بهترین انشا ادبی و زیبا در مورد ماه مبارک رمضان با مقدمه و نتیجه

انشا ادبی و زیبا در مورد ماه مبارک رمضان با مقدمه و نتیجه – بهترین انشا درباره ماه رمضان – درباره ماه مبارک رمضان – انشا در مورد روزه – انشای رمضان
مطلب در مورد ماه رمضان – انشا در مورد روزه گرفتن
انشا یعنی نوشتن با خلاقیت و از روی احساس و زیبایی
انشا فقط نوشتن چند جمله نیست
انشا می تواند آغاز راه نوشتن خلاق و زیبا باشد تا ما را تبدیل به یک نویسنده خوب و قوی کند
پس به انشا به دیده یک نوشتن تنها نگاه نکنیم

انشا ادبی و زیبا در مورد ماه مبارک رمضان با مقدمه و نتیجه

بهترین انشا ادبی و زیبا در مورد ماه مبارک رمضان با مقدمه و نتیجه
بهترین انشا ادبی و زیبا در مورد ماه مبارک رمضان با مقدمه و نتیجه

اگر کار با ارزشی در مدرسه وجود داشته باشد یکی از آنها نوشتن انشا هست
انشا باعث ایجاد فکر و تخیل در ما می شود
می توانیم با مطالعه بیشتر کتاب های داستانی و همینطور با تمرین تخیل و قلم خود را قوی کنیم.
در زیر دو انشا با موضوع ماه رمضان ارائه شده است که دو نمونه برای درس انشا می باشد و ممئنن شما بهتر از این خواهید نوشت :

انشا داستانی درباره

ماه رمضان ماه تلاش و بزرگ شدن

ماه رمضان ماهی است که با همه ماه‌ها فرق دارد
و ما در این ماه روزه می‌گیریم.
من در انشا خود قصد دارم خاطره اولین روزی را که روزه گرفتم، بنویسم.
بچه که بودم همه ذوق و شوقم این بود که سحرها با پدر و مادرم بیدار شوم و سحری بخورم.
اما مادرم همیشه ضعیف و نحیف بودن مرا بهانه می‌کرد و مرا برای سحری خوردن بیدار نمی‌کرد
تا اینکه هفت ساله شدم و به مدرسه رفتم و از همکلاسی‌ هایم شنیدم که روزه می‌گیرند،
به همین خاطر از مادرم با اصرار خواستم که مرا برای سحری بیدار کند.
چقدر آن سفره سحری را دوست داشتم.
برای اولین بار در کنار خانواده‌ام نشستم و صدای روح بخش دعای سحر را شنیدم. احساس می‌کردم بزرگ شده‌ام.
البته مادرم گفت که چون از بقیه کوچک‌ تر هستم، نمی‌توانم روزه کامل بگیرم و روزه‌ ام کله گنجشکی خواهد بود ولی خواهر و برادرم روزه کامل می‌گرفتند.
چند روز روزه کله گنجشکی گرفتم تا اینکه یک روز بالاخره قصد کردم که روزه کامل بگیرم.
ظهر ناهار نخوردم و تشنگی و گرسنگی را تا عصر تحمل کردم.
فقط چند ساعت به افطار مانده بود که تشنگی آنقدر به من فشار آورد که رفتم یک لیوان پر از آب خوردم.
بعد از اینکه تشنگی‌ ام رفع شد، عذاب وجدان گرفتم و شروع کردم به گریه کردن!
مادرم پیش من آمد و با مهربانی پرسید:«چرا گریه می‌کنی؟ امروز خدا از تو خیلی راضی است چون اولین روزه کامل را گرفتی.»
من که با این حرف داغ دلم تازه‌ تر شده بود، گریه‌ام شدیدتر شد و با صدای بلند گریه کردم و گفتم:
«مامان من روزم باطل شد چون آب خوردم!»
مادرم با مهربانی دستی به سرم کشید و گفت:
«عزیزم روزت باطل نشده و تو هنوز روزه‌ای چون هنوز به سن تکلیف نرسیدی روزه‌ات قبول است.
تازه اگر حواست نباشد و چیزی بخوری، باز هم روزه‌ات باطل نمی‌شود.»
از این حرف مادرم آنقدر خوشحال شدم که حد نداشت.
از این انشا نتیجه می‌گیریم که سراسر دوران کودکی گذشته از خاطرات تلخ و شیرین و مهر و محبت والدین و همدلی در انجام واجبات دینی در خانواده پر است.
همین‌ طور خاطره اولین روزه‌، خاطره‌ شیرین روزی است که دیگر هیچ وقت در عمرمان تکرار نمی‌شود.

انشا ادبی درباره

ماه رمضان ماه برکت

ماه برکت زِ آسمان می‌آید
صوت خوش قرآن و اذان می‌آید
از خواب که بیدار می‌ شوی در ظلمات شبانگاه و در مقابل سفره سحری ناگاه خود را بیدار و هشیار می‌ یابی. با چشم هایی سرخ و خواب آلود،
و در میان خواب و بیداری با بی میلی غذا را در دهان می‌گذاری.
یازده ماه در ناز و نعمت و چشیدن هر نوع چرب و شیرین آزاد بوده‌ای اما از امروز یک ماه باید دلت را روزه‌سرا کنی.
ناگاه بانگ اذان در گوش فلک دمیده می‌شود و همه و همه و همه این بار آماده‌اند.
اذان را که گفتند تمام روز آینده را از خاطرات سال پیش به یاد آوردم که چگونه بی‌تاب می‌شدم.
اما به راستی که به یاد آوردنش تا کی بود مانند دیدن؟
نماز را که خواندم، دوباره به بستر گرم و نرم باز می‌ گردم.
صبح گراییده به ظهر که از خواب بر می‌خیزم.
تقریباً ساعت یازده ظهر است و من هیچ از روزه‌داری نمی‌دانم.
هنوز گویی زندگی ام زندگی روز‌های عادی است.
دقیقه‌ها و ثانیه‌ها مثل همیشه به سرعت می‌دوند و می‌روند و همه همانی هستند که بودند و تا ساعت دیگر نخواهند بود.
سکوت زیبایی بر همه جا حاکم است.
همه دشواری‌ها از بعدازظهر به من روی می‌آورند.
در روزهای رمضان عشق و حال‌های روزانه مانند خورشیدی تابان در میان تابستانی داغ و سوزان در گرم‌ترین حالت خود طلوع می‌کنند
و در تاریک‌ ترین و نیمه جان‌ترین حالتشان در دم دم‌ های شب غروب می‌ کنند و بعد از نیم ساعت دوباره جانی دگر می‌ گیرند و این بار چون ماه می‌شوند.
به راستی که روزه در ساعات اول بهشت است ولی در ساعات آخر کوه کندن است.
در عصر در خانه با بی‌ تابی از این اتاق تا آن اتاق می‌ رفتم تا دقایق زود سپری شود اما دمادم غروب فقط چشمانم را بسته بودم.
هر لحظه توانم نصف می‌ شد.
زمان و به خصوص یک ربع مانده به اذان مانند یک سال می‌گذشت.
تا زمانی که ناگاه بانگ اذان مرا زنده کرد،
چشم گشودم و لبخند زدم.
و این پایانی برای ماموریتی سخت بود ولی آخرش خوش تا سحری دیگر و شروعی دوباره برای مبارزه با نفس آغاز گردد.
امیدواریم مجموعه انشا های ماه رمضان توجه شما را به خود جلب کرده باشد،
منبع : ستاره
: نی نای

انشا زیبا و طنز در مورد شانس با عنوان شانس من در خواب

انشا طنز درباره شانس – انشا خنده دار در مورد شانس – متن درباره شانس – مقدمه برای انشا شانس – تحقیق درباره شانس
 

انشا زیبا و ادبی در مورد شانس

انشا زیر با موضوع شانس می باشد

که انشا مهارت های نوشتاری نهم نیز می باشد

در انشا همیشه باید خلاق بود یعنی مطلب و انشایی نوشت که کسی تا حالا ننوشته باشد

انشا در مورد شانس یا عنوان

شانس من در خواب

آره شانس من خوابیده

شانس من از زمانی که به دنیا آمدم خوابید

خیلی سعی کردم بیدارش کنم اما نتوانستم

مثل یک خرس به خواب زمستانی رفته است

زمانی که من به دنیا آمدم وقتی به آسمان نگاه میکردم ابرهای سیاه می آمدند و خورشید می رفت

وقتی میرفتم مدرسه بچه ها از من فرار میکردم و هر چقدر دنبال آنها می دویدم آنها بیشتر از من دور می شدم

تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم بروم و یک تحقیق در مورد این شانس خوابیده ام انجام دهم

انشا زیبا و طنز در مورد شانس با عنوان شانس من در خواب

انشا زیبا و ادبی در مورد شانس با عنوان شانس من در خواب
انشا زیبا و ادبی در مورد شانس با عنوان شانس من در خواب

از پدر پرسیدم چرا شانس من خوابیده است. می دانید چه گفت. گفت :

این شانس تو نیست که خوابیده است این تو هستی که خوابیده ای

من که چیزی نفهمیدم از مادرم پرسیدم . مادرم سرش را تکانی داد که نمیداند و فقط یک کلمه را تکرار کرد :

شانس

خلاصه چیزی دستگیرم نشد تا اینکه رفتم پیش معلم ریاضی خودم و گفتم شما می توانید بگویید چرا شانس من خوابیده است. او هم که انگار می خواهد تمام دانسته ها و علم خود را در مغز من خالی کند گفت :

خب تو اول باید بدونی شانس چی هست

شانس خیلی مواقع در اصل وجود ندارد بلکه اون در اصل فکر اشتباه ما در مورد اتفاقات اطرافمان هست

یعنی مثلا اگر دیدی یک اتفاق بدی اطرافت افتاد نباید فکر کنی به خاطر بدشانسی هست بلکه این اتفاق ممکن است برای هر کسی بیفتد

معلم دیگر ادامه نداد و من هم کمی رفتم در فکر.

چز زیادی از حرف های معلم نفهمیدم ولی این را فهمیدم که شانس را خود ما میسازیم و برای شانس خوب باید تلاش کنیم.

: نی نای

انشا زیبا و طنز در مورد شانس با عنوان شانس من در خواب

انشا ادبی و زیبا در مورد آسمان شب آرامش من

انشا ادبی و زیبا در مورد آسمان شب – انشا درباره آسمان شب – انشا با موضوع آسمان شب
انشا زیر یک نمونه انشا با موضوع آسمان شب می باشد
انشا زیر به دلیل داشتن حس و توصیفات در قالب ادبی نیز قرار می گیرد.

انشا با موضوع :

آسمان شب، آرامش من

شب و تاریکی آن قسمتی از زندگی ماست
و آسمان شب آرامش بخش آن
شب و تاریکی آن از گذشته های دور به خاطر تاریک شدن اطراف و ندیدن چیزی همیشه باعث ترس انسان ها می شده است و این باعث می شده است که بترسد که نکند یک دفعه چیزی از تاریکی به طرف ما حمله کند
و بعد ها کم کم موجودات شب مثل جن و پری و هیولا و … درست شدند
اما با همه این ترس ها شب با داشتن آسمان زیبای خودش مانند مادری مهربان بوده است
مادری که کودک با نگاه کردن به آن آرامش می گیرد
اینقدر این مادر زیبا و آرامش بخش است که می توان ساعت ها به آن نگاه کرد و سیر نشد
آسمان شب می تواند دنیای ما آدم ها باشد همانطور که از قدیم گفته اند
یعنی هر کدام از ستاره ها در آن یکی از ما آدم ها هست که جهان را ساخته ایم.
اصلا آسمان شب با آن ستاره ها و ماه دنیای راز هاست همانطور که از اولین روز زندگی انسان روی این کره خاکی بوده است
آسمان شب پر از قصه است
هر کدام از ستاره ها برای خود قصه و داستانی دارند که باید نشست و به آن گوش کرد

انشا ادبی و زیبا در مورد آسمان شب آرامش من

انشا ادبی و زیبا در مورد آسمان شب آرامش من
انشا ادبی و زیبا در مورد آسمان شب آرامش من

اولین چیزی که با گفتن آسمان شب به ذهن ما می رسد سکوت و آرامش شب و لحظات دلنشین در زیر سقف بلند آسمان با نور کم مهتاب و ستارگان درخشان که هر کدام با نگاه کردن به آنها به ما چشمک می زنند
و لب ما را به لبخند وادار می کند اما اسمان شب در روزهای مختلف سال متفاوت است .
بعضی از شب ها آسمان ابری و بدون نور ستارگان است
و گاهی همراه با مه و گاهی با ابرهای سیاه و بارانی که رعد و برق دارد
و شب ها را دلگیر می کند اما بعضی از شب هایش همچون رویایی در ذهن ما مهتابی و زیبا و سکوت و آرامش آن …
در روز های تابستانی همراه با خانواده ام در زیر پشه بند می خوابیم
و تا لحظه ای که بخوابیم به آسمان و ستارگان نگاه می کردم
و با سکوت و آرامش شب چشمهایم را می بستم
و به خواب عمیق همراه با رویای ستاره های دنباله دار شب را به صبح می رساندم
و من عاشق آسمان شب هستم
آسمان شب ، با ستاره های پر نور و زیبا شب تاریک‌ را قشنگ کرده میکند …
نگاه کردن به اسمان شب در طول شب میتواند باعث ارامش و همچنین پی بردن از قدرت خداوند متعال که چنین نگرش و خلق زیبای ، خلق کرده است .
آسمان شب اگر در طول شب ابری در آسمان نباشید بسیار دیدنی و روشن خواهد بود به طوری که میتوان تک تک ستاره ها را به وضوح دید .
شب که میشه ، ماه از پشت آسمان ابری شب بسیار دیدنی است اگر آسمان ابری هم شود ویژگی های خود را در شب دارد ..!
انگار ماه در بین ابرها به دنبال خیره شدن به زمین است
آسمان شب ، گاه در زمان های خاص چیز های عجیب به خود میبیند
به طور مثال ستاره های دنباله دار یا همان شهاب سنگ ها که به طور ناگهانی و یک فرد خوش شانس در یک چشم به هم زدن ان را میبیند .
بعضی از افراد میگویند با دیدن شهاب سنگ ها و همزمان ارزو کردن ارزوی ان شخص براورده میشود …
آسمان شب همچنین در زمان قدیم برای کشتی ران های دریا به عنوان یک قطب نما حساب میشد
با نشانه کردن ستاره ها قطب شمال و جنوب و شرق و غرب را مشخص میکردند .

انشا ادبی و زیبا در مورد آسمان شب آرامش من

منبع :همراه با تصرف و اضافات enshasara.ir – ansha.ir
: نی نای

انشا زیبا و ادبی درباره سیزده به در

انشا زیبا و ادبی درباره سیزده به در – انشا با موضوع سیزده به در – انشا در مورد سیزده به در

انشای سیزده بدر – خاطرات سیزده بدر – تحقیق در مورد روز طبیعت – سیزده بدر خود را چگونه گذراندید – سیزده بدر چیست – روز طبیعت سیزده بدر
شعر سیزده بدر – فلسفه سیزده بدر

انشا زیبا و ادبی درباره سیزده به در

انشا خوب نوشتن را با نوشتن زیاد می توان بهتر کرد

انشا نوشتن فقط نوشتن چند جمله برای گرفتن نمره نیست بلکه آداب زیبا نوشتن را به ما باید یاد دهد و یاد دهد که چگونه با تخیل خود بنویسیم

پس با تخیل خودمان انشا بنویسیم

ابتدا یک موضوع و عنوان پیدا کنید و سپس شروع کنید

انشا زیر یک نمونه انشا درباره سیزده به در می باشد

انشا

سیزده به در، یک روز سبز

نمی خواهم مثل همه همه انچه را که در این روز سیزده به در گذشت یا آنچه شد یا نشد را برای شما دوباره بگویم.

میخواهم آنچه را که فکر و تخیل من به من می گوید روی کاغذ بیاورم و برای شما بخوانم.

سیزده به در برای من یعنی زنگ سبز سال یعنی درخت و سبزه و زندگی

دقیق نمی دانم سیزده به در از کجا به در شده است و سیزده به در شده است البته خیلی ها هم درست نمیدانند هر چه هست یک آیین باستانی ما ایرانی هاست

در سیزده به در وقتی پا می گذاری به بیرون از خانه ، مردم را می بینی که همه ریخته اند به بیرون،همه جا پر شده است از آدم

انگار مردم تا به حال از خانه هایشان بیرون نیامده اند و الان بهانه ای شده است تا دنیا را بهتر ببینند

انشا زیبا و ادبی درباره سیزده به در

انشا زیبا و ادبی درباره سیزده به در
سیزده به در در هلند

  بله در سیزده به در مردم سعی می کنند بیناتر شوند البته شاید

در این روز باید بهتر درخت ها را دید طبیعت را دید زمین را دید و همه این ها را دوست داشت و حس کرد

زمین را باید دوست داشت و به آن احترام گذاشت

وقتی من روی زمین راه می رود احساس می کنم زمین مراقب من است و به من همه چیز می دهد مثل مادرم

زمین مادر مهربانی است که ما از آن هستیم و به آن هستیم

سیزده به در را اگر بخواهیم در موردش نوشت می شود کتاب ها نوشت ولی من اینجا تنها آن چه را که خودم در سیزده به در دیدم و دانستم را نوشته ام

هر کس خواسته به این روز که مانند روز بزرگداشت مادر ها هست احترام بگذارد بهتر است زمین و همه موجودات آن را دوست داشته باشد

در این جا انشا خود را به پایان می رسانم تا کمی بیشتر فکر کنیم.

تهیه : نی نای

انشا زیبا و ادبی در مورد عید نوروز با مقدمه و نتیجه

انشا زیبا و ادبی در مورد عید نوروز

انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی – انشا در مورد تعطیلات عید نوروز – درباره عید نوروز – انشا در مورد عید نوروز برای کودکان

دانلود انشا در مورد عید نوروز  انشا در مورد لحظه سال تحویل – خاطرات عید نوروز – عید نوروز چیست

انشا زیبا و ادبی در مورد عید نوروز با مقدمه و نتیجه

در ابتدای انشا خودم می خواهم بگویم عید نوروز فقط یک عید یا خوشی و خوشحالی یا روز بزرگ نیست. عید نوروز ، عید تازه شدن جهان، عید تازه شدن انسان ها و عید زیبایی ها هست.
عید نوروز، عید دور ریختن بدی هاست و با روبوسی و دید و بازدید دوستی ها تازه می شود تا انسان ها وجود همدیگر را فراموش نکنند.
جضرت مولانا در مورد عید نوروز می فرماید :
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هر سال نزدیک عید نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید نوروز به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن
معمولا خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید می روند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.
نزدیک سال تحویل عید نوروز همه لباسهای نو به تن میکنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره هفت سین می نشینیم و پدر معمولا قرآن میخواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.

انشا زیبا و ادبی در مورد عید نوروز با مقدمه و نتیجه

عکس پروفایل زیبا عید نوروز
عکس پروفایل زیبا عید نوروز

وقتی که سال تحویل می شود روبوسی میکنیم و سال نو و عید نوروز را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید.
در تعطیلات عید نوروز به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولا کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود.
در عید نوروز همه بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.
ما باید در تعطیلات عید نوروز به مرور درس هایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم.
با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده میشویم و تابستان خوبی خواهیم داشت.
ما خیلی تعطیلات عید نوروز را دوست داریم برای اینکه معمولا از بزرگ تر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر میبینیم.
بعضی ها در عید نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.
در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم
من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.
ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.
وقتی تعطیلات عید نوروز تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.
در پایان انشا خود این را تکرار می کنم که عید نوروز فقط یک عید ساده نیست بلکه پر از دانایی و زیبایی است
: نی نای