وصیت نامه و سخنان کوروش بزرگ در مورد ایران + عکس

مجموعه کامل سخنان کوروش کبیر در مورد ایران و دیگر موضوعات + عکس – عکس نوشته کوروش – سخن بزرگان در مورد کوروش بزرگ

مجموعه کامل سخنان کوروش کبیر در مورد ایران و دیگر موضوعات + عکس

کوروش بزرگ (کوروش کبیر)
نخستین پادشاه و بنیان گذار شاهنشاهی هخامنشی بود
کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد، بر کشور ایران فرمانروایی کرد.
دربارهٔ کوروش تمام مورخان توافق دارند که شاهی بود با عظمت، خردمند و مهربان
در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل می‌ شد
برخلاف پادشاهان آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود
جنگ و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد و رفتار او با پادشاهان مغلوب لیدیه و بابل سیاست تسامح او را بخوبی نشان می‌ دهد.
به واقع کوروش، بزرگ مرد تاریخ ایران زمین و از جمله نوادری بود که تاریخ جهان به خود دیده است
انسانی والا و ابرمردی بی همتا که می توان گفت نام ایران با وجود او ایران شد
و از بنیانی که او بنا نهاد برای هزاران سال ملتی واحد از اقوام آریایی واقع در فلات ایران شکل گرفت که طی قرنها تمام تمدن ها و قدرت های کوچک و بزرگ را تحت شعاع خود قرار داد
و هویت ایرانی متشکل از مادهای آذربایجان و کردستان و پارس های جنوب و پارت های شرق ایران زمین که ملت واحد ایران را تشکیل دادند و تاریخ چندین هزار ساله خود را دوشادوش یکدیگر و در کنار یکدیگر رقم زدند به همراه هم از این خاک و هویت دفاع کردند و با افتخار ایرانی بودن خود را به جهانیان اعلام نمودند
درباره فرجام کوروش کبیر نیز باید گفت این سرباز وطن در جنگ با اقوام وحشی شرقی و دفاع از سرزمین خویش جان خود را فدا نمود
پیکر کوروش کبیر در پاسارگاد به خاک سپرده شد و تا امروز نیز جاودانه باقی مانده است

وصیت نامه و سخنان کوروش

وصیت نامه کوروش به راستی نمونه کامل یک برنامه درست و کامل زندگیست. بهتر است وصیت نامه کوروش او را از زبان گزنفون بشنویم:
فرزندان من، دوستان من!
اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته‌ ام.
من آن را با نشانه‌ های آشکار دریافته‌ام.
وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت‌ یار بوده‌ ام.
همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی‌کنم که از هنگام جوانی ناتوان‌ ترم.
من دوستان را به خاطر نیکویی‌ های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌ بردار خویش دیده‌ام.
زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود.
من آنرا اکنون سربلند و بلند پایه باز می‌گذارم.
اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.
حتی در پیروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم.
در این هنگام که به سرای دیگر می‌گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می‌بینم و از این رو می‌خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.
مرگ چیزی است شبیه به خواب .
در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود
پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.
باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست می‌ دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده‌ تر است کشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم!
من شما را از کودکی چنان پرورده‌ ام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوان‌ تران از شما آزرم بدارند.
تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت.
دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌ تری هستند.
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند
هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد.
از کژی و ناروایی بترسید
اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد .
من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم
نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.
به نام خدا و نیاکان درگذشته‌ ما، ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید.
پیکر بی‌ جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید.
چه بهتر از این که انسان به خاک که این‌ همه چیزهای نغز و زیبا می‌ پرورد آمیخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشته‌ ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می‌ بخشد آمیخته گردم.
هم‌ اکنون درمی یابم که جان از پیکرم می‌گسلد … اگر از میان شما کسی می‌خواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم.
پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید .
زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد
چه افتخاری برای انسان بالاتر از اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود.
از همه پارسیان و هم‌ پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.
به واپسین پند من گوش فرا دارید.
اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.
برگرفته از:کــوروش نـــامه – گـزنـفون – کتاب هشتم فصل هفتم…کوروش در بستر مرگ

سخن بزرگان در مورد کوروش بزرگ :

ایسکیلوس:
کوروش قهرمان بخت یار، چون به قدرت رسید، میان اقوام برادر صلح برقرار کرد، و سپس لودیه و فریگیه را مسخر خود ساخت و بر سراسر ایونی تسلط یافت. آسمان با او سر کین نداشت چون فرزانه بود.
کتاب اشعیاء نبی – باب ۴۵:
خداوند می فرماید: ای کوروش من پیشاپیش تو حرکت می کنم، کوه ها را صاف می کنم، دروازه های مفرغی و پشت بندهای آهنی را می شکنم، گنج های پنهان شده در تاریکی و ثروت های نهفته را به تو می دهم.
هرودت:
کوروش پارسیان را از باجگذاری رهایی می دهد و بزرگترین قوم فرمانروای جهان می سازد.
کوروش اندیشه های خردمندانه و هنرهای شاهانه دارد و از اینروی برای پارسیان نیرومندترین شاهنشاهی را بنیاد می ریزد.
پایه و ارجش چنانست که آنان حتی فرزندان خود را در برابر وی ارزشی نمی نهند.
افلاطون :
هنگام پادشاهی کوروش، ایرانیان آزادی داشتند و همه مردان آزاد بودند.
این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد و بزرگ شد زیرا افراد آزادی داشتند و در میان آنان محبت بود و نسبت بهم حس خویشاوندی می کردند.
گزنفون:
و ما از آنجا که این بزرگ مرد را در خور همه گونه ستایش می دانیم، در باره تبار و خاندانش، زایش و پرورشش، و گوهرها و هنر های خدادادیش و فرهنگ و آموخته هایش که این همه او را در فرمانروایی کردن بر مردمان کامیابی داده بود، پژوهش ها کرده ایم.
باری می دانم که مردمان به دلخواه خود کوروش را فرمان بردند.
با آنکه گروهی از آنان از او چندان دور بودند که مسافت میانشان را چند روز و یا حتی چند ماه می بایست طی کرد و بسیاری از آنان هرگزش ندیده بودند و برای بسیاری امیدی هم نمی رفت که روزی به دیدارش رسند، با این همه همگان او را از صمیم قلب بندگی می کردند…
چون کوروش کسی شایسته فرمانروایی از مادر زائیده نشده است.
دیودور سیسیلی:
همه گفته اند که کوروش نه تنها در جنگ دلاور و بی باک بود، بلکه در رفتار با زیردستانش میانه رو و پاک اندیش و انسان دوست بود و از این جهت ایرانیان او را پدر می خواندند.
فلویگل:
هنگامیکه اوضاع تاریک و اندوهبار جهان را در اندک روزگاری پیش از کوروش به یاد می آوریم، اهمیت بی کران آن شاه شکوهمند و بزرگ، بهتر نمایان می شود. ا
کوروش را به حق لقب بزرگ داده اند زیرا بدان گروه انگشت شماری از مردمان تعلق دارد که انسانیت نمی تواند از دادن لقب بزرگ بدانان دریغ کند.
گوبینو:
کوروش هیچگاه نظیر خود را در این عالم نداشته است… این یک مسیح بود، مردی که در باره اش تقدیر مقرر داشته بود باید برتر از دیگران باشد.
جرج راولینسن:
چنان می نماید که کوروش در زندگی خصوصی و خانوادگی نیز همان سادگی و میانه روی آزادانه ای را که در کارها داشت، نگه می داشته است.
می دانم که وی یک زن بیشتر نگرفت و وی شاهدخت کاسان دانا از تخمه هخامنشی بود… که چون درگذشت، شوهر را به اندوهی گران فرو برد.
ادوارد می یر:
پارسیان سربلندانه از کوروش به عنوان پدر یاد می کردند و یونانیان و دشمنان دیگر، به بزرگی او سرکرنش فرود می آوردند.
بنابراین آفرین و ستایشی که گزنفون با برگزیدنش به عنوان قهرمان کتاب خود، درباره اش روا داشت، سزا و بجا بود.
سایکس:
ما نیز می توانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریایی که سرگذشتش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است…
من خود سه بار از آرامگاه وی دیدار کرده ام و توانسته ام اندک تعمیری در آنجا بکنم و در هر سه بار این نکته را یادآور شده ام که زیارت آرامگاه کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام.
ابوالکلام آزاد:
مشخصات ذکر شده از ذوالقرنین در قرآن کریم و تاریخ ها، با منش تاریخی کوروش بزرگ همسویی دارد و می توان وی را همان کوروش دانست.
رومن گیرشمن:
نسیمی جدید بر سراسر جهان وزیدن گرفت،
شهرها را از قربانی ها و قتل های به ناحق نجات بخشید،
حریق شهر های غارت شده را خاموش نمود و اقوام را از اسارت و بردگی آزاد کرد.
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگزار می نامیدند و یهودیان این پادشاه را به منزله ممسوح پروردگار محسوب می داشتند.
با آنکه روح جنگجوی وی هرگز حتی پس از سال ها جنگ و پیروزی سست نشد، همواره نسبت به دشمن مغلوب بلند نظر بود و به او دست دوستی دراز می کرد.
ویل دورانت:
کوروش یکی از کسانی بود که گویا برای فرمانروایی آفریده شده اند،
و به گفته امرسون همه مردم از تاجگذاری ایشان شاد می شوند. روح شاهانه داشت و شاهانه به کار برمی خاست.
در اداره امور به همانگونه شایستگی داشت که در کشور گشایی های حیرت انگیز خود چنین بود. با شکست خوردگان به بزرگواری رفتار می کرد و نسبت به دشمنان سابق خود مهربانی می کرد.
با توجه به اینکه بسیاری به دلایل مختلف سخنانی را به کوروش نسبت داده اند نمیتوان به راحتی به هر سخنی در فضای مجازی منتشر می شود اعتماد کرد. سخنان زیر مورد تایید کامل نیست.

سخنان کوروش که در زیر می خوانید با توجه به نداشتن منبع موثق توسط نی نای نه تایید می شود و نه رد.

مجموعه کامل سخنان کوروش بزرگ در مورد ایران و دیگر موضوعات :

۱) ای پسر من نیکو کار باش نه بدکار زیرا زندگانی انسان جاودان نیست و هیچ چیز از کردار نیک لازمتر نمی باشد
۲) ای پسر من بشنو تو را می گویم که بهترین بخشش ها تعلیم و تعلم است زیرا مال و مکنت زوال پذیرد و چهار پایان بمیرند ولی دانش و تربیت باقی ماند
۳) دختر شرمگین را دوست بدار و او را به مرد هوشیار و دانایی به عروسی ده زیرا مرد دانا و هوشیار مانند زمین نیکی است که چون تخم در آن بکارند حاصل نیک و فراوان از آن به عمل آید
۴) با زن فرزانه و شرمگین عروسی کن و او را دوست بدار وخود برای خود زن انتخاب کن و زن دیگری را فریب مده تا روانت گناه کار نگردد
۵) مردی را به دامادی خود برگزین که نیکخو, درست و دانا باشد، اگر بسیار مسکین است بسیار عیب نیست مال و مکنت از یزدان برسد
۶) چون خوشی رسد بسیار خشنود و غره مشو و چون سختی رسد غمگین و افسرده مباش زیرا هر خوشی یک ناخوشی و هر نیکی یک بدی در پی دارد
۷) از پست فطرت و بداصل قرض مگیر و وام مده زیرا تنزیل زیاد باید داد و همواره بر در خانه تو بایستد و کسان بگمارد و این برای تو زیان بزرگی است
۸) به مال و مکنت کسی چشم مینداز زیرا مال و خوشی جهان مانند مرغی است که از این درخت به آن درخت نشیند و به هیچ شاخی نماند
۹) دست از دزدی و کاهلی و هوا و هوس نفسانی بدار زیرا هر کس که نیکی کند پاداش نیکی یابد و هر که بدکار گشت به سزای سخت خواهد رسید
۱۰) نسبت به پدر و مادر خود فرمانبردار باش زیرا مرد تا پدر و مادرش زنده اند مانند شیری است که آسوده در بیشه غنوده و از هیچ کس بیم ندارد
۱۱) به رئیس و سردار خود گستاخ مباش و در خدمت استوار بایست, آچه بر خود نیک ندانی به دیگران نیز نیک نشمار با دوستان به یگانگی برخورد کن
۱۲) اگر تو را فرزندی است به مدرسه بفرست و به تحصیل علم بگمار زیرا علم ودانش چشم روشن است
۱۳) عصبانی مباش زیرا مرد عصبانی مانند آتش است که در بیشه برافروزد و تر و خشک را با هم بسوزاند
۱۴) دشمن کهنه را دوست نو مساز زیرا دشمن کهنه مانند مار سیاه است که بعد از صد سال انتقام را فراموش نکند
۱۵) مغرور و خودپسند مباش زیرا انسان مغرور چون مشک پر باد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نماند
۱۶) آنچه را که گذشته است فراموش کن و به آنچه که نرسیده رنج و اندوه مبر
۱۷) در مجالس در صدر منشین تا تو را از آنجا بلند نکنند و به جای پایین تری بنشانند
۱۸) سخن بموقع بگو زیرا بساتکلم بهتر از خاموشی و بسا خاموشی بهتر از تکلم است
۱۹) ای پسر من تو را می گویم بهترین چیزها برای سخاوت تعلیم و تربیت مردم است
۲۰) از هر خوراک مخور و زود به زود به مجلس عیش بزرگان مرو که پسندیده نیست
۲۱) ای پسر من تو را می گویم بهترین چیزها برای سخاوت تعلیم و تربیت مردم است
۲۲) همیشه و همه جا به خدا توکل کن و دوستی با کسی کن که بیشتر به تو سود رساند
۲۳) زن و فرزند خود را از تحصیل علم باز مدار تا غم و اندوه به تو نرسد و پشیمان نشوی
۲۴) اگر در پی مال و مکنتی اول آب و زمین بخر زیرا اگر ثمر ندهد اصل آن باقی است
۲۵) حضور دانشمندان را گرامی دار و از ایشان سئوال کن و جواب بشنو
۲۶) با مردی که پدر و مادر از او ناخشنودند همکار مباش تا گناهکار نباشی
۲۷) از هر کس که با تو کینه ورزد و خشم گیرد کناره جوی
۲۸) با مرد پاک نظر, کارآگاه, هوشیار و نیکخو مشورت کن
۲۹) در جنگ اگر مسئولیتی به عهده تست بسیار مواظب باش
۳۰) به فرمان یزدان و امشاسپندان گوش کن و رفتار نما
۳۱) مرد فقیر و بینوا را تمسخر مکن شاید تو نیز روزی بینوا شوی
۳۲) مرد پارسا در آسایش ماند و بدکار همیشه گرفتار اندوه است
۳۳) اگر چه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار نزن تا تو را نگزد
۳۴) اگر چه شناوری به خوبی دانی ولی زیاد در آب مرو تا غرق نشوی
۳۵) با هیچ کس و به هیچ آیین پیمان شکنی نکن که آسیب به تو نرسد
۳۶) فرومایه را اعتنا مکن و شخص محترم را در پایه اش پاداش رسان
۳۷) مردم دارای همان خویی هستند که از زمان شیر خوارگی خود کسب نموده اند
۳۸) سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام برسانی
۳۹) دوست کهنه را گرامی دار و در دوستی او استوار بایست
۴۰) یزدان را ستایش کن و دل را شاد ساز تا یزدان نیکی تو را بیافزاید
۴۱) حکمرانان را نفرین مکن زیرا آنان پاسباتات مردم هستند
۴۲) هیچ فرازی بدون نشیب و هیچ نشیبی بدون فراز نیست
۴۳) مال کسی را تاراج مکن و به مال خود میامیز
۴۴) برای نام خود از کسب و کار احتراز مکن
۴۵) هر چه شنوی به عجله و بیهوده مگوی
۴۶) هر کس که برای دیگران چاه کند در آن افتد
۴۷) تا حدی که می توانی از مال خود داد و دهش نما
۴۸) کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
۴۹) پیشوای نیک را گرامی دار و سخنش بپذیر
۵۰) جز از خویشان و دوستان چیزی از کسی وام مگیر
۵۱) نه به راست نه به دروغ هرگز سوگند مخور
۵۲) چو خواهی عروسی کنی اول مال فراهم کن
۵۳) از نیک کرداری خود غره مشو و رجز مخوان
۵۴) به رئیسها و پادشاهان خیانت مکن
۵۵) از مرد بزرگ و نیک سخن بپرس
۵۶) با دزدان معامله مکن و آنها را گرفتار نما
۵۷) از دوزخ یاد آور و کسان را به انصاف مجازات کن
۵۸) از هر کس و هر چیز مطمئن مباش
۵۹) فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
۶۰) بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
۶۱) سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
۶۲) با مردم یگانه باش تا محترم و مشهور شوی
۶۳) راستگو باش تا استقامت داشته باشی
۶۴) متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
۶۵) دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
۶۶) معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
۶۷) دوستدار دین باش تا زندگی به نیکی گذرانی
۶۸) مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
۶۹) سخی و جوانمرد باش تا پاک و راست گردی
۷۰) با مرد قدر نشناس و ناسپاس معاشرت مکن
۷۱) روح خود را با خشم وکین آلوده مساز
۷۲) در حفظ دین بکوش زیرا سعادت روحانی از آن برسد
۷۳) در هر گفتار و کار تواضع و ادب را فراموش مکن
۷۴) هرگز ترشرو و بدخو مباش
۷۵) در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان نشمارند
۷۶) دختر خود را به شوهر هوشیار و دانا ده
۷۷) اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
۷۸) خود را به بندگی کسی مسپار
۷۹) همیشه روح خود را به یاد دار
۸۰) قبل از جواب دادن تفکر کن
۸۱) هیچ کس را تمسخر مکن
۸۲) با مرد بدکار هم راز مشو
۸۳) با مرد خشمگین همراه مشو
۸۴) با فرومایه مشورت مکن
۸۵) با مست هم خوراک مشو
۸۶) مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مکن
۸۷) مال خود را به مرد حسود نشان نده
۸۸) از پادشاهان فرمان ناحق مخواه
۸۹) از مرد سخن چین و دروغگو سخن مشنو
۹۰) در مجازات مردم کینه مورز
۹۱) در معبر عام مجادله نکن
۹۲) با مرد بسیار متول هم خوراک مشو
۹۳) مرد راستگو را برای پیغام بفرست
۹۴) برای جاه و مقام مجادله مکن
۹۵) از مدد قوی, متمول و کینه ورز دور باش
۹۶) با مرد ادیب دشمن مباش
۹۷) با مرد نادان راز مگوی
۹۸) به هیچ کس دروغ مگو
۹۹) از بی شرم مال مگیر
۱۰۰) به نزد بدکار چیزی گرو مگذار.
منبع : www.asemooni.com
 

عکس نوشته از سخنان کوروش کبیر

در زیر سخنان دیگر کورش کبیر که توسط سایت خردگان kheradgan.ir فراهم آمده است را می بینید که گفته می شود با منبع و اصیل هستند :

سخنان کوروش کبیر در مورد ایران
سخنان کوروش کبیر در مورد ایران

سخنان کوروش کبیر
سخنان کوروش کبیر

سخنان کوروش بزرگ
سخنان کوروش بزرگ

سخنان کوروش
سخنان کوروش

کوروش
کوروش

جملات کوروش
جملات کوروش

عکس نوشته کوروش
عکس نوشته کوروش

: نی نای

2 دیدگاه برای “وصیت نامه و سخنان کوروش بزرگ در مورد ایران + عکس”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *