی معرفتی اسلام است.
          پیامی که نه فیلسوفانِ پیش از پیامبر اسلام(ص) در ادیان شرقی و غربی توانستند هم‌طراز با آن بیاورند و نه معرفت بشری در ۱۴۰۰ سال گذشته توانست غنی‌تر از آن ابداع کند.
          اما همچون ۴ اصل دیگر دین، بسیار مظلوم واقع شده است.
          درد امروز ۸ میلیارد جمعیت روی زمین و ۸۰ میلیون انسان ایرانی در عدم درک و
          فهم توحید است.
          توحید را به سادگی یکتاپرستی گرفته و از آن عبور می‌کنیم!
          اما امام خامنه‌ای فرمودند:
          «ویژگی برجسته‌ی امیرالمؤمنین(ع) مقام معرفت توحیدی‌ست.»
          شیعه‌ی علی(ع) باید در ذهن خود موحد باشد.
          اگر قرار بر این است تا مشکلات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی
          جامعه را حل کنیم، بایستی معرفت‌مان توحیدی شود.
          کسی معرفتش توحیدی‌ست که بداند در عالم معنا (عالم جعل) دوتایی‌هایی
          وجود دارد که تنها یکی از آن دو اصالت دارد و دیگری باید نفی شود.
          کسی که فکر و معرفتش این‌گونه بود، او موحد زیسته است.
          ج- علوم انسانی تثلیثی یا توحیدی، مسأله این است
          مبنای بسیاری از علوم ارائه شده در دانشگاه‌های ما با هزینه‌ی بیت‌المال
          مسلمین، تثلیثی‌ است.
          سال گذشته، مقام اول اجرایی کشور که محصول حوزه‌ و دانشگاه است
          (فارغ‌التحصیل حوزه‌ی علمیه و نیز فارغ‌التحصیل دکترا از دانشگاه انگلیس است)
          در یک سخنرانی و در اعتراض به طرح تحول در علوم انسانی درجمع اساتید برترکشور به تاریخ ۱۴اردیبهشت ۹۳مطرح کرد که:
          « پایه‌ها و مبانی علم، اسلام و مسیحی و یهودی ندارد »
          سپس ، رهبر انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها به تاریخ ۱۱تیرماه ۹۳فرمودند:
          «مبنای علوم انسانی غرب، غیرتوحیدی، مادی و غیرالهی‌ست»
          و فرمود:
          «نگاه آن‌ها به انسان، حیوان است»
          ابتدا ارسطو بود که انسان را حیوان ناطق نامید؛
          بعدها شد حیوان ضاحک؛
          سپس حیوان مدنی‌الطبع؛
          تا عصر فروید که او انسان را حیوان غیرقابل اعتماد نامید و امروز، ژان فرانسوا
          دورتیه انسان را حیوان شگفت‌انگیز می‌داند.
          دست بردارید از این باغ وحش!
          در مورد انسان صحبت می‌کنیم درحالیکه اندیشه‌ی فلسفی در ۲۵۰۰ سال
          گذشته انسان را تنها از بُعد حیوانی آن مورد مطالعه قرار داده است.
          پس هرگز به کُنه مسأله نخواهند رسید، زیرا تفکر توحیدی ندارند.
          امروز هیچ نظریه در هیچ‌یک از رشته‌های علوم سیاسی و حتی علوم زیست و
          تجربی نیست که اساس آن تثلیثی نباشد:
          ۱-هگل در کتاب «عقل در تاریخ» می‌گوید:
          جامع‌ترین نظام اندیشه که به آن دست یافتم، نظام «پدر-پسر-روح‌القدس» است.
          سپس منطق خود را بر سه‌گانه‌ی تثلیثی «تز – آنتی‌تز – سنتز» می‌بندد. درحالی‌که منطق قرآن توحیدی‌ست؛
          تفسیر قرآن با منطق تثلیثی قطعاً به انحراف می‌انجامد.
          ۲-پایه‌ی حقوق اساسی در دیدگاه «مونتسکیو» است. قوای سه‌گانه (مجریه – مقننه – قضائیه) در حقوق اساسی که در ایران نیز پذیرفته شده، از اندیشه‌ی تثلیث گرفته شده است.
          مرحوم عمید زنجانی در کتاب «فقه سیاسی» این تثلیث را مبسوط شرح داده است.
          ۳-فروید نیز فطرت انسان را سه‌گانه‌ی تثلیثی (اید – ایگو – سوپرایگو) می‌داند.
          ۴-در زیست‌شناسی،
          داروینیست‌های دوره‌ی اخیر اساس حیات را سه‌گانه‌ی تثلیثی (آرخیا – باکتریا – یوکاریوتا) می‌دانند.
          د- کسانی که لیبرالیسم را مبنای عمل خود قرار داده‌اند، توحید پیامبر اسلام را نفهمیدند.
          یکی از پدران لیبرالیسم، جرمی بنتام -صاحب نظریه فایده‌گرایی- است که کتابی به نام «دفاع از ربا» دارد.
          نظرات او در دانشکده‌های فلسفه و اقتصاد تدریس می‌شوند.
          دو رساله‌ی عملیه در دست داریم؛
          یکی قرآن کریم از پیامبر اسلام(ص)
          و دیگری، مکاتب پیامبران کفر به نام‌های بنتام و کینز. در جامعه‌ی اسلامی، نمی‌توان به نام اسلام، باورمند به مینارد کینز و جرمی بنتام و میلتون فریدمن بود تا مردم تصور کنند اسلام نتوانست.
          کسانی که لیبرالیسم را مبنای عمل خود قرار داده‌اند، توحید پیامبر عظیم‌الشأن
          اسلام را نفهمیدند.
          هرکجا درون نظام شاهد ظلم و فسق و فساد و بی عدالتی و ناکارآمدی هستید، ارمغان لیبرالیسم و علمی‌ست که به تعبیر رهبری معظم مبنای آن غیرتوحیدی‌ست و در دانشگاه‌ها ارائه می‌شود.
          امام خمینی(ره) فرمود: «ما از شرّ رضا خان و محمد رضا خلاص شدیم، لکن از شرّ تربیت‌یافتگان غرب و شرق به این‌ زودیها نجات نخواهیم یافت. اینان برپادارندگان سلطه ابرقدرتها هستند و سر سپردگانی می‌باشند که با هیچ منطقی خلع سلاح نمی‌شوند.» – امام خمینی – ۶۰/۱۰/۷
          خدا رحمت کند این مرد عظیم را، پیامبرگونه امروز ما را می‌دید.
          ه- زمانی‌که معرفت انسان توحیدی نباشد، به نسبی‌گرایی فرو می‌غلطد.
          نسبی‌گرایی و منطق فازی در علوم ریاضی و فنی پذیرفته است؛
          اما در علوم انسانی، این‌گونه نیست.
          از ذهنی که به منطق فازی رسیده، چنین فکری برمی‌آید که ابلیس به‌طور صددرصد دشمن نیست و دوستان برحق ما نیز، صد درصد خیر نیستند؛
          همه وسط هستند.
          پس آمریکا مطلق نیست؛
          پدیده‌ تکنولوژیکش را می‌گیریم بقیه‌اش را می‌ریزیم دور.
          اینکه در نظام جمهوری اسلامی ایران و در کلام وحی، قطعیت می‌بینیم،
          اما در کف جامعه نسبی‌گرایی،
          در پاسخ به ایران.
          به این علت است که معرفت‌مان توحیدی نیست.
          و- توحید جعفری، توحیدی است که یک دوتایی به نام عقل و جهل را مشخص کرده،
          جهل را زدوده و عقل را اقامه می‌کند.
          دو ستون
          حق و باطل –
          ایمان و کفر –
          یقین و شک –
          ظلمات و نور
          و…
          را معلوم نموده و ستون جهل را نفی می‌کند؛
          این زمانی محقق می‌شود که در ما رکن عقل باشد و با جهل به تقابل خیزد. جهل، نادانی نیست،
          اصرار بر دانسته‌های باطل است؛
          به تعبیر رهبری «جاهلیت مدرن»
          جاهلیتی که اعماق فضا و اعماق اقیانوس‌ها را درمی‌نوردد و تکنولوژی را به سرعت در تمام عرصه‌ها به جلو می‌برد و چندین هزار رشته‌ی دانشگاهی بنیان می‌نهد اما در اوج آن، می‌شود فردی چون پروفسور استیون هاوکینگ که در دکترای اختر فیزیکش، همه‌ی فیزیک‌دانان در جهان شاگرد او هستند،
          اما خود به این نتیجه رسیده است که پشت عالم هیچ غیب و خدایی نیست.
          علم او در اوج، اما خود جاهل است.
          تکنولوژی مخصوص این زمان نیست؛
          پیش‌تر و در زمان فراعنه هم بود.
          هنوز کسی نمی‌داند آن سنگ‌های عظیم بر اهرام ثلاثه را کدام جرثقیل
          می‌توانست بالا برده باشد؛
          علم در آن زمان نیز بود، اما جهل بود.
          که بسیارکوتاه قبلانوشته ام
          طولانی شد امیدوارم قابل استفاده باشد.
          ازمسئول این صفحه هم عذرخواهم.

          1. در پاسخ به جواد.
            ۱-شما چند نفر رو میتونید با زور به مقام توحید برسونید ؟. من قسم میخورم حتی یه نفر رو هم با زور نمیشه توحیدیش کرد.مگر میشود با زور ایت الله بهجت و سید علی قاضی ساخت؟
            ۲-قرارشد که در توحید ما یکتا پرست باشیم نه طبقه پرست . شما به گونه ای حوزه را در مقابل دیگر اقشار جامعه قرار داده اید که انگار هر کس از حوزه امده منشا خیرات و مبرات برای این مملکت بوده . نخیر انسان شایسته بودن ربطی به حوزوی بودن ندارد .رجبعلی مگر یک خیاط نبود ؟ مرحوم حاج اسماعیل دولابی مگر یک کشاورز نبود؟ مرحوم شیخ جعفر مجتهدی مگر یک پینه دوز نبود ؟ مرحوم سید هاشم حدادمگر بک آهنگر نبود ؟ و بالاتر از همه خود حضرت رسول مگر چوپان نبود؟ و مولا علی مگر به کشاورزی و حفر چاه و ایجاد ابادانی اشتغال نداشتند؟.
            ۳-اتفاقا ما هرچه میکشیم نه از دست لیبرالها و روشنفکرها که از دست همین بعضی از حوزوی های سطحی بین است؟ شما بگویید چه کسانی بدنبال گرفتن حکم تکفیر ایت الله صمدی آملی بودند؟ تا جاییکه علامه حسن زاده شخصا مجبور به نوشتن نامه شد.حتی این آقایان به خود علامه نیز انگ تکفیر میزدند تا جاییکه کار به استفتاء از دفتر حضرت آقا کشید و ایشان قائله را خواباند که بعضی از مسائل در سطح درک و فهم عموم نیست. بروید استفتائات را نگاه کنید؟؟؟۳- مگر همین حوزوی ها مرحوم سید حسن ابطحی را بعد از هشتاد سال خانه نشین نکردند و بقیه مسائلی که احتمالا میدانید. مگر همین حوزوی ها کلاسهای مرحوم علامه طباطبایی را بدلیل بیان علوم عقلی و فلسفی تحریم نکردند که مرحوم علامه و برادر بزرگوارشان مجبور شدند به تبریز برگردند و مدت ده سال به شغل شریف کشاورزی پر داختند ؟ و ایشان در همان سالها کتاب عظیم و ارزشمندی را نوشتند که هرگز انرا چاپ نکردند و به شهادت برادر شان آن کتاب را در همان زمینهای زراعی دفن کردند؟؟؟؟ما با دویدن به سمت دین داریم از دین دور میشیم . من به همه افراد دلسوز این مملکت اعلام خطر میکنم که اکنون ما داریم دین رو در مقابل معنویت قرار میدهیم .مردم دیگر از این دین بوی رحمت و گشایش امور و مهربانی و همدلی و عدالت و خرد گرایی نمیشنوند مردم فقط حفظ اقتدار به هر قیمت حق و ناحق را میبینند .و این موضوع اتفاقا به رفتار آقایان روحانی و حوزوی ما بر میگردد ونه لیبرالها ؟؟؟
            ۴-رافع الدرجات از اسماالحسنی نیست؟ در جاییکه آب نیست تیمم جایز نیست؟ تفاوت زنای محصنه و غیر محصنه در چیست که شرع احکام متفاوتی برای انها صادر میکند؟خوردن گوشت میته در اضطرار چه حکمی دارد؟ شما چطور منطق فازی و نسبی گرایی را در این امور نمیبینید؟و حتی در نگاه توحیدی محض مگر خود ابلیس خارج از دایره اسما و مظاهر است که شما که مخاطب خاص هستید باید بهتر از من بدانید . صلاح هم نیست که این بحث ها در رسانه عمومی طرح شود.
            ۵-در اینکه میفرمایید بالاترین و زیباترین و برترین تمدن ممکن برای بک انسان تمدن توحیدی حاصل از سیر انفسی است بطور کامل و بی چون و چرا قبول دارم .اما تا حالا ما چند نفر رو تونستیم در تحت لوای به اصطلاح دولت و حکوت دینی به این تمدن برسانیم؟؟؟اما ما اگر در همین تامین معاش مردم از طرق عقلی و خرد گرایانه موفق میشدیم چقدر استقبال از معنویت ودین در بین جوانان بیشتر میشد ؟؟ آقایان بفرمایبد جواب دهند؟؟
            ۶-من دیگر در مورد مکالمه مرحوم ایت الله خمینی و مرحوم عبدالریم کشمیری از اولیای خاص الهی میباشد که فیلم ان موجود است واتفاقا ده ثانیه ان که در رابطه با اینده …است و انرا اقایان با استادی سانسور کرده اند حرفی نمیزنم و شما را ارجاع میدهم که فیلم اصلی را تهبه کرده و ببینید.

        4. هم وطن محترمه یا محترم ،ایران عزیز؛
          به شما اطمینان می دهم مطالبی که حقیرنشردادم ابدا زوری نیست،بلکه
          تمام سعی این بنده حقیر روشنگری ست وبصیرت افزائی،
          وانگیزه ایجادکردن برای تحقیق وپژوهش بیشتراست.
          اگر ازمطالب بنده چنین برداشتی شده قصورازبنده است وازاین بابت عذرخواهم،ولی واژه های قرآنی آن حق است .
          شما تابحال اینگونه به دین و کارکرد دین نگاه کرده بودید؟
          که دین ؛یعنی سبک زندگی،
          و کارکرد دین،یعنی؛ اقامه قسط قرآنی درجامعه
          ومن الله التوفیق

          1. بنده نیز هدفم هرگز قصد جسارت به فرد خاصی نبوده ونیست واز شما دوست مومن و معتقد التماس دعا دارم . لاکن هدف هم اندیشی و دانش افزایی گروهی برای حل مشکلات می باشد . از خداوند متعال عا جزانه خواستارم که به تمام افرادی که دلشان برای حل مشکلات مردم و استقرار معارف حقه توحیدی می تپد توفیق عنایت بفرماید . آمین .ودر انتها زیباترین حقیقت زندگی و خلقت و آفرینش را تنها در وجود نازنین حضرت حق میبینم وبس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *