انشا ادبی و زیبا در مورد ناخن با ساختمان رعایت بند

متن درباره ناخن – انشا طنز درباره ناخن – انشا با موضوع ناخن – انشا درباره ناخن – انشا درمورد ناخن پایه هفتم انشا درباره ناخن – انشا در مورد ناخن پایه هفتم

انشا ادبی و زیبا در مورد ناخن با ساختمان رعایت بند

انشا نوشتن را نباید با نوشتن خالی یا ساده یکی دانست
ما می خواهیم با انشا نوشتن، قدرت تخیل و زیبایی کلام و نوشتن را نشان دهیم.
با انشا نوشتن می توانیم ببینیم چقدر استعداد نویسندگی داریم.
هر چند روش های موجود در درس انشا بسیار بد و ناکارآمد هستند با این همه ما نباید به این روش های بدردنخور اکتفا کنید.
دوستانی که میخواهند انشا نویس یا نویسنده خوبی شوند باید کتاب زیاد بخوانند و زیاد بنویسند. کتاب های داستانی و ادبی در این مورد خیلی مهم است.
در زیر یک نمونه انشا با موضوع ناخن ارائه می شود که امیدواریم مورد پیند و استفاده قرار گیرد. در انشا زیر سعی شده است ساختمان بندها مشخص باشد.
بندها در یک متن باعث می شود مفهوم و معنای متن انشا بهتر معلوم شود.

ناخن

انشا نوشتن در ناخن کار هر کسی نیست و به قول معروف مرد کهن میخواهد و گاو نر
نمیدانم این موضوعات انشا از کجا می آید ولی خب مجبوریم برای کمی نمره به خودمان زحمت دهیم و چند کلامی در مورد ناخن عزیز صحبت کنیم.
اول از همه بگذارید در مورد بود و نبود ناخن صحبت کنم.
اول از همه فرض کنیم ما ناخن نداشتیم چه اتفاقی می افتاد. خب معلوم است نوک انگشتان ما به سرعت از بین می رفت پس باید به خاطر داشتن این نعمت خودمان را دوست بداریم که چقدر خوب طراحی شده ایم. این ناخن ها البته استفاده های دیگر نیز دارد مثل کندن چیزی یا خاراندن خود، اصلا فکر این را شاید نکرده بودید ولی همین خاراندن خودتان بدون داشتن ناخن ممکن نبود.
ناخن نداشتن همانا و زندگی نکردن همانا . فکر کرده اید که این ناخن اگر نبود چقدر زندگی برای ما آدم ها سخت می شد و نمیتوانستیم خیلی از کارها را انجام دهیم. نمیتوانستیم اشیا را محکم بگیریم نمیتوانستیم مثلا میوه ای مثل پرتقال را پوست بکنیم.

انشا ادبی و زیبا در مورد ناخن با ساختمان رعایت بند

انشا ادبی و زیبا در مورد ناخن با ساختمان رعایت بند
انشا ادبی و زیبا در مورد ناخن با ساختمان رعایت بند

ناخن باعث شده است که نوک انگشتان ما سفت تر شده و بتواند بهتر با ابزار کار کند. همه این ها را بگذاریم کنار ناخن به بدن و دستان ما زیبایی هم داده است. اگر ناخن روی انگشتان ما نبود، انگشتان ما یک تیکه گوشت شل و ول میشد
ناخن های ما آدم ها خیلی حرف برای گفتن دارند. و هر روز رشد می کنند و بلند تر می شوند و به ما می گویند عمرت دارد می گذرد و مراقب باش که با این دست ها و پاها چه می کنی اما کو گوش شنوا
دست ها و پاها که ناخن روی آن قرار گرفته است خودش حرف برای گفتن دارد، مثلا چرا ناخن روی بینی یا گوش یا لب های خودمان نداریم. چون پاها و دست های ما هستند که بیشترین ارتباط را با محیط ما دارند و آسیب می بینند و همینطور کارهای ما با آنها انجام می شود.
خلاصه در پایان می خواهم بگویم ناخن برای انسان خیلی مهم هست و اینکه یک روز بدون ناخن باشیم خودش غیر ممکن است چون ان موقع هیچ کاری نمی توانیم بکنیم.
تهیه : نی نای

انشا ادبی و زیبا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه

انشا ادبی و زیبا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه – زمستان شعر – زمستان چیست – انشا زمستان – متن زمستان – نام دیگر زمستان – زمستان عاشقانه – فصل زمستان را تعریف کنید – انشا ادبی در مورد زمستان – تحقیق در مورد فصل زمستان – انشا توصیف یک روز برفی – فصل زمستان را تعریف کنید – انشا زمستان در روستا – فصل زمستان چیست – انشا ادبی در مورد برف – انشا با موضوع زمستان – انشا درباره زمستان

هیچ وقت در هر کاری نباید هدف از انجام آن کار را فراموش کنیم
و در انشا نوشتن نیز هدف افزایش قدرت تخیل د رنوشتن یا یادگرفتن به کارگیری تخیل در نوشتن و افزایش قدرت خلاقیت در انشا می باشد

انشا ادبی و زیبا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه

پس انشا را چنان بنویسیم که وقتی خودمان آن را می خوانیم از ان لذت ببریم چرا که خودمان آن را به دنیا آورده ایم و خلق کرده ایم
یک موضوع یا عنوان برای انشا خود انتخاب کنید و با همان بروید جلو
به طور مثال در مووضع زمستان می توانید در مورد زمستان سفید . زمستان بی برف ، زمستان سرد و سفید و زمستاان قدیم و .. انشا بنویسید
برای هر کدام از این عناوین یا موضوعات می توان چندین صفحه مطلب نوشت
در زیر انشایی با موضوع زمستان و در قالب خاطره فراهم آمده است البته یک نمونه انشا با ایمن موضوع است
دوست عزیز و خلاق ایرانی مطمئنا خواهی توانست بهترین انشا را بنویسی فقط کافی است خودت را قبول داشته باشی

انشا با عنوان :

زمستان فصل سرد اما زیبا

انشا خود را با یک بیت از مولوی آغاز می کنم :

دم سرد زمستانی سرشک ابر نیسانی               پی این بود، می‌دانی، که عالم را بخنداند

هر فصلی که می آید معلم می گوید انشایی برای آن فصل بنویس
خب ما هم می نویسیم
الان هم در مورد فصل زمستان می خواهم حرف هایی بزنم که ممکن است تا به حال به گوش شما نرسیده است
فصلی سرد اما زیبا
فصل زمستان فصل زیبایی است و اصلا همه فصل ها زیباست اما زمستان چیز دیگری است مخصوصا اگر در خیابان مانده باشی و ماشینی نباشد که تو را به خانه برساند و در سرمای زمستان نمی دانی چکار کنی
در سرمای زمستان هر آن ممکن است بمیری دست هایت یخ زده اند پاهایت خشک شده اند و نوک دماغت میخارد
بله این اتفاق برای من افتاد
زمانی که رفته بودم بازار وسیله ای بخرم برای این مدرسه
موقع برگشتن ، رفتم در ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوس ایستادم و ایستادم و ایستادم تا علف زیر پایم سبز شد اما خبری از اتوبوس نشد نگو چند خیابان آن طرف تر تصادف شده بود
خلاصه من بودم و برف و سوز و سرمای زمستان

انشا ادبی و زیبا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه

انشا ادبی و زیبا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه
انشا ادبی و زیبا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه

خودم را محکم گرفته بودم که لرز و سرما با ویبره اش من را به زمین نزدند
آن روز زمستان که نزدیک های شب بود آنجا پرنده پر نمی زد تنها صدای قیریژ قیریز یک تابلو شهرداری می آمد که از جا کنده شده بود و کلاغ هایی که گه گاه صدایی می پراندند
بعضی مواقع فکر می کردم کلاغ ها کنار من هستند اما سرم را که بر می گرداندم چیزی نبود هر چه بود صدای ترسناکی داشتند که انگار به من می گفتند خودت را برای مردن آماده کن
اما من نا امید نشدم و به زمستان گفتم هر چقدر تو سر باشی من مرد هستم پس خیالت تخت
وسایل را محکم در دستانم گرفتم و راه افتادم
تا آن موقع از انجا پیاده به طرف خانه نرفته بودم خب راه زیادی بود
زمین بعضی جاها لیز بود
تکان که خوردم و راه افتادم گرم تر شدم
رفتم به خیابان بالاتر همین که آنجا رسیدم تاکسی ها را دیدم رد می شدند دیگر نمیدانستم چکار کنم همین که یکی ایستاد جلویم، آدرس را گفتم
با اینکه مسیرش نبود اما من را مستقیم برد اونجا
فکر کنم فهمید بود که من با زمستان جنگیده ام و دلش برایم سوخت
هر چه بودم نجات پیدا کردم
و این بود انشا من درباره فصل سرد اما زیبا زمستان که برای من یکی از عجیب ترین خاطره ها را به جا گذاشت
آیا در فصل دیگری چنین خاطره زیبایی برایم به جا می ماند
و در پایان انشا نیز با بیتی دیگر زمستان را گرامی می دارم :

کنون که برگ و نوا نیست باغ و بستان را            بساز برگ و نوای، دی و زمستان را

قاآنی

: نی نای

انشا زیبا در مورد ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

انشا زیبا در مورد کوه به کوه نمیرسه ادم به ادم میرسهبازآفزینی ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا با موضوع کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد – انشا درباره کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد مربوط به کتاب مهارت های نوشتاری نهم صفحه ۴۴ می باشد

موضوع انشا :

کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

ضرب‌ المثل‌ های فارسی ریشه در ادبیات عامیانه ایران دارند.

ادبیاتی که به گواه تاریخ ادبیات کشورمان، از غنای کمی و کیفی بالایی برخوردار است. چه در عرصه نثر و چه در عرصه نظم.

ضرب‌ المثل‌ های فارسی را چقدر در مکالمات روزمره‌ مان به کار می‌بریم؟

ضرب‌ المثل‌ ها بخش با ارزشی از زبان را شکل می‌ دهند که نشان‌ دهنده اعتقادات و ارزش‌ های یک جامعه و فرهنگ هستند.

استفاده بجا از ضرب‌ المثل‌ ها باعث زیبایی کلام و درک بهتر پیام از سوی شنونده می‌ شود.

با این وصف در این انشا به نقل حکایت کوتاهی از ضرب‌ المثل کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد می‌ پردازیم.

این ضرب‌ المثل را معمولا زمانی به کار می‌ بریم که فردی در مقابل ما عملی را با بی‌ انصافی و ناجوانمردی انجام می‌ دهد

اتفاقا زمانی می‌ رسد که فردی که در حقش این رفتار ناروا انجام شده، می‌ تواند در مقام جبران و یا تلافی آن رفتار با طرف مقابل بر بیاید.

در این زمان است که پس از اعتراض طرف مقابل می‌ گویند که کوه به کوه نمی‌ رسه، ولی آدم به آدم می رسه.

انشا زیبا در مورد ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

انشا زیبا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا زیبا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

در واقع می توانیم این طور بگوییم که ضرب المثل به نوعی اشاره به این دارد که از هر دستی که بدهی از همان دست هم می گیری.

اینکه در برابر دیگران هر طوری که رفتار کنی، همانطور هم جواب می گیری.

هر ضرب المثل یا افسانه ای از جایی آمده است و ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد نیز برای خود خاستگاه و داستانی دارد.

اما داستان این ضرب‌ المثل طبق آنچه که حسن ذوالفقاری در کتاب «داستان‌ های امثال» آورده این است که…….

در دامنه دو کوه بلند، دو آبادی بود

«بالا کوه« و «پایین کوه»

از میانه آن دو کوه چشمه‌ ای روان بود که به هر دو آبادی می‌ رفت و زمین‌ های آن‌ها را سیراب می‌ کرد.

این ماجرا ادامه داشت تا اینکه ارباب ده «بالا کوه» تصمیم می‌ گیرد، برای به دست آوردن زمین‌ های ده پایین و البته سلطه به مردم آن، راه چشمه را به پایین کوه ببندد.

با این اتفاق زمین‌ های ده پایین کم کم خشک شدند و مردم به نشانه اعتراض همراه با کدخدا به ده «بالا کوه» رفتند

اما ارباب آن ده در جواب این اعتراض‌ ها گفت یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند ماند و گفت:

بالا کوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت.

این دو کوه هرگز به هم نمی‌ رسند. من ارباب هستم و شما رعیت!

انشا زیبا در مورد ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

انشا زیبا در مورد ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا زیبا در مورد ضرب المثل کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد

مردم ده پایین از این پیشنهاد و این حرف ناراحت شدند

چند روزی گذشت تا اینکه تصمیمی گرفتند. به پیشنهاد کدخدای ده، بیل و کلنگ را برداشتند و زمین را کندند و قنات حفر کردند.

با این کار آب چشمه دوباره به زمین‌ های آن‌ ها راه پیدا کرد و کم کم چشمه بالا کوه خشک شد.

خبر به ارباب بالا کوه رسید.

چاره‌ای جز تسلیم ندید.

به ده پایین رفت و گفت:

شما با این کار چشمه‌ ما را خشک کردید.

اگر می توانید سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگرداند.

کدخدای ده پایین گفت:

اولاً؛ آب از پایین به بالا نمی‌ رود

بعد هم یادت هست که گفتی: کوه به کوه نمیرسد. تو درست گفتی:

کوه به کوه نمیرسد اما آدم به آدم میرسد.

: نی نای

انشا ادبی زیبا درباره صدای وزش شدید باد

انشا درباره صدای وزش شدید باد – انشا در مورد صدای وزش شدید باد

انشا با موضوع صدای وزش شدید باد – انشا درباره طوفان – انشا درباره باد با مقدمه و نتیجه گیری

انشا ادبی زیبا درباره صدای وزش شدید باد

انشا نویسی را به عنوان لذت بخش ترین عمل دنیا تصور کنید

کلا هر کاری که اگر برای شما سخت شد وقتی با دید مثبت به آن نگاه کنید راحت انجام میگیرد

انشا زیر یک نمونه انشا با موضوع صدای وزش باد شدید می باشد

انشا با عنوان :

صدای وزش شدید باد

بگذارید اول قدری درباره باد به صورت علمی بخوانیم و ببینیم چه هست بعد برویم سراغ قسمت اصلی انشا خودم

باد، به جریان هوا گفته می‌ شود

به‌طور کلی‌ تر، به حرکت گاز در اتمسفر باد گفته می‌شود

به طور ساده‌ تر، باد از طریق گرم شدن نابرابر سطح زمین در اثر تابش خورشید پدید می‌ آید

بادها عموماً بر اساس درجه قدرتشان، سرعت، نوع نیرویی که موجب به وجود آوردنشان است و محل جغرافیایی که رخ می‌ دهند یا اثر می‌ گذارند دسته‌ بندی می‌شوند.

باد یک کمیت برداری است، دارای دو مشخصه سمت و سرعت. سمت و سرعت یا از طریق مشاهده یا با استفاده از ابزارهای ویژه اندازه‌ گیری می‌ شوند

بله این باد است به صورت علمی

اما انشا من خیلی فراتر از این باد است

به عبارتی درباره یک باد معمولی نیست درباره صدای وزش شدید باد است

انشا ادبی زیبا درباره صدای وزش شدید باد

انشا ادبی زیبا درباره صدای وزش شدید باد
انشا ادبی زیبا درباره صدای وزش شدید باد

پس کمی از خود باد دور می شویم و به اثرات آن می پردازیم

باد وقتی به هر شی ای می خورد صدا هایی تولید می کند و اگر تند یا کند باشد صدایش نیز تغییر می کند

اما در این انشا می خواهم درباه صدا هایی که خودم از باد شنیده ام بپردازم

من که در شهر زندگی می کنم بیشتر صدای وزش شدید باد را در حیاط خانه یا در خیابان می شنوم

وقتی که باد با آن هیبت نامرئی خودش به شهر ما حمله می کند همه چیز را به هم میزند

بعضی مواقع آن قدر ترسناک می شود که آدم جرات نمی کند پایش را از خانه به بیرون بگذارد

وزش شدید باد وقتی به خانه ما میرسد بعضی مواقع با رفتن به سوراخ سمبه های حیاط و لای دیوار ها زوزه هایی میکشد

مثل موجودات زنده انگار دارد آوازی را می خواند

انشا ادبی زیبا درباره صدای وزش شدید باد

وزش شدید باد
وزش شدید باد

هر چند من نمی دانم چه می گوید اما فکر می کنم شاید میخواهد به ما انسان ها بگوید حواستان را جمع کنید

من باد هستم و با اینکه دیده نمی شوم اما می توانم خانه را روی سرتان خراب کنم

وقتی این باد شدید به درختان می خورد صدای دیگری دارد

صدایش به صدای باران شبیه می شود

زیباست

مخصوصا وقتی که آن صدا با رقص درخت همراه می شود

اما امان از آن روزی که این باد شدید خیلی شدید شود دیگر ممکن است از صدای ترسناکش خشک شوی

باد یکی از قدرت ها ، شگفتی ها و زیبایی های طبیعت ماست

باید قدرش را بدانیم

و وقتی صدا می کند سعی کنیم بیشتر دقت کنیم و به آن توجه کنیم تا چیزی ازش یاد بگیریم

چرا که طبیعت تمام برای انسان درس است

انشا ادبی زیبا درباره صدای وزش شدید باد

نویسنده : نی نای

انشا در مورد شب یلدا یا چله با عنوان شب یلدا شب زیبا

انشا در مورد شب یلدا یا چله با عنوان شب یلدا شب زیبا – مقاله شب یلدا – انشا با موضوع شب یلدا – انشا درباره شب یلدا – انشا با موضوع شب چله

متن ادبی درباره شب یلدا – انشا در مورد شب یلدا با مقدمه و نتیجه

انشا در مورد شب یلدا یا چله با عنوان شب یلدا شب زیبا

و یک انشا دیگر

انشا نویسی برای نمره نیست برای افزایش تخیل و خلاقیت است

پس تخیل و خلاقیت خود را به کار اندازید و ترس را از نوشتن به کنار بگذارید

انشا نوشتن یا نوشتن به عنوان نویسنده در ابتدا سخت است اما با نوشتن زیاد تبدیل به مهارت می شود پس زیاد بخوانید و زیاد بنویسید و بنویسید

انشا زیر یک نمونه انشا با موضوع شب یلدا می باشد

انشا با عنوان :

شب یلدا شب زیبا

شب یلدا یا شب چله یکی از کهن‌ ترین جشن‌ های ایرانی است.

در جشن شب یلدا ، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌ کره شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌ شود.

شب یلدا به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته می‌شود.

خانواده‌ های ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر و همچنین انواع میوه‌ ها و رایج‌ تر از همه هندوانه را مهیا و دور هم سرو می‌کنند.

پس از سرو تنقلات، قصه‌ گویی بزرگان خانواده برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌ گیری با دیوان حافظ رایج است

شب یلدا که به عنوان یکی از شب‌ های مقدس در ایران باستان مطرح بوده به‌ صورت رسمی در تقویم ایرانیان باستان از سال ۵۰۲ قبل از میلاد در زمان داریوش یکم به تقویم رسمی ایرانیان باستان راه یافت یعنی از ۲۵۰۰ سال قبل

در بالا قدری درباره شب یلدا و تاریخچه اش خواندیم

اما الان می خواهم وارد قسمت اصلی انشا خود شوم

انشا در مورد شب یلدا یا چله با عنوان شب یلدا شب زیبا

انشا در مورد شب یلدا یا چله با عنوان شب یلدا شب زیبا
انشا در مورد شب یلدا یا چله با عنوان شب یلدا شب زیبا

انشا من همانطور که از عنوانش مشخص است می خواهد به زیبایی های شب یلدا بپردازد

شب یلدا یا چله برای من همیشه جادویی بوده است

شبی پر از راز و پر از پری و دیو و خیال و همینطور پر از چیز های قشنگ دیگر که آدم را آرامش می دهند و به خانه و دل آدم ها در سرمای زمستان گرما می بخشند

وقتی از شب یلدا صحبت می شود حرف کرسی پیش می آید که چند نفر دور آن می نشیند و آجیل و میوه می خورند و حرف می زنند

اما من فقط یک بار توانستم پشت یان کرسی ها بنشینم در کنار مادربزرگ و پدربزرگم که خاطره خوبی را برایم به جا گذاشته است

آن شب، شب به یاد ماندنی بود و دیگر نتوانستم تجربه کنم

به نظر من شب یلدا ها باید آن شکلی باشد گرم و صمیمی

شب یلدا بیشتر از آن که یک شب طولانی باشد یک جشن بزرگ است مثل نوروز

می گویند کریسمس مسیحیان نیز از شب یلدا ما گرفته شده است

هر چه هست شب یلدا شب دوستی و خوش بودن است

فقط بحث هندوانه خوردن و اجیل و میوه نیست بحث دوستی و زیبایی است

و آن طور که گفته شده باید بیدار ماند تا صبح تا زمانی که بتوان خورشید را دید و نگذاشت خورشید از دست ما فرار کند

و من هم به این فرهنگ خودمان افتخار می کنم

افتخار می کنم که یک ایرانی هتسم با این همه جشن های زیبا و فرهنگ های زیبا

شب یلدا را به یاد ایران بزرگ و گذشتگان پرافتخار خود گرامی می داریم

تهیه : نی نای